دو زبانگی در کرمانشاه

مشروح خبر

بخش هفتم و پایانی
محمود ظریفیان

نگاهی به شش بخش پیشین
در شش بخش پیشین چنین آمده که کرمانشاهیان مردمانی دو زبانه کردی و فارسی اند، دو زبانگیشان نیز از نوع دو زبانگی طبیعی است. نگرش فرهیختگان و اصحاب قلم به این دو زبان نگرشی دوگانه است. در یک نگرش زبان فارسی – همچون زبان کردی – زبانی اصیل و ریشه دار به شمار می آید که از گذشته های دور در کنار زبان کردی رایج بوده و تا به روزگار ما امتداد پیدا کرده است. نگرش دوم، اما، زبان فارسی را غیر اصیل، وارداتی و حکومتی می داندو تاریخ آن را، دست بالا، به دوره فتحعلی شاه قاجار می رساند.
نگارنده این سلسله جستارها، در نبود مستندات مکتوب در این حوزه، براساس تحلیل تاریخی و تکیه بر نقل و قول مورخان در مورد قومیت ساکنان کرمانشاه – از روزگاران دیرین تا زمان حاضر – سه دوره را برای زبان فارسی در کرمانشاه پیشنهاد کرده است. دوره اول یا «نوزایی»، دوره دوم یا «خاموشی»، و دوره سوم یا «باز زایی».
در بخش پنجم و ششم، هفت عامل مؤثر در رواج زبان فارسی و شکل گیری لهجه فارسی کرمانشاهی در دوره باززایی برشمرده شد: 1- عامل سیاسی یا مرکزیت حکومت در کرمانشاه 2- عامل حضور عالمان شیعی فارس زبان 3- رونق بازرگانی و اقامت بازرگانان غیر کرد زبان در شهر 4- حضور موقت و عبوری زائران عتبات و کاروان های تجاری 5- مهاجرت غیر کرد زبانان به کرمانشاه در اثر قحطی و شیوع بیماری از زادگاه خود 6- مهاجرت غیر کرد زبانان شامل صاحبان هنر، حِرَف، صنعتگران، پیشه وران و کاگران جویای کار 7- علاقه و روی خوش نشان دادن مردم کرمانشاه و استقبال از کاربرد و رواج زبان فارسی.
زبان فارسی با پیمودن مسیر پرفراز و نشیب در کرمانشاه و با تاثیرپذیری از هفت عامل پیش گفته، در دوره سوم خود – دوره باززایی – به صورت لهجه ای از لهجه های زبان فارسی شکل گرفته است و امروزه یکی از دو زبان رایج گفتاری در شهر کرمانشاه است. در یکی دو دهه اخیر شاعرانی معدود به این لهجه روی خوش نشان داده و اشعاری را به این لهجه سروده اند و حتی مجموعه هایی را انتشار داده اند (1).
