تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از مشروطيت تا جنگ جهاني اول

مشروح خبر

نوشته اردشير كشاورز

بخش  صد و سی و نه

درنوبت پیشین ازجنگ و کشاکش محلی و آشوب فراگیر در شهر کرمانشاه در دو جبهه حکومت دولتی که اعظم الدوله زنگنه ، امور آن را نمایندگی می کرد و جبهه دیگری حاج فرخ خان ایلخانی و استعداد جمعیت و سوار و پیاده و نیرو و جنگ افزار و توپخانه بود که به کلهرهای شهری معروف بودند و بزرگان کرمانشاه چون مشهدی حسن خان معاون الملک
و دیگر سرشناسان شهری وعشایری از جمله داوودخان
سردار مظفر کلهر ایلخانی کلهر،حامی و پشتیبان جبهه حاج فرخ خان ایلخانی بوده و منصوب سالارالدوله شاهزاده مخبط ، هرج و مرج طلب آشوبگر قاجار و عمده جماعت روحانیون مقیم کرمانشاه در وهله ی جنگ و کشت وکشتار که هشت شبانه روز دوام آورد با ورود عشایر طرفداران سالارالدوله در یورش به شهر کرمانشاه و متعاقب آن ورود سالارالدوله چون اعظم الدوله
زنگنه در برابر دسته بندی های انجام شده ، کاشکنی ها
وخلف مواعید طرفداران خود توان مقابله را در خود ندید وهم اینکه حاج فرخ خان ایلخانی تهدید سخت کرده بودند ، در صورت ادامه ی اصرار بر جنگ و عدم تسلیم حاکم منصوب دولت بختیاری ، شهر را به باد غارت خواهد داد و بازارکرمانشاه تخریب و چپاول خواهد شد.
اعظم الدوله با استمزاج لازم از کنسولگری انگلیس در شهر کرمانشاه به نام حاکم رسمی و قانونی دولت ایران شبانه و به صورت پنهان و مخفی همراه تعدادی از اعضای کمیته انقلابی شهر کرمانشاه و بی راهه در ساختمان کنسولگری انگلیس متحصن و پناهنده شد.
مرحوم فرج اله خان معتمدی افراد متحصن همراه اعظم الدوله زنگنه را چنین شرح داده است :
1- ابوالحسن خان زنگنه 2- خان بابا خان بهادر لشکر زنگنه ، پدر دکتر مهندس خان احمد خان ابراهیمی زنگنه
3- اسحاق خان یا اسحاق میرزا امیراکرم 4- ملک ایرج میرزا امیر محترم (این دو تن از خاندان دولتشاهی های کرمانشاه بوده اند ) 5- سعید نظام رییس قورخانه و برادرش حسن خان صارم السلطنه 6- حاج رستم بیگ سارابی و عده کثیر دیگری . (1)
عبداله خان وزیری نام اشخاص متحصن را در نامه ی خصوصی خود به کرمانشاهی های طرفدار مشروطه ، چون میرزا احمدخان معتضدالدوله وزیری ، میرزا علی خان
سرتیپ قراسوران باشی و ... چنین نوشته است :
« اعظم الدوله (زنگنه) ابوالحسن خان (زنگنه ) ، اکرم الدوله
دولتشاهی ، اعتماد الدوله (درست آن اعتلاء الدوله کارگزار امور خارجه محمره است ) (2) ، فخیم السلطنه (زنگنه) (3) حاجی رستم بیگ (سارابی) ، سعید نظام ،
پسرحاجی رستم بیگ ، میرزا حاجی آقا ( تلگرافچی ) ،
نصرت اله خان (خانه خراب برادر میرزا علیخان سرتیپ قراسوران باشی ) ، امان اله خان ، مسعود خان ( خانه خراب
کرمانشاهی ، برادران میرزا علی خان سرتیپ) ، میرزا
حبیب اله خان اعتماد الرعایا ، محسن خان ، مشهدی
مهدی (مهدی پهلوان رضا ) ، قاسم خان سردار (مکری) شیخ محمود ، این بیچاره تهرانی یا بروجردی بوه و در بین مجاهدان کرمانشاه اسم و رسمی داشته ،
در حمله ی سالارالدوله به تقاص (انتقام ) آقا محمود فیض
به دار کشیده شد. ) (4)
سالارالدوله در روز جمعه 23 ذیحجه وارد کرمانشاه شده به رتق و فتق امور پرداخته و در شب شنبه حاج فرخ خان ایلخانی نایب الحکومه ی کرمانشاه
در می گذرد (نایب الحکومه به مفهوم اینکه حکومت را از آن سالارالدوله دانسته اند) و فرزندش ، محمود پاشا خان سالارهمایون به جای او منصوب و به کار می پردازد. (5)
سالارالدوله پس از ورود به کرمانشاه مساعی لازمه ای
را معمول می دارد تا تحصن کنندگان را ازتحصن در کنسولگری انگلیس خارج ساخته و تمامی آنان را
سربه نیست کند، اما در این راه توفیقی حاصل نکرده و ضمن آن به مشهدی حسن خان معاون الملک دستور می دهد املاک مشروطه خواهان را به باد خرابی و غارت دهد و لذا املاک دینور اعظم الدوله و املاک حاجی رستم بیگ در سرفیروزآباد و املاک ابوالحسن خان زنگنه به کلی آماج تخریب قرار می گیرد و هرآنچه از غلات و شلتوک و توتون در انبارها و مزارع موجود بوده ، غارت می شود. (6)
