دو زبانگی در کرمانشاه

مشروح خبر

بخش پنجم
محمود ظریفیان

نگاهی به چهار بخش پیشین
در چهار بخش پیشین توضیح داده شد که کرمانشاهیان مردمی دو زبانه اند و دوزبانگی شان از نوع دوزبانگی طبیعی است. به این معنی که هر دو زبان را پیش از آموزش های رسمی و مدرسه ای در خانواده و محیط فرا می گیرند و زبان فارسی را در کنار کردی به مثابه زبان مادری به کار می برند و نه زبان میانجی. دو دیدگاه افراطی در این زمینه وجود دارد، یکی از دیدگاه ها زبان فارسی را در کرمانشاه همچون کردی – اصیل و کهن و ادامه دار از روزگاران گذشته می داند و دیدگاه دیگر آن را غیر اصیل، وارداتی و تحمیلی از دوره قاجار برمی شمارد.
نگارنده این مخطوطات در نبود مستندات مکتوب در این زمینه، براساس تحلیل تاریخی و تکیه بر برخی نقل قول های مورخان پیشین در مورد قومیت ساکنان کرمانشاه در روزگاران گذشته – از جمله حضور پارسیان از دوره ساسانی تا پایان قرن چهارم هجری قمری مستند به منابع تاریخی؛ سه دوره را برای زبان فارسی در کرمانشاه مطرح
کرده است:
دوره اول یا دوره نوزایی از دو قرن پایانی حکومت ساسانیان تا آغاز قرن پنجم هجری، دوره دوم از قرن پنجم تا قرن سیزدهم هجری قمری با عنوان دوره خاموشی، و دوره سوم از آغاز قرن سیزدهم هجری به بعد. در جستارهای پیشین دو دوره اول و دوم بحث و بررسی شد و اینک در ادامه ...
دوره سوم، دوره نوزایی
چه دوره دوم زبان فارسی در کرمانشاه، دوران ضعف تدریجی زبان فارسی بوده باشد، چه در دوره ای از این تاریخ طولانی، در آن انقطاع حاصل شده باشد؛ هم نوشته های معدود جهانگردان و ماموران خارجی در ایران و هم قول معمرین و افراد ثقه ی این دیار حاکی از آن است که در نیمه اول قرن سیزدهم هجری قمری اهالی کرمانشاه از طوایف کرد بوده اند
و از دهه سوم این قرن، عوامل چندی زمینه بروز و رواج تدریجی زبان فارسی را در کرمانشاه فراهم آورده است. از این رو، نگارنده به این دوره که از آغاز دهه سوم قرن سیزدهم هجری قمری – یعنی سال 1221، زمان انتصاب محمدعلی میرزای دولتشاه به سرحدداری عراقین با مرکزیت کرمانشاه – شروع می شود، « دوره باززایی » نام داده است. گرچه پیش از این – در همین جستار – به عوامل باززایی و گسترش زبان فارسی و روایی آن در شهر کرمانشاه پرداخته شده، اما در این مجال به صورت گسترده تر به این عوامل اشاره می شود:
1-مرکزیت سیاسی و نظامی کرمانشاه با انتصاب فرزند ارشد فتحعلی شاه قاجار موجب اعتبار شهر و رود و اسکان جمعی از خدم و حشم این شاهزاده، اعم از صاحب منصبان دولتی، منشیان، مستوفیان، کارگزاران، گماشتگان، خدمتگزاران و نظامیان در کرمانشاه شد. اینان، اغلب فارس زبان بودند و غیر فارس زبانان شان نیز به فارسی سخن می گفتند. ارتباط با دستگاه حکومتی و نیز مراودات روزمره با این فارس زبانان مردم را وامیداشت زبان فارسی را از آنان بیاموزند. بدیهی است در چنین اوضاع و احوالی از این تازه واردان که خود را وابسته به دستگاه حکومتی می دانستند، انتظار نمی رفت که زبان رعیت را بیاموزند بلکه این رعیت بودند که برای رفاه حال خود باید به فارسی آموزی روی می آوردند.