لهجه فارسی کرمانشاهی
از دیدگاه بررسی همزمانی ( = توصیفی، ایستا ) (2) گونه ای از زبان فارسی که امروزه در شهر کرمانشاه رایج است، ویژگی هایی دارد که به طور کامل در قالب توصیف لهجه می گنجد و اختلاف آوایی و واجی آن در سنجش با لهجه های دیگر زبان فارسی مشهود است. وجود برخی واژه های کهن دری یا کاربردهای دستوری که در فارسی معیار دیده نمی شود و برخی از آنها را استاد میرجلال الدین کزازی در آثار خود نمایانده (3) – به حدی نیست که این لهجه را در شمار گویش های فارسی درآورد؛ زیرا، این اختلافات در تفهیم و تفهم با سخنگویان سایر لهجه های فارسی هیچ اختلالی به وجود نمی اورد. از این رو، گونه فارسی کرمانشاهی را « لهجه فارسی کرمانشاهی » می نامیم و برنامیدن آن با ترکیب « گویش فارسی کرمانشاهی » -
آن چنان که امروزه معمول شده، بنا به تعریف علمی گویش، نارواست. لذا، استعمال واژه گویش برای لهجه فارسی کرمانشاهی، شایسته نیست و سزاوار است که از اصطلاح دقیق و علمی آن – یعنی لهجه – استفاده شود (4)
در سال های اخیر، برخی از فرهیختگان و اصحاب قلم شهرستان های استان در گفته ها و نوشته های خود وجود زبان فارسی در کرمانشاه را بر نمی تابند و آن را زبانی وارداتی و تحمیلی بر می شمارند که جایگاه زبان کردی را در کرمانشاه به مخاطره انداخته است. غافل از اینکه تا عوامل و عناصری در کنار هم قرار نگیرند و زمینه برای پذیرش عام زبانی در جامعه فراهم نشود، آن زبان پذیرفته نمی شود و کاربرد عام پیدا نمی کند. این معنی را استاد میر جلال الدین کزازی در نوشته ای سخته و پخته چنین ابراز می کند:
یکی از گویش های بومی که از زبان پارسی برآمده است گویش پارسی کرمانشاهی است ... گویش هنگامی پدید می آید که زبان سویمندی جغرافیایی بیابد و اندک اندک این سویمندی آن چنان نیرو بگیرد و در زبان کارساز بیفتد که بتواند ویژگی های ساختاری و هنجارمند را در آن پدید بیاورد. در آن هنگام که این هنجارها و ویژگیهای فراگیر در پی همسازی و دمسازی زبان با جغرافیا و کار و سازهای بوم شناختی به بسندگی روایی گرفت و کارکردهایی بنیادین و نهادین را در زبان شالوده ریخت و پدید آورد، گویشی در آن زبان پدیدار خواهد شد و بر دیگر گویش های بومی برآمده از آن، افزوده خواهد آمد (کزازی، 1396، 107).
نقد و نظر
شاید انتساب باززایی و جدید بودن لهجه فارسی کرمانشاهی را برخی از طرفداران دیرینگی این لهجه برنتابند و این ایراد را مطرح کنند که در این صورت برخی از ویژگی های دستوری کهن و واژگان قدیم را که در این لهجه است چگونه می توان توجیه کرد؟
پاسخ این است که می توان پنداشت این معدود ساختها و ریخت های کهن و واژگان قدیم، از لهجه های دیگر فارسی و همراه با مهاجران و مسافران و مهمانان به فارسی کرمانشاهی راه پیدا کرده باشد. برای نمونه، آمدن شناسه مفعولی همراه با شناسه فاعلی در صرف افعال ( رفتیمان، گفتیمان، دیدیمان و... ) در لهجه فارسی همدانی و قزوینی رواج داشته و هنوز هم رواج دارد. در مورد بعضی واژگان کهن که در لهجه فارسی کرمانشاهی به کار می رود ولی در فارسی معیار کاربرد ندارد، باید گفت، باز هم این واژه ها را می توان در لهجه های دیگر فارسی نیز یافت و تصور کرد که از آن لهجه ها، در دوره باززایی فارسی کرمانشاهی، به این لهجه وارد شده باشند.
موقعیت کاربردی امروز لهجه فارسی کرمانشاهی
در مورد موقعیت کاربرد فارسی در کنار کردی در شهر کرمانشاه وحید رنجبر – از پژوهندگان هم استانی فعال در حوزه پژوهش های زبان شناسی – در مقاله ای با عنوان «زبان معیار کرمانشاه » چنین می نویسد:
« گویش فارسی که در کرمانشاه به کار برده می شود، فارسی کرمانشاهی نامیده می شود (5). از آن رو که زبان رسمی ایران فارسی است، لذا در کرمانشاه فارسی ارجحیت بیشتری به کردی دارد و در موقعیت های رسمی فارسی صحبت می شود، و نیز در موقعیت هایی که دو نا آشنا با هم شروع به مکالمه می کنند اگر اطمینان نداشته باشند که هر دو کرد زبان هستند باید به فارسی صحبت کنند، مگر اینکه مطمئن باشند که هر دو طرف مکالمه، کرد زبان هستند. در کرمانشاه، حتی در موقعیت های رسمی، فرهیختگان، سیاستمداران و تجار به فارسی کرمانشاهی صحبت می کنند و نه به فارسی معیار، مگر اینکه کرمانشاهی نباشند.»
