تصویر های قدیمی ازسیمای کرمانشاه با قلم دوربین درخاطرات خواندنی از بیستون تا چهلستون اثر استاد منوچهر نجمایی

ح- مولایی فر
بخش یازدهم

هرچند کتاب خواندنی از بیستون تا چهلستون تالیف و اثر استاد منوچهر نجمائی در حال وهوای خاطره نویسی نفس می کشد. اما همانطور که در نوشتارهای پیشین اشاره شد بیشتر مجموعه ای از دانستنی های عمومی در زمینه های مختلف نهادهای اجتماعی است.
مولف کتاب نگاهی هم به تاریخچه بعضی از سازمان های اداری واماکن معروف و مورد استفاده ی مردم شهر کرمانشاه دارد که از جهت آشنایی با گذشته ی این ارگان های دولتی ومکان های عمومی که ساختمان برخی از آنها هنوز هم دست نخورده باقی مانده و جنبه ی بناهای تاریخی پیدا کرده اند و جزو میراث فرهنگی به حساب می آیند فرصتی است تا به طور مختصر ونقل به مضمون بدان بپردازیم.
ابتدا سری به بازار سنتی ( راسته بازار و زرگرها) می زنیم تا از دریچه ی قلم دوربین جناب نجمائی تصاویری از این بازار سرپوشیده را به تماشا
بنشینیم :
« بازارهای کرمانشاه به دلیل آنکه سرراه عتبات بوده بعضی از تجار وبازرگانان که در راه سفر به عتبات در کرمانشاه اقامت کوتاهی داشتند شاید موقعیت تجاری و بازرگانی و جاذبه های دیگر موجب می شد که کار وکاسبی خود را در کرمانشاه متمرکز کنند که در این بازار هم، سرای اصفهانی ها و تبریزی ها دیده می شود از جمله سرای حاج محمدتقی اصفهانی … به یکی از چهار راه های بازار طلا فروش ها که بخشی از کسب و کار نقره فروشی و قلم زنی [ در آنجا دایر است می رویم] در این محل کار قلم زنی مرحوم «عین القضایی» از شهرت ویژه ای برخوردار بود که کارهای قلم زنی او در خانه ها وجود داشته باشد از جمله عتیقه ها و هنرهای ارزشمند محسوب می شود…
بازار پارچه فروش ها در همین بازار وامتداد بازار زرگرهاست… با پارچه ای آنتیک زنانه ودوزندگان محلی ( کُردی دوزی) که گردشگران ورودی به کرمانشاه بیشترشان مشتاق خرید این لباس های محلی هستند… سالن غذا خوری «ماهی خان» [ علیزاده] از آشپرخانه های معروف بازار بود. آنهایی که غذا در مغازه می خوردند به ماهی خان سفارش می دادند.
کارگر مخصوص مجمع بزرگ غذا را روی سرش میگذاشت، غذا داخل ظرف های مسی با یک کلاهک مسی روی آن که تا رسیدن به دست مشتری سرد نشود وچند تا « تنگ دوغ» به سفارش دهندگان تحویل می شد.
البته ماهی خان و دیگر آشپزهای معروف زمان «چلو کبابی سیدی» « چلوکبابی تبریزی» به دلیل شهرتی که داشتند در محدوده ی شهر مشتریان ومتقاضیان غذا در محل های خود را داشتند از چلو کبابی ماهی خان وسیدی دیگر خبری نیست اماچلو کبابی تبریزی [ هنوز هم در خیابان مدرس روبروی سه راه نواب فعال است]
نقل به اختصار و حذف صص 415-416
مولف از بیستون تا چهلستون درانتهای بازار از «مسجد شافعی» و « بازار توپخانه» درکنار پارک شیرین که در افواه مردم قدیم به « درطویله» معروف است همچنان « گاراژ عالم شکن» که فعلاً مخروبه شده و غیر قابل استفاده است و روزگاری دراین مکان توسط مرحوم فراستی که طرف امین دامداران وتولید کنندگان روغن حیوانی بود، «روغن کرمانشاهی» خریدوفروش می شد وچندین مشاغل دیگر در محوطه ی بازار توپخانه مطالب کوتاهی نگاشته است سپس راه رفته را بر میگردد ودر مورد موقعیت بازار قدیمی روبروی بازار سنتی زرگرها یعنی « بازار اسلامی» که پیش از انقلاب به دلیل استقرار و مالکیت یهودی ها در بیشتر مغازه ها به « بازار یهودی ها» اشتهار داشت، توضیحاتی می دهد و خلاصه وار هم به اسامی چندین مکان قدیمی نیز از جمله :
« گمرک قدیمی، سبزه میدان، حوری آباد و مغازه های کلوچه پزها» در قسمت ورودی های بازار زرگرها بدون شرح وبیان بسنده کرده است.
نقل به مضمون ص 417
آنگاه به این مطلب می پردازد: « یکی از دهانه های ورودی بازار زرگرها، پاتوق فروش کت وجلیقه فروش های کناره خیابان بود که هرفروشنده تعدادی کت وجلیقه روی هم روی شانه هایشان آویزان کرده بودند که به این می گفتند:
« کت و جلیقه ی قصری» چون از قصر شیرین وارد کرمانشاه می شد. لباس دوخته شده ی دست دوم، اما تمیز واتو کشیده [ بعضی ازکت ها از لحاظ فرم ظاهری به لباس فرم نظامیان شباهت داشتند باجیب های بزرگ و لبه دار و دکمه های درشت فلزی و زرد رنگ که خیلی ها به این نوع کت علاقه نشان می داند] بگذریم.
جناب استاد نجمائی از چند مغازه پایین تر از بازار زرگرها زیرساختمان شهربانی سخن می گوید:
« زیرساختمان شهربانی، داروخانه ی « بانیانی» بود و در حال حاضر « بانک قوامین» و چند مغازه است.
مرحوم باقر بانیانی به زبان فرانسه تسلط کامل داشت و داروها را نیز خوب می شناخت وبه همین دلیل داروخانه دار بود از بزرگان شهر بود که معمولاً در مراسم رسمی که روسا ومدیران وبزرگان شهر حضور داشتند از او هم دعوت می شد اهل شعر و دادب هم بود که پس از مرگ دوستش دکترخانه خراب اشعاری برای وی سرود از جمله دو بیت برای سر درب آرامگاه خانه خراب مشخص است.
بزرگترین منزل را بانیانی داشت در خیابان آیت اله کاشانی فعلی [ خیابان دبیر اعظم، پایین تر از هتل بیستون ] بین سینما متروپل وسینمادیانا، بادرب بسیار بزرگ چوبی وپرده برزنتی به قد وقواره درب منزل وسوراخ ریزی که روی درب زده بود که هر کس بکوب درب را می زد با نگاهی که از آن منفذ به بیرون می انداخت اگر مصلحت نبودپاسخ نمی داد و درب را باز نمی کرد…
منزل بانیانی پس ازفوت وی توسط برادر زاده هایش تخریب وتبدیل شد به پاساژ « سروش» که وسعت آن تا کوچه پشت واقع در خیابان معلم [ شرقی- شاه بختی سابق به سمت سه راه شریعتی] می رسید.
نقل با حذف صص 417-418
ادامه دارد…

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

66 + = 68