تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از مشروطيت تا جنگ جهاني اول

مشروح خبر

نوشته اردشير كشاورز

بخش  صد و چهل و هشت

درنوبت پيشين نسبت به ارائه مستنداتي چند مبادرت گرديد كه در كليت امر ، نشان مي داد در شب و يا صبح ورود و يا شب دوم، مجاهدان همراه ومحور سردار يارمحمد خان كرمانشاهي، در آشفته بازار سياسي روز ،
روال درست امور از كف حاكم نداشته ي كرمانشاه كه در ساختمان كنسولگري انگليس متحصن بوده است ، ‌برون شده و مجاهدين برابر كينه ورزي هاي پيشين بين آنان و هواداران سالارالدوله در دستگيري سران هوادار استبداد پيشين محمد علي شاهي ، درجستجوي خانه به خانه ، اكثريتي از روحانيون شهر و از جمله مرحوم آقا محمد مهدي مجتهد كه در اوايل مشروطيت ليدر مشروطه طلبان و قطب اصلي مشروطيت بعد از مرحوم آقا اسداله سلطان العلماء
امام جمعه ي بزرگ كرمانشاه محسوب مي شد و برادرش آقا محمود فيض مجتهد از محارم خاص و نزديك
سالارالدوله ، حاج آقا رحيم مجتهد آل آقا ، حاج‌آقا ولي پيش نماز و ديگر روحانيون شهر دستگير و در بازداشت به سربرده تا پيرامون ميزان همكاري آنان با سالارالدوله اعضاي هيأت مديره ي موقتي انقلاب رسيدگي وتحقيق لازم را معمول دارد و از اين روي در بخشي از گزارش كنسول انگليس به سفارت انگلستان در تهران كه در كتاب آبي اسناد وزارت امورخارجه انگلستان چاپ شده و پيش تر به آن پرداختيم و در ادامه ي مابقي گزارش مي خوانيم :
« آقا محمد (آقا محمود درست است ) دستگير گرديد و به همين طور آقا رحيم وحاجي آقا ولي و آقاي سيد رضاي قمي و شيخ الاسلام كه تمام از علما بودند ، دستگير شدند. تمام مراسلات و مكاتبات سالارالدوله درعمارت حكومتي پيدا شد و جعبه ي تحرير آقا محمود از خانه اش آورده شد. كميسيون فوق العاده ي
دولت دراين مسأله تحقيق نموده ، بر ضد آنها رأي داد.
از بابت تقصير آقا محمود ، هيچ شك و شبهه نبود ،
كميسيون اين طور تصميم نمود كه بايستي چهارهزارتومان داده ، با سايرين به تهران فرستاده شود.
در عرض شب يارمحمدخان سردار ، امر به كشتن او داده ،
علي الطلوع روز 12 او را به دار زدند .
يارمحمد خان ، كميسيون مزبور را اطلاع داد كه برحسب
اوامر مركز اين اقدام را نموده است. سايرين را يحتمل به تهران خواهند فرستاد ، ولي دراينكه آيا آقا رحيم از قتل مستخلص خواهد شد ، شبهه مي باشد.
صبح روز نهم ـ دو نفر از صاحب منصبان رژيمان زنگنه (فوج زنگنه ) را با دو نفر ميرغضب و يكي دو نفر ديگر به ضرب گلوله مقتول نمودند. سالارالدوله زن خود را كه
يكي از شاهزاده خانم هاي همانجا بود با خود برد.
روز نهم به ماهيدشت رسيده و دهات اطراف را براي آذوقه
غارت نمودند. سالار مسعود (حسين خان گوران ـ سردار معظم ـ ياسمي) و صمصام السلطنه سنجابي به خانه هاي خود رهسپار گرديده ،‌امتناع نمودند از اينكه بيش از اين سالارالدوله را كمك نمايند.
سردار مظفر و سالار همايون و همراهان آنها با اوهستند و عده ي آنها به سيصد نفر و يك عراده توپ مي رسد و از ماهيدشت به اراضي خالصه قريب 12 ميلي كرمانشاه كه در طرف اقصي شمال غربي واقع است ، رفته اند و از قرار مذكور براي فراهم نمودن قشون امدادي نزد طوايف كلهر و اكراد و الوار فرستاده اند.
عساكر دولتي مركب از دويست نفر مجاهد ، يكصد نفر گلباغي و سربازان محلي و داوطلب مي باشند . شايده عده ي آنها روي هم رفته به هزار نفر مي رسد و تمام اينها داراي اسلحه و مهمات خوب مي باشند و براي قشون كمك به فرمانفرما تلگراف كرده اند ، شهر آرام و مردم متوحش مي باشند ، دو نفر از آخوندها موسوم به سيد محمد روضه خوان و نايب الصدر در قونسولخانه بست اختيار نموده اند و اينها متهم به تقصيرات پلتيكي مي باشند ولي مي گويند بي تقصيري خود را مي توانند ثابت نمايند. ـ امضاء : مكدول »‌ (1)