نکته پایانی در این زمینه اینکه امروزه نسلی را در کرمانشاه می بینیم که به دلایل مختلف از دوزبانگی یاد شده در این جستار دور شده اند به گونه ای که توانایی سخن گفتن به لهجه کردی کرمانشاهی را ندارند اما سخن مخاطبان کرد زبان کرمانشاهی را به خوبی درمی یابند. شاید وجهه دار بودن گونه فارسی معیار و لهجه تهرانی امروز در این امر موثر بوده باشد، حتی در مواردی گرایش به لهجه تهرانی دارند تا لهجه فارسی کرمانشاهی. حاصل گفتگو و پرس و جوی نگارنده با تنی چند از این گروه نشان می دهد که اینان چون خود را منتسب به شهر کرمانشاه می دانند و براین باورند که زبان کردی زبان مردم شهر کرمانشاه نبوده، برای تظاهر و تفاخر به شهری بودن، علاقه ای به کردی سخن گفتن ندارند. در کنار این گروه، گروه دیگری هستند که با وجود تسلط به لهجه کردی کرماشانی – و حتی سخن گفتن به این لهجه در محیط خانه – در اجتماع به ندانستن زبان کردی تظاهر می کنند تا خود و خانواده خود را منتسب به فارس زبانان کرمانشاه و دارای وجهه اجتماعی برتر نشان دهند. این رفتار اجتماعی ریشه دار، همان رفتاری است که به نوعی در آغاز قرن بیستم میلادی – سال 1900 میلادی – در کرمانشاه وجود داشته و لویی رابینو آن را در کتابش نکوهیده است (رابینو، 1391، 28). چنین رفتارهایی البته به مذاق طرفداران زبان کردی در کرمانشاه امروز نیز خوش
نمی آید و در گفتارها و نوشته های خود آن را می نکوهند.
برشماری چند ویژگی لهجه فارسی کرمانشاهی
برای برشمردن ویژگی های لهجه فارسی کرمانشاهی باید آن را در سنجش با گونه گفتاری فارسی معیار – و گاه با گونه فارسی محاوره ای تهران – تبیین کرد. این امر، پژوهشی سترگ را می طلبد و می تواند موضوع چندین رساله کارشناسی ارشد و دکترا باشد تا حاصل آن علمی و پذیرفتنی باشد. در این مجال فقط به ذکر چند نمونه پراکنده اکتفا می شود:
1-واج های / ک / و / گ / در فارسی معیار بسته به اینکه قبل از کدام مصوت قرار گیرند یا قبل از مکث واقع شوند یا نه، تلفظ دو گانه دارند. به عبارت دیگر، در مواضع معینی براساس قواعد واج آرایی، پیشکامی تلفظ می شوند و در مواضع دیگر پسکامی. اما در لهجه فارسی کرماشاهی، این دو واج، همیشه به صورت پسکامی یا نرمکامی تلفظ می شوند (5).
2-در لهجه فارسی معیار واج لب و دندانی / v / واج گونه دولبی / w / دارد که هر گاه بعد از مصوت / o / واقع شود، دولبی تلفظ می شود. اما در لهجه فارسی کرمانشاهی این واج گونه، به جای لب و دندانی /v / به کار می رود. به عبارت دیگر، در لهجه فارسی کرمانشاهی واج / v / وجود ندارد. به احتمال، وجود این پدیده نتیجه تاثیر زبان کردی روی لهجه فارسی کرمانشاهی است.
3-تمام واژه های مختوم به های غیر ملفوظ – به استثنای « نه »
- در لهجه فارسی معیار، زیر، یعنی / e / تلفظ می شود؛ در حالی که در لهجه فارسی کرمانشاهی زبر جایگزین زیر می شود و همواره با مصوت / u / تلفظ می شود (6).
