«خون صلح» و شاهکار حاج عباس عربی

photo_2018-12-24_10-53-05

« خون را باید با خون شست»، این نظر برخی از مردم است که باور دارند نباید قاتل از مرگ رهایی یابد. چشم در برابر چشم، گوش در برابر گوش و نظایر آن که در تورات و تمدن آشور ذکر شده اشاره به قصاص عضو دارند و همانند همان ضرب المثل هستند یعنی برابری مجازات با جرم. از دیگر سو بزرگانی دریادل را دیده ایم که بر اساس اعتقادات دینی و انسانیخود باور دارند که مرگ و نابودی شخص دیگر- قاتل- حیات را به مقتول برنمی گرداند بلکه خانواده ی دیگری عزادار و بسیار کسان دیگر غمگین می شوند و ای بسا تأثیری ویرانگر بر زندگی و سرنوشت افرادی داشته باشد و چنین کسانی گذشت را که برای دسته ی اول چون زهر است همچون شربتی گوارا می نوشند و بی گماندر یادها و دلها خواهند ماند و همچون دلسوزان و چراغهای بشریت نگریسته خواهند شد و گاه تبدیل به اسطوره می شوند. براستی گذشت به ویژه از قتل دشوار است و ای بسا برای بسیاری ناممکن. ارجمندی و قیمت گذشتهم به همین امر است و اصولاً همین دشواری سبب بزرگی و سرفرازی می شود.
طلوع خورشید گذشت و گذشتن از تاری انتقام بی مدد خضر فرخنده پی نامیسور است زیرا باید بزرگی باشد تا دست بگیرد برای گذشتن از هفتخوان بس سخت، تا ساقی گون باده ی بخشش را بریزد در ساغر، تا نکیساوار نغمه ای خواند از شکوه و زیبایی ترک منزل انتقام، تا لبخند دوستی و آشتی را جایگزین چین جبین و گره ابروان کند، تا واژه های مهر و حیات را بکارد در زمینی که می تواند بذر کین را برویاند و با لسان الغیب که دفتر پر از گوهر شعرش رفیق همیشگی ماست بخواند:

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد
او که حیات را ممات، بقا را بر فنا، شیرینی را بر تلخی،شادی را بر شیون، آبادانی را بر ویرانی و روز را بر شب رجحان می دهد و یک دویست و یک بیست و یک یک(221) خون و کین را به صلح و گذشت بدل کرده و از او نگفتن جفاست، سردار صلح و سازش و گذشت حاج عباس عربی.
او نقاش تصویرگری است که دلهای پردلهره را آرام بخشیده، او معماری است که خشت بر خشت نهاده تا منزل دل آبادان شود، او تلاشگری است پرشکیب و خستگی ناپذیر که خسته شدن و کوتاه آمدنش یعنیشعله ور شدن آتش انتقام و انتشار هوای دشمنی و گسترش نگاه هایی از چشمان آلوده به زهر غضب.
ایران و کرمانشاه به وجود چنین انسانهایی سرفراز است، آنها که ننشینند بل برخیزند، از محبت گویند و دوستی جویند و خون را شویند با آب محبت و امید امثالشان فراوان باد و هم به اینجا از ایشان خواهم برای پی افکندن کاخی بلند از عشق و مهر که ز باد و باران گزند نیابد. اگر حاج عباس عربی بتواند ثمره یدهه ها کوشش بی وقفه و بی خستگی را تبدیل به نهادی کند و بنیاد نهد و بگستراند فرهنگ گذشت را و بیاموزد دلسوزان را و همراه شود تا نسلی پدید آید جویای صلح و گذشت، دلهای فرزندانمان که سده ها و هزاره های پسین آیند یادخانه اش خواهند بود و نامش بر زبانها جاری، گو اینکه کردارش و زحماتش تاکنون نیز بسنده نماید.
کرمانشاه مفتخر است که افزون بر دیگر بِرندها برندی از گذشت و عفو دارد و شخصیتی چنین کوشا.
این بیت شعر آقا سید صالح ماهیدشتی تقدیم به ایشان که معدن عشق و وفاست و بی مدد عشق چون توانست چنین کردن و چنین بودن:
هر کس بوی عشق بیو له یانه ش
گیانم و فدای خشت کاشانه ش

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 + = 14