وضعيت اموركرمانشاه ، يعني شهركرمانشاه ، مركز ايالت كرمانشاهان به واسطه ي يورش سردار يارمحمد خان كرمانشاهي و مجاهدان همراهش و عقب نشيني و فرار سالار الدوله و سران عشاير طرفدارش در بررسي مباحث پيشين اين كنكاش آورده شد و اينك و قبل از پيگيري مابقي اوضاع مربوطه ي شهر كرمانشاه و ايالت كرمانشاهان از بازخواني متن اسنادي چند از اسناد
ابوالفتح ميرزاي سالارالدوله از پي آورده مي شود :
« سند شماره 73 ـ اداره تلگرافي دولت عليه ايران ـ از كنگاور به تهران ـ نمره 10 دولتي ـ عدد كلمات 122
به تاريخ 19 شهر دلو ـ تنگوزئيل ـ سنه 1330 ـ خدمت حضرت اجل آقاي مسيويفرم خان ، دام اقباله ـ به فضل خداوند و اقبال بلند پايه ي دولت قوي شوكت قاهره و ملت محترم ايران وحضرتعالي ، شب 17 صفر ، يك عده از آقايان مجاهدين جمعي آقاي يارمحمد خان سردار به طور يورش و اليغار صحنه را محاصره نمودند. باقرخان سالارمكرم (باقرخان اعظم السلطنه كاكاوند) با استعداد خود فرار نموده ، صحنه را متصرف شدند.
خود آقاي يارمحمد خان هم صبح زود با بقيه مجاهدين به صحنه رفته ، استدعايي كه هست اين است اگرچه به توسط گاري پست هم باشد ، فوري توپ بزرگ براي ايشان روانه فرماييد. مدعي در شهر و قلعه محكم است ،
بيچاره مجاهدين با گلوله تفنگ چه خواهند نمود
مسلم است ، فوراً‌توپ با گاري روانه خواهيد فرمود ـ ساري اصلان . » (2)
تلگراف دوم ـ سندي است از جانب سردار يارمحمد خان كرمانشاهي كه گزارش اوضاع را در ورود خود و فتح شهر كرمانشاه به يپرم خان ارمني رييس كل نظميه مملكتي اطلاع داده است كه مي خوانيم :
« سند شماره 74 ـ اداره تلگرافي دولت عليه ايران ـ از كنگاور
به تهران ـ نمره 13 دولتي ـ عدد كلمات 125 ـ تاريخ 19 دلو ـ تنگوزئيل 1330 ـ خدمت حضرت آقاي مسيو يفرم خان سردار ، دام اقباله ، الساعه كه صبح 18 است ، وارد بيستون گرديده ، اشرار به محض ورود اردوي منصورتاب مقاومت نياورده ، متفرق گرديدند. فردا انشاء ا.... تعالي به حول و قوه الهي و به همت بلند حضرت عالي ، حمله به كرمانشاه مي نمايند.اميد است كه از توجهات اولياي امور به كلي اشرار آن صفحات را قلع و قمع نموده و لوث وجود آن شاهزاده دزد ، خائن دولت از صفحه خاك اين اطراف پاك نمايد‌، چون حضرت عالي در باب فرستادن توپ و استعداد بي لطفي فرموديد ، حالا دست بيچاره چون به جان نرسد ، چاره جز پيرهن دريدن نيست.
مستدعي است به هر وسيله كه ممكن است فشنگ را عاجلاً برسانيد. در خصوص حقوق سوارهم به ورود كرمانشاه
به هر تدبير است لطف فرموده ، برسانيد. 18 شهر صفر ـ
يار محمد كرمانشاهي » (3)
متن اين فقره سند كه از بيستون به كنگاور جهت مخابره با سيم كنگاور ارسال شده است ،‌به خوبي حكايت اوضاع نابسامان و درهم پيچيده مركز كشور را در ميان چند قطبي بودن هيأت حاكمه نمايان مي سازد كه مجاهدين همراه سردار يارمحمد خان كرمانشاهي ،‌حداكثر در تعداد و ظرفيت سيصد تن
به واقع با دست خالي و تنها با تفنگ هاي سازماني خود راهي كرمانشاه و مقابله ي با اردوي پرتعداد عشايري سالارالدوله شده و مي دانيم كه نيروهاي سالارالدوله مجهز و مسلح به همه گونه جنگ افزار سبك و سنگين و حتي توپ هاي پاره كوب افواج رزمي عشايري زنگنه و كلهر و گوران و كليايي نيز بوده اند و اما هرآنچه همراه اردوي كوچك سردار يارمحمد خان كرمانشاهي جهت مقابله و دفع اردوهاي عشايري سالارالدوله بوده است ، مواعيد پوچ و بي اساس ، تزوير و ريا و نويدي كه فرمانفرما با اردوي مكمل و مسلح از پي شما خواهد آمد بوده و لاغير.
ادامه دارد
ـــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
1 - كتاب آبي جلد هفتم ـ پيشين ـ صص 1666-1667
2- اسناد ابوالفتح ميرزاي سالارالدوله ـ قبلي ـ ص 138
ضمناً ‌امان اله خان ساري اصلان كه از بزرگان عشايري ايل ترك افشار همدان و اسدآباد بوده است و حاكم كنگاور ، خوشبختانه صاحب خاطرات و يادداشت هاي ارزشمندي است كه چاپ گرديد و روشن كننده پاره اي
از مجهولات تاريخي عصر مشروطيت كرمانشاهان است.
3- اسناد ابوالفتح ميرزا ـ همان ـ صص 138-139

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + 19 =

42 + = 52