زبان کردی گویش و لهجه کرماشانی

مشروح خبر

محمود ظریفیان

بخش اول

در ابتدای بحث و قبل از پرداختن به زبان کُردی باید دید که زبان چیست؟ پاسخ این پرسش به ویژه در دیدگاهی که زبان را توصیف علمی می کند – یعنی زبان شناسی – بسیار دشوار است. دشوار از این جهت که تعریف زبان در علم زبان شناسی در چارچوب نظریه های شناخته شده ی زبان شناختی ارائه می شود و از این نظر متفاوت است.(1)
بنابراین در اینجا تعریفی عام از زبان به دست می دهیم که ویژگی های کلیه ی زبان های بشری در آن محفوظ است.
زبان، پدیده ای است کلی، ذهنی و بالقوه که طبیعی ترین، در دسترس ترین و مهم ترین ابزار ارتباطی انسان هاست و قواعد آن برای سخنگویان زبان واحد یکسان است. اما، این زبان با این تعریف، تا زمانی که جزئی، عینی و بالفعل نشود – یعنی در گفتار نمود پیدا نکند - نمی تواند ایجاد ارتباط کند.
گونه های گفتار
سخنگویان زبان واحد، هر یک به طرزی خاص از آن دانش یکسان زبانی انباشته در ذهن بهره می گیرند و به این ترتیب، زبانی واحد شکل ها و نمودهای متفاوتی پیدا می کند.(2)
این شکل ها و نمودهای متفاوت در اثر عوامل مختلفی پدید می آید که به طور عمده به جنسیت، طبقه ی اجتماعی، شغل، منطقه ی جغرافیایی، سن و حتی به ویژگی های دیگر فرد کاربر زبان مربوط می شود.
به این ترتیب، به شکل و نمونه های عینی و متفاوت یک زبان «گونه» های آن زبان گفته می شود.
اضافه کنیم که زبان شناسان – در مواردی – در تعریف گونه نیز باهم اختلاف نظر دارند و حتی گاهی آن را به جای لهجه کار برده اند
( صادقی ، 1349 ).
در این میان ، یکی از زبان شناسان ، به درستی ،
گونه ( = variety ) را به این صورت تعریف می کند: گونه اصطلاحی است خنثی ... که می توان آن را به عنوان اطلاقی کلی به کار برد (دبیرمقدم ، 1378 ، 120 ).
لهجه
همان طور که پیش از این اشاره شد ، گونه ها،
پیامد عوامل گوناگونی هستند، یکی از این عوامل پراکنش جغرافیایی قلمرو زبان است.
در اثر فاصله افتادن بین مناطق تحت پوشش زبان و دوری جمعی از سخنگویان یک زبان از جمعی دیگر در نقطه ای جغرافیایی دورتر ، کم کم تفاوت هایی در نحوه ی سخن گفتن آنها پدید می آید. این تفاوت ها ، به طور معمول ، از نوع تفاوت های آوایی – یعنی تلفظ واژه ها – و در موارد اندک ، تفاوت های واجی است.(3)
تعریف یول ، زبان شناس آمریکایی با آنچه گفته شد ، مطابقت تام و تمام دارد. به نظر وی « واژه ی لهجه ، هنگامی که به صورت تخصصی به کار می رود ، محدود به جنبه های تلفظی می شود که مشخص می کند فرد متکلم از نظر منطقه ای اهل کجاست »
( یول ، 1378 ، 357 )
زبان شناس ایرانی ، دکتر یحیی مدرسی نیز در تعریف لهجه بر تفاوت های تلفظی تأکید می کند ( مدرسی ، 1368 ، 133 )
زبان شناس پیشکسوت ایرانی ، دکتر محمدرضا باطنی ، عامل دیگری را برای بازشناسی لهجه مؤثر می داند ؛ عامل تفهیم و تفهم.
به نظر وی « لهجه فقط یک اختلاف تلفظی است، مثل لهجه ی اصفهانی در مقابل لهجه یزدی ... یعنی ارتباط مختل نمی شود. بنابراین ما به این می گوییم لهجه »
( باطنی ، 1386 ، 25 )
دکتر محمد دبیر مقدم نیز در چارچوب «نظریه ی عمومی زبان » (4) درباره ی لهجه می نویسد : «دوگونه ی زبانی که سخنگویان آن دو، فهم متقابل دارند اما در عین حال بین آن دوگونه ، فقط تفاوت های آوایی و واجی دیده می شود »
( دبیرمقدم ، 1378 ، 120 )
گفتنی است آنکه در بعضی لهجه ها، یک زبان واحد، واژه ها و اصطلاحاتی دیده می شود که برای سایر لهجه های آن زبان شناخته شده نیست. حتی اندکی از تفاوت دستوری نیز ممکن است دیده شود. این موارد چون بسیار اندک و در حکم « النادر کالمعدوم» هستند و در ارتباطات و تفهیم و تفهم اختلال ایجاد نمی کنند، نادیده گرفته می شوند.