4-در مواردی واج / ش / جایگزین واج / هـ / فارسی محاوره ای
– که خود بدلی از همزه است – می شود. بِهِش (در محاوره فارسی) بِشِش (در لهجه فارسی کرمانشاهی) و براین قیاس تبدیل بِهِم به بِشِم ، بِهِت به بِشِت.
5-« را » در فارسی معیار، در فارسی محاوره ای به پیش یعنی مصوت / o / تبدیل می شود مانند « کتابم را » که می شود « کتابَمُو »در لهجه فارسی کرمانشاهی « را » به زَبِر یعنی مصوت / a/ تبدیل می شود: «کتابَمَه ».
6- همراهی شناسه مفعولی با شناسه فاعلی در صرف فعل، مانند: دیدیمان، رفتیمان، گفتیمان.
7- در فارسی معیار، اسم معرفه، بی نشان است درحالی که در لهجه فارسی کرمانشاهی با تک واژ وابسته گه ga همراه می شود. کتابه گه = آن کتاب معین، کتابی که برای مخاطب آشنا و مشخص است.
8-در فارسی معیار شناسه شخص اول مفرد در صفت ملکی با زبر همراه است، برای مثال کتابَم. در حالی که / am / در لهجه فارسی کرمانشاهی با زیر به / em/ تبدیل می شود، کتابِم.
9- یکی از تغییرات و تبدیلات واجی در گروهی از واژه های
فارسی تبدیل « آن » به « اون » و « آم » به « اوم » است. مانند : تابستان به تابستون، باران به بارون، نان به نون. نیز، نامزد به نومزد و... این تغییر و تبدیل در لهجه فارسی کرمانشاهی دیده نمی شود و کرمانشاهیان این واژه ها را تابستان، باران، نان، نامزد تلفظ می کنند (7).
« پایان جستار »
1-شاعر بلند آوازه کرمانشاهی، زنده یاد یدالله بهزاد، گوشه چشمی در سرودن شعر به لهجه فارسی کرمانشاهی داشته اند
و آن چنانکه در یادنامه وی در بخش آثار منتشر نشده آمده، آن عزیز سفر کرده مجموعه ای از اشعار فارسی محلی و کردی کرمانشاهی را از خود به یادگار گذاشته اند. استاد پرتو کرمانشاهی نیز – که عمرشان دراز و عزّت شان پایدار باد – بر سبیل تفنن به لهجه فارسی کرمانشاهی اشعاری سروده اند که نمونه ای از آن را در مجموعه « کوچه باغی ها »
می توان دید. شادروان محمدرضا فتاحی متخلص به
«تندر» نیز اشعاری به لهجه فارسی کرمانشاهی از خود به یادگار گذاشته اند که بخش « گُلَکَم » در مجموعه «اشک غزال، گُلَکَم » به شعرهای فارسی کرمانشاهی وی اختصاص دارد. « گلاریژان » نیز مجموعه ایست شامل یکصد و ده ترانه به فارسی کرمانشاهی از آقای علی لیمویی متخلص به « ثابت کرمانشاهی » .
2-توصیفی و ایستا، دو برابر نهاده برای اصطلاح همزمانی است (باقری، 1367، 50).
3-رجوع شود به مقالات کتاب « کرمانشاه، شهر شگرف ماه » (کزازی، 1396).
4-از جمله استاد کزازی که گویش و لهجه را – با تعریفی مشخصی که خود ارائه می دهد – در یک طبقه می گنجاند و در مقدمه ای بر مجموعه شعر « گلاریژان » می نویسد: درباره گویش و زبان و مرزی که آن دو را از یکدیگر جدا می دارد، چند و چون بسیار است و دیدگاه ها گونه گون، لیک شاید بتوان برآن بود که کاراترین و آسان ترین شیوه در باز شناخت این دو از یکدیگر این است. اگر آنچه بر زبان می رانیم، دیگران – آنان که با ما هم سخن نیستند – درنیافتند، زبان را به کار برده ایم و اگر آن را دریافتند، گویش را (لیمویی، 1387، 5).