2- در شهر جدید الاحداث کرمانشاه (1) انسجام دینی و مذهبی و توجه به شعائر اسلامی در قیاس با شهرهای دیگر ایران وجود نداشت و با کاستی های فراوان همراه بود « آنچه از کتاب های تاریخ نگاری محلی اواخر عهد زندیان و اوایل قاجاریه چون مرآت الاحوال جهان نمای آقا احمد کرمانشاهی، خیراتیه آقا محمدعلی مجتهد آل آقا، تحفه العالم و ذیل التحفه میر عبداللطیف شوشتری مستفاد می گردد، ارکان مناسک مذهبی در آن عصر، دوره ای
سخت شکننده و نارسا و بی بند و بار را سپری می کرده است» (کشاورز، 1395، پیشگفتار صفحه 5) از جمله تا زمان ورود مرحوم { ملا عبدالجلیل} کرکوکی هیچ گونه ساختمان مسجدی در شهر کرمانشاه وجود نداشته است (همان، 1382، 231) وضعیت اجتماعی آن عصر را صاحب مرآت الاحوال چنین گزارش کرده است: اهالی آن اکثر ... از خود بیگانه بودند. از دین و آیین در آن نام و نشان کمتر و شرب خمر و انواع فسق و فجور علانیه و برملا بوده، درویشان و قلندران قلاش در آن مجمع و از علما و عرفا و طلبه علوم و اصحاب معرفت و کمال خالی ... بود (به نقل از کشاورز، 1395، 99).
گرچه در کرمانشاه نوبنیاد، از نظر جمعیت، شیعیان در اکثریت قرار داشتند اما بیشتر آنان با معارف و شعائر شیعی آشنایی چندانی نداشتند. این به آن سبب بود که در گذشته ای نه چندان دور آنان از پیروان یارسان بودند و بعد به سلک شیعه در آمدند. رابینو در آغاز قرن بیستم میلادی، حدود سال 1317 هجری قمری – به این مورد، چنین اشاره می کند: بخش بزرگ تر شهر نشینان کرمانشاه شیعه هستند که پیش از این پیرو کردان یارسان بودند. حاجی علی خان که حاکم کرمانشاه بود مسجد جمعه را ساخته و از مردم خواست تا در آن به نماز بپردازند. (رابینو، 1391، 28)
به واقع، از سال 1176 هـ . ق که در شهر نو بنیاد کرمانشاه در زمان الله قلی خان زنگنه پی افکنده می شود تا ده سال بعد از آن نام و نشانی از وجود مسجد در کرمانشاه دیده نمی شود، تا اینکه نخستین مسجد در سال 1185 هـ . ق ساخته می شود که مسجد فعلی جلیلی است. بنای مسجد جمعه یا مسجد جامع که رابینو به آن اشاره کرده، ده سال بعد، به عنوان دومین مسجد کرمانشاه ساخته می شود (2).
صاحب کتاب مرآت الاحوال، ضمن توصیف کرمانشاه به عنوان قریه ای خراب پیش از دوره حاج علی خان زنگنه، از اینکه با مجاهدت های وی اهالی کرد کرمانشاه همه نمازگزار شده و جزو اخیار در آمده اند، چنین می نویسد: از یمن همت آن عالیجاه { حاج علی خان زنگنه } کرمانشاه آباد و محسود کل بلاد شده ... { این شهر} در اول قریه ای
بود بسیار خراب و در این اوان از بلدان عظیم الشان محسوب است. تمام اهالیش عارف به جزئیات مسائل شده اند. حتی اکراد که همه نمازگزار و از جمله اخیار گردیدند (به نقل از: کشاورز، 1382، 6).
به این ترتیب، با ساخت و توسعه مساجد و حمایت حاکمان و فراخوان معدود علمای شهر، جمعی از عالمان و روحانیون از نجف و سایر شهرهای ایران به کرمانشاه آمدند و در آن به صورت موقت یا دائم ساکن شدند. از جمله این عالمان و روحانیون غیر کرمانشاهی و غیر کرد که برای امر تبلیغ و ترویج تشیع به کرمانشاه آمده اند، می توان از این بزرگان یاد کرد: آقا محمد علی بهبهانی، فرزند وحید بهبهانی، زاده کربلا و توطن در کرمانشاه از اواخر قرن دوازدهم تا سال 1216 هجری قمری، سال وفاتش در همین شهر – شیخ عباس علی کزازی زاده روستای کزاز اراک متوفی و مدفون در کرمانشاه به سال 1237 هـ . ق – شیخ احمد احسایی، بنیانگذار مکتب شیخیه و زاده عربستان که به دعوت محمدعلی میرزا دولتشاه سرحددار عراقین و حاکم کرمانشاه سال هایی چند در کرمانشاه بود و بسیار مورد توجه حاکم قرار داشت (3). وی پس از فوت دولتشاه در سال 1237 هـ . ق از کرمانشاه به مقصد مشهد خارج شد – شیخ موسوی عاملی از خاندان شرف الدین عاملی، متوفی در سال 1298 هـ . ق . در کرمانشاه (4).