سخنگویان هر لهجه جغرافیایی ممکن است برخی عناصر و ویژگی های گفتار سخنگویان لهجه دیگر در گفتار خود به کار نبرند، اما گفتار آنان را درک کنند. به بیان دیگر، سخنگویان هر لهجه نسبت به ویژگی ها و عناصر خاص لهجه های دیگر غیرفعال هستند، یعنی آنها را در گفتار خود به کار نمی برند ولی نسبت به آنها درک کافی دارند... یادآوری این نکته لازم است که درک متقابل سخنگویان هر یک از لهجه های یک زبان از لهجه های دیگر نسبی است. یعنی سخنگویان برخی لهجه ها در برقراری ارتباط زبانی و درک گفتار یکدیگر دشواری ندارند، بنابراین به آسانی گفتار یکدیگر را درک می کنند. اما ممکن است در برقراری ارتباط زبانی میان سخنگویان برخی لهجه ها ... تا حدودی دشواری وجود داشته باشد...
به هر حال میزان تفاوت در عناصر و ویژگی های لهجه ها نسبت به یکدیگر، در نسبت آسانی برقراری ارتباط زبانی میان سخنگویان آنها موثر است.
(مشکوه الدینی، 1379، 81 و 82).
برتری و نابرتری لهجه ها
لهجه های جغرافیایی به سخنگویان بومی هر ناحیه، هویت ناحیه ای می بخشد. یعنی به کارگیری لهجه ای خاص مشخص می کند که شخص، بومی کدام ناحیه ی جغرافیایی است. با این حال، از لحاظ روان شناختی ممکن است شیوه به کارگیری صداها و عناصر زبانی در لهجه ای خاص برای سخنگویان لهجه های دیگر مطلوب و جالب یا برعکس نامطلوب و ناخوشایند جلوه کند. یادآوری این نکته لازم است که نگرش سخنگویان نسبت به لهجه دیگران – یا حتی خود آنان – از انگیزه های روان شناختی و احساسی آنان ناشی می شود. به این معنی که ممکن است با شنیدن گفتار مربوط به لهجه ای خاص، در سخنگویان لهجه های دیگر، احساسی مطلوب یا نامطلوب ایجاد شود. احساس یاد شده بیشتر از تداعی ویژگی های فرهنگی و اجتماعی خاص سخنگویان آن لهجه در آنان برانگیخته می شود و به هیچ وجه تنها به عناصر و ویژگی های لهجه ای مربوط نمی شود... توجه به این نکته لازم است که از لحاظ زبان شناختی، برای ویژگی ها و عناصر لهجه ها (ونیز زبان های گوناگون) هیچ گونه امتیاز یا برتری یا به عکس پایینی یا پستی نمی توان قایل شد.
از لحاظ زبان شناسی، همه لهجه ها (و نیز همه زبان ها) و همچنین عناصر، ساخت ها و ویژگیهای آنها برابر هستند و هیچ گونه برتری بر یکدیگر ندارند. (همان، 82 و 83)
1-برای آگاهی از تعریف های متفاوت زبان در نظریه های گوناگون رجوع شود به (مدرسی، فاطمه، 1385، 176-179)
2-اولین بار «سوسور» بنیان گذار زبان شناسی نوین یادآور شد که زبان وجوه دو گانه ای دارد که باید هریک از آنها را به نامی دیگر خواند. به نظر وی آن نظام ارتباطی مشترکی که تمامی سخنگویان یک زبان به طور مشترک و یکسان می آموزند و به کار می برند زبان خوانده می شود بناراین زبان یک دستگاه و نظام ذهنی و انتزاعی است... و در ذهن همه آشنایان بدان، یکسان است و فراگیرندگان آن همگی قواعد و قوانین یکسانی را می آموزند ...
وجه دیگر این پدیده گفتار است که جزئی و عینی است .... و از فردی به فرد دیگر متفاوت است. (باقری، 1367، 84 و 85)
3-هر یک از صداهای متمایز کننده معنی در زبان را به عنوان یک واج تعریف می کنند.
(یول، 1378، 85)
4-نظریه عمومی زبان را می توان نظریه ای تصور کرد که بنیان ها و مفاهیم آن مورد اتفاق نظر و اجماع جامعه زبان شناسی، فارغ از چارچوب های نظری خاص دانست. (دبیر مقدم، 1378، 120)
------------------
منابع
باطنی، محمدرضا (1386)، «گفتار و خط فارسی»، مجله بخارا، شماره 64، تهران.
باقری، مهری (1367)، «مقدمات زبانشناسی»، دانشگاه تبریز، تبریز.
دبیرمقدم، محمد (1387)، «زبان، گونه، گویش و لهجه»، نشریه ادب پژوهی، شماره 5، تهران.
مدرسی، یحیی (1368)، «درآمدی بر جامعه شناسی زبان»