5- به عکس در لهجه فارسی همدانی دو واج / ک / و / گ / در همه مواضع واژه، پیشکامی تلفظ می شوند. شاید این ویژگی ناشی از تاثیر زبان ترکی ترک زبانان روستاهای همدان باشد.
6- در فارسی معیار تلفظ دو تکواژ و / va / همچنین نه / na / به زبر یعنی / a / ختم می شوند. البته در آغاز شکلگیری فارسی دری چنین نبوده و واژه های مختوم به / a / فراوان بوده است. دکتر خانلری در تاریخ زبان فارسی به این نکته توجه کرده و نوشته است : تمایل تلفظ فارسی در هزار ساله اخیر به ابدال فتحه اصلی ( = زبر ) به کسره
(= زیر ) بوده است. این تمایل در پایان کلمات، اکنون به طور عام واقع شده است (خانلری، 1353، 201). این پدیده آوایی منحصر به واژه های دارای ریشه فارسی منحصر نمی شود بلکه واژه های دخیل عربی نیز که به فتحه مختوم اند در فارسی به زیر ختم می شوند. برای توضیح بیشتر رجوع شود به : ( فرشید ورد، 1367، 169 و 170 ).
7-نگارنده بارها شنیده است و در یکی دو مورد خوانده است که بعضی از فضلای کرمانشاهی نبود این پدیده آوایی را ناشی از اصالت و برتری لهجه فارسی کرمانشاهی دانسته اند. چنین نگرش هایی البته، هیچ مبنای علمی زبان شناختی ندارد. از نظر علمی می توان گفت که نوعی تحول آوایی در فارسی معیار – با بهتر گفته است در گونه محاوره تهرانی –رخ داده اما در فارسی کرمانشاهی این تحول صورت نگرفته است و قرار هم نیست که همه تحولات در یک لهجه، در همه لهجه های زبان فعال باشد. خلاصه اینکه چنین نازش ها و تفاخراتی نه علمی است و نه منطقی؛ جز اینکه آن را باید نوعی جبهه گیری در مقابل فارسی محاوره ای پایتخت و تعصب محلی تلقی کرد. طرفه آنکه گاه تبدیل نام بغستان به بهستون و در مرحله بعد بیستون ناشی از همین تحول حدس زده می شود. در مورد این پدیده آوایی دکتر علی اشرف صادقی در مقاله ای مفصل ابعاد این تغییر و تحول را به تفصیل نشان داده است. برای آگاهی بیشتر در این زمینه به مقاله یاد شده با مشخصات (صادقی، 1363، 52 تا 71) مراجعه شود.
منابع:
باقری، مهری (1367)، مقدمات زبانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز.
خانلری، پرویز (1353)، تاریخ زبان فارسی (ج 2)، چاپ دوم، بنیاد فرهنگ ایران، تهران.
رابینو، یاسنت لوئی (1391)، گزارشی از بازرگانی و جامعه شهر وایالت کرمانشاه، ترجمه محمد رضا (فریبزر) همزه ای، انتشارات رازی، کرمانشاه.
صادقی، علی اشرف (1363)، « تبدیل آن و آم به اون و اوم در فارسی گفتاری »، مجله زبانشناسی، شماره اول، سال اول، تهران.
فتاحی، محمدرضا (1387)، اشک غزال گلکم، ویراستار یدالله عاطفی، انتشارات کرمانشاه، کرمانشاه.
فرشید ورد، خسرو (1367)، عربی در فارسی، چاپ پنجم، دانشگاه تهران، تهران.
کزازی، میرجلال الدین (1396)، کرمانشاه شهر شگرف ماه، دیباچه، کرماشاه.
گلستان فر، یحیی زنگنه (1394)، بربلندای بیستون یادنامه استاد بهزاد کرمانشاهی، معین، تهران.
لیمویی، علی (1387)، گلاریژان، چاپ دوم، انتشارات کرمانشاه، کرمانشاه.
نوبتی، علی اشرف «پرتو کرمانشاهی» (1373)، کرچه باغی ها، با مقدمه اهتمام محمدعلی سلطانی، سها، تهران.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 1 =

3 + = 11