رتبه بندی فرهنگیان و برف در اردیبهشت!

 

راستش را بخواهید آدم وقتی اهتمام مسئولان مملکت در خصوص بهبود وضعیت معیشت فرهنگیان را می بیند و اینکه این قدر مُصر هستند تا طرح رتبه بندی فرهنگیان اجرا شود، دلش می خواهد به قول نقی معمولی زوزه بکشد و از شعف زمین را گاز بگیرد و به قول شاعر « اردیبهشت و این همه برف ؟! »
اما الان مشخص شده این قبری که دوستان رویش گریه و زاری می کردند خالی بوده و این تخم دو زرده رتبه بندی که شش هفت سال است دولت حلوا حلوایش می کند و عین سهام عدالت در باب مزایای آن ساعت ها سخنوری می کند، توخالیست. در همین راستا یا چپا بالاخره جناب نوبخت آب پاکی را روی دست فرهنگیان ریخت و فرمود: مسئولان مستقیم اجرای رتبه‌بندی نظر دیگری دارند. به هر صورت از این پس موضوع رتبه بندی از اختیار و توان من خارج است.
حالا این مسئولان مستقیم چه کسانی هستند و چه نظری برای اجرای این طرح آبکی دارند والله اعلم...
و این سوال هنوز بی پاسخ مانده است که مگر ابلاغ ردیف قانون بودجه به وزارتخانه مربوطه، نیاز به مصوبه هیئت دولت دارد؟!
البته پیش خودمان بماند که دولت با همین طرح استخوان در گلو و خار در چشم سال هاست معلمانی را که موعد بازنشستگی آنها فرا رسیده است، به امید اجرای این طرح و افزایش حقوق قبل از بازنشستگی، در حال خدمت نگه داشته است تا مجبور به استخدام نیروی جدید نباشد!
جالب تر اینکه دوستان حذف رتبه بندی و اعمال امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری را که شامل حال همه کارمندان مملکت شده است امری جسورانه می دانند!
علی ایحال از آنجایی چاه ویل مشکلات آموزش و پرورش با بودجه مختصر آموزش و پرورش که چهار تا صفر کمرنگ پر شدنی نیست و وجود 45 هزار مدرسه با کمتر از 40 دانش آموز، به صرفه نبودن آموزش با حقوق میانگین دو میلیون و ششصد هزار تومان برای دولت، مدارس غیر استاندارد و فرسوده، نبود سیستم گرمایشی و سرمایشی مناسب ، تعداد زیاد پرسنل این وزارتخانه و ... کار را برای اداره این سیستم دشوار کرده است، به رسم معهود چند پیشنهاد سوفسطایی و راهبردی برای این وزارتخانه عریض و طویل افاضه می کنیم علی برکه الله... مگر ما از گاج و قلم چی چه چیزی کم داریم که نتوانیم دلسوز نظام آموزشی باشیم !
الف) زوج و فرد کردن مدارس: در جریان هستید که در حدود 70 درصد مدارس مملکت استیجاری، فرسوده، فاقد شناژ بندی و استحکام و در مواردی حتی بدون درب و پیکر هستند. فلذا پیشنهاد می شود
به منظور استفاده بهینه از مدارس استاندارد موجود در کشور، تحصیل در مدارس را زوج و فرد کنیم تا همه دانش آموزان در مدارس استاندارد درس بخوانند. یعنی روزهای زوج پسران و روزهای فرد دختران به مدرسه بروند. اگر ساعت مدرسه را نیز به 8 ساعت افزایش بدهیم می شود هفته ای 24 ساعت که فقط 6 ساعت از ساعت فعلی کم دارد که به مزایای بی شمار آن می ارزد!
حذف مدارس خطر آفرین، تحصیل در مدارس استاندارد، امکان توزیع شیر در مدارس، حل مشکل کمبود دبیر با کاهش 6 ساعت تدریس در هفته، کاهش ترافیک، صرفه جویی در حامل های انرژی و سوخت، عدم تکرار حوادث آتش سوزی یا چپ شدن دیوار و ... مابقی آموزش را هم در این سه روز می توان گردن رسانه ملی و شبکه شاد انداخت !
ب) تغییر ساختار حقوق: خدا همه رفتگان شما بیامرزد، خدا بیامرز پدر عمو سیفی (سرایدار مفخم مدرسه ما) ، مرده شور بود. اما انصاف را رعایت می کرد. مثلاً اگر مرده ها نوزاد یا جمع و جور بودند، آنها را عددی می شست. اگر مرده چاق بود، کیلویی حساب می کرد و اگر مرده دراز بود، متری دستمزد می گرفت!
اما متاسفانه در آموزش و پرورش این طور نیست و حقوق معلمی که در روستا به دو دانش دانش آموز درس می دهد با حقوق معلمی که در شهر به 38 دانش آموز درس می دهد برابر است!
فلذا توصیه می شود حقوق معلمان نیز با توجه به تعداد دانش آموزان متغیر باشد و به قولی هر که شاگردش بیش ، حقوق و مزایایش بیشتر!

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

71 + = 81