تشییع واژه‌ها

1138155

زبانِ بشر، به مثابه‌ی یک ابزار ارتباطی، بطور خیلی خلاصه مجموعه‌ای‌ست از نشانه ها و نمادهای قراردادی جهت اطلاق به مفاهیم و مصادیق بیرونی! از ویژگی های زبان بشری، پویایی آن در بستر زمان هست. واژگان، به عنوان عناصر مهم زبانی، پذیرای بیشترین تاثیر از این پویایی، چه به لحاظ ساختاری و چه به لحاظ محتوایی هستند.
️تحولات معنایی واژگان:
به طو خلاصه در بابِ تحولات معناییِ واژگان، در بستر زمان می توان به چند موردِ زیر اشاره نمود:
بسط معنایی: دایره‌ی شمولیت معنایی واژه در گذر زمان بیشتر میشود.
تحدید معنایی: دایره‌ی شمولیت معنایی واژه در گذر زمان کمتر می شود.
تغییر معنایی: دایره‌ی شمولیت معنایی واژه در گذر زمان بطور کلی تغییر می کند ( فارغ از ارزشگذاری دو مفهوم اولیه و کنونی)
ترفیع معنایی: مفهوم جدید واژه، بار عاطفی مثبت به خود می گیرد.
تنزل معنایی: مفهوم جدید واژه، بار عاطفی منفی به خود می گیرد.
حذف معنایی: واژه و به تبع آن مفهومش در اثر عدم نیاز، کم کم محو می گردد.
ابداع معنایی: واژه‌ای جدید و به تبع آن مفهومی جدید جهت اطلاق به مصداق خارجی جدیدی، ابداع می شود.
️اما… آنچه در این نوشته منظور و دغدغه‌ی ماست، گونه ی دیگری از تحول معنایی‌ست!
بر خلاف تنزل معنایی، که دیگر مفهوم پیشین واژه عمومیت ندارد و به لحاظ زبان‌شناختی و از دیدگاه مخاطبین، این تنزل رسمیت دارد، در این نوع تحول معنایی که ما آن را «ستم معنایی» می نامیم، واژه املاء و مفهوم ذاتی و اولیه‌ی خود را رسماً از دست نداده، اما در عمل و در بافت اجتماعیِ خاصی، محتوایی وارونه
و احیاناً متضاد به خود می گیرد!
به طوری که در ذهن مخاطبِ تیزبین، و گاهاً قاطبه و اغلب مخاطبینش تداعیِ آن مفهومِ وارونه شده بر مفهوم اولیه و ذاتی اولویت دارد. و مفهوم اولیه اگرچه هنوز در ظاهر و حتی محتوا ـ جایی دیگر و در بافتی دیگر ـ زنده است اما اینجا در گونه‌ای از کمای معنایی به سر می برد!
واژه هایی از قبیل خدمت و زرنگ، … از این دست واژه ها هستند! بیم آن می رود که اندک اندک این وارونگیِ معنایی که بسیار ناخوشایند است مانند اصلِ تنزل معنایی رسمیت بگیرد، و رسماً به یک تحول معناییِ ناصواب بدل شود!
️این «ستم معنایی» با عواقب بسیار نامبارکی همراه هست، هم سلب اعتماد عمومی را به دنبال دارد، هم سلب اعتماد از گوینده‌ی واژگان که می تواند همه ما باشد، و هم سلب اعتماد از خودِ واژه، که مِن‌بعد گویندگان به ناچار از بیمِ چنین برداشتهای ناصوابی، از بکار بردن آن ـ جایی که لازم و جایز است ـ پرهیز کنند!
️ بر واژه ها پا نگذاریم که واژه‌ها جان دارند، نفس می کشند، معنا می بخشند!
شاید در بازه زمانی کوتاه مدت این چِندِشِ عمومی متوجه واژه‌ای مثبت شود که به جهت ظلم ما به آن اتفاق افتاده است، اما به مرور زمان گوینده‌ی آن واژگان، با آن ستمِ معنایی که دچارش شده نیز از چشم عموم می‌افتد!  از واژگانی که بار معنایی مثبت دارند،  به عنوان سپرِ بلا، در مقابل ـ آنچه خلافش حادث می شود ـ استفاده نکنیم.
به این بیندیشیم که به مرور زمان، زبان را فقیرتر می کنیم و زبانِ فقیر یعنی انتقال ضعیف ترِ مفاهیم!
به واژگان ستم نکنیم. واژگان را قربانی ناتوانی در بیان واقعیات یا ناتوانی خود در انجام مسئولیت نکنیم.
️واژه‌ها را به قتلگاه نبریم:
جایی که خدمت نمی کنیم، با توسل به واژه‌ی خدمت، جهتِ اقناع یا فریب افکار عمومی آن را به آفت ستم معنایی مبتلا نکنیم!
جایی که خلاف یا خیانتی از ما سر می زند، خود را زرنگ ننامیم، و این واژه را دچار ستمِ معنایی نکنیم!
بارِ ناتوانی در مسئولیت‌پذیری خود را به دوش واژگان نگذاریم. اگر در انجام مسئولیتی ناتوانیم، عذرخواهی و استعفا را جایگزینِ تکرارِ مکرّرِ واژه‌ی خدمت کنیم.
واژگان را سپرِ افعالِ ناشایستِ خود نکنیم؛ این افعال را با همان واژگانی که می بایست، انتقال دهیم. اگر دروغ می گوییم یا خیانت می کنیم، بگوییم بد کردیم، نگوییم زرنگ بودیم!
باشد که مفاهیم متعالی را زنده زنده، تشییع نکنیم.
صابر قادرنژاد- با همکاری مادیح یوسفی

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 11 = 19