فرید در ادامه یادداشت های خود از مرگ ناگهانی مرحوم آیت اله آخوند ملا محمد کاظم خراسانی در عتبات عالیات خبرداده و نوشته است :
« سه شنبه 28 ذیجه 29 ـ خبر تازه که امروز شنیده شده ، فوت مرحمت مآب آقای آخوند ملا محمد کاظم خراسانی بود که در بیستم این ماه به مرض فجعه (سکته) به رحمت ایزدی پیوسته است. » (7)
درماه ذیحجه سال 1329 ـ نظرعلیخان امیر اشرف امرایی که درآن زمان لقب سردار اکرم داشته از طرهان به کرمانشاه آمده و از سالارالدوله دیدار کرده است، چون متن این خبر با اسنادی که از پی آورده می شود و نگاشته ی فریدالملک در تباین بوده و همخوانی
ندارد ، علیهذا عین مطلب فرید که در یادداشت هایش آمده ، آورده می شود و سپس به ادامه ی مطلب مورد بحث می پردازیم :
« پنجشنبه 29 ذیحجه (1329 هـ ق ) بنا به احضار حضرت اقدس سالارالدوله عصر به دار الحکومه رفتم ، دندانشان درد می کرد ، دراین بین نظرعلی خان سردار اکرم لرستانی وارد شد ... » (8)
این مورد با توجه به اسنادی که در اختیار هست ، مغایرت داشته ، محتمل است مرحوم فریدالملک درشناخت نظرعلیخان امرایی سردار اکرم دچار اشتباه
و لغزش شده باشد و کس دیگری را به جای نظرعلیخان
به جا آورده باشد ، چنانکه پیش تر شیخه (شیخ علیخان
سردار عشایر بیرانوند) را رییس درکوند نوشته بود
و در شناسایی یکی دیگر از خان زادگان لرستان همچنان
دچار لغزش بوده است .
به هر صورت پیگیر مبحث شده و درجای خود به موضوع می پردازیم.
فرید الملک مرگ حاج فرخ خان ایلخانی را در آخر ماه (سلخ) ذیحجه نوشته و او را آدم سلیم النفس درویش مسلکی دانسته که درآخر عمر عاقبت به خیر شده
که در حکمرانی کرمانشاه فوت کرد تا با عزت و احترام تشییع جنازه شود و در ادامه ی مطلب هم آورده است :
« فوت فرخ خان ایلخانی ـ سه شنبه غره محرم الحرام 1330 ـ 23 دسامبر 1911 ـ عصری به مسجد مرحوم حاجی شهبازخان رفتم که جنازه ی مرحوم فرخ خان ایلخانی را به امانت گذاشته اند ، یک سوره قرآن خوانده ،
ثوابش را به روح آن مرحوم نثار کردم . جز یک نفر قاری کسی را ندیدم ، گفتند از اولاد و کسان مرحوم ایلخانی ،کسی سراغ جنازه نرفته ، همین است وقتی شخص مُرد از شاه و گدا ، عالی و دانی به جز عمل آن شخص
هیچکس با او نخواهد بود. » (8)
درهر صورت اوضاع شهر کرمانشاه با توجه به ورود و تحرکات سالارالدوله و عشایر همراه او و تحصن
اعظم الدوله زنگنه حاکم کرمانشاه و اعضای هیأت مدیره ی موقتی انقلاب در ساختمان کنسولگری انگلیس به هیچ وجه قرین امنیت وآرامش و نظم و ترتیب انضباط نبوده و به نحوی که در مباحث آتی خواهیم خواند ، اوضاع نابسامان شهر کرمانشاه موجب می گردد حیثیت شهر از دست برود.
ادامه دارد
ـــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
1- نهضت مشروطیت درکرمانشاه و کنگاور ـ پیشین ـ
ص 184
2- اعتلاءالدوله درست است که کارگزار امورخارجه محمره یا خرمشهر بوده است و با ترک محل و با هزاران
مشقت خود را به کرمانشاه رسانید، به عنوان یکی از اعضای هیأت مدیره موقتی انقلابی کرمانشاه در کنار دیگر اعضا، حکم به اعدام آقا محمود روحانی
استبداد طلب ، محرم و طرفدار خاصه ی سالارالدوله و برادر آقا محمد مهدی مجتهد می دهد و با بازگشت اوضاع و تفوق سالارالدوله بر مشروطه خواهان ، دستگیر و به دار آویخته می شود.
3- حیدرخان فخیم السلطنه فرزند حسین خان
اعظم الدوله زنگنه و پدر دکتر محمد اعظم
زنگنه سرنوشت دردناکی را همراه پدرش تجربه
می کند.
4- مجله خاطرات وحید ـ شماره 23 ـ پیشین
5- خاطرات فرید ـ ص 390 ـ محمود پاشا خان سالار همایون ، پدر شاهرخ خان و عزت اله خان ایلخانی پور بوده است.
6- همان ـ همان صفحه
7و8- همان ـ صص 390-391

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − سه =

5 + 1 =