مهاجرت روحانیون غیر کرد و اغلب فارس زبان به کرمانشاه در طول قرن سیزدهم، چهاردهم و نیز قرن حاضر- قرن پانزدهم هجری قمری – کما بیش ادامه داشته و ادامه دارد که ذکر نام آنان باعث اطاله سخن خواهد شد (5).
کوتاه سخن اینکه این روحانیون غیر کرد زبان و همتایان آنها که در قرن های سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم هجری قمری در کرمانشاه رحل اقامت افکندند، منبرها، مواعظ و ارشادات خود را به زبان فارسی بیان می کردند و مراجعه کنندگان به آنها نیز یا خود به فارسی سخن می گفتند یا به کمک مترجم عرض حال می کردند. با توجه به جایگاهی که روحانیت در جامعه داشت، این عامل نیز در گسترش و ترویج زبان فارسی در کرمانشاه موثر بود.
و این جستار ادامه دارد ...
یادداشت ها
1- از سال 1176 هـ . ق به بعد که الله قلی خان زنگنه – رکن الدوله – از جانب کریم خان زند به حکومت کرمانشاهان برگزیده شد، شهر جدید کرمانشاه در اراضی متعلق به املاک خاصه شاهی پی افکنده شد. برای تفصیل این مورد، رجوع شود به (کشاورز، 1395، 96 و 97)
2- شفیع خان زند از معمرین طایفه زند به سال 1185 هـ . ق در اراضی معروف به فیض آباد بنای مسجدی را با دکاکینی چند تحت عنوان وقف پی افکند تا مرحوم آخوند ملا عبدالجلیل زنگنه کرکوکی در آن مسجد امامت کرده و اقامه جماعت نماید{ حدود ده سال بعد } حاج علی خان زنگنه در سال 1196 هـ . ق در اراضی موقوفه شهر در نزدیکی راسته بازار حلاج خانه مبادرت به احداث مسجد جامع کرمانشاه کرد (کشاورز، 1382، 5).
3-شیخ احمد احسایی بسیار مورد توجه محمدعلی میرزای دولتشاه بود و از این رو پس از قبول دعوت شاهزاده قاجار تا زمان فوت او در کرمانشاه اقامت کرد. در کتاب قصص العلمای تنکابنی آمده است که محمد علی میرزای دولتشاه سالی هفتصد تومان در ایامی که شیخ احمد احسایی در کرمانشاه به سر می برد به او پرداخت می کرد. در همین مورد، تنکابنی نوشته است که وقتی شیخ را قروضی به هم رسیده بود، محمد علی میرزا به او گفت یک باب خانه در بهشت به من بفروش من هزار تومان به تو می دهم. پس شیخ یک باب خانه { در بهشت } بدو فروخت و وثیقه نوشته و مهر نمود و به شاهزاده داد و هزار تومان گرفت (همان، همانجا، 23 و 24).
4-اطلاعات به صورت گزیده و خلاصه، برگرفته از صفحات مختلف کتاب مفاخر کرمانشاه، تألیف علی کرجی.
5-برای آگاهی بیشتر از حضور عالمان دینی مهاجر در کرمانشاه و فعالیت های آنان در این شهر رجوع شود به کتاب یاد شده در یادداشت چهار یعنی کتاب مفاخر کرمانشاه.
منابع
رابینو، یاسنت لوئی (1391)، گزارشی از بازرگانی و جامعه ی شهر و ایالت کرمانشاه در سده نوزدهم میلادی، برگردان محمد رضا (فریبرز) همزه ای، انتشارات دانشگاه رازی، کرمانشاه.
کرجی، علی (1390)، مفاخر کرمانشاه، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمانشاه.
کشاورز، اردشیر (1382)، کرمانشاه ما به دور نمای قدیم شهر، انتشارات طاق بستان، کرمانشاه.
(1395)، زندگی و زمانه محمدعلی میرزای دولتشاه، ناشر مولف، کرمانشاه.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 5 =

11 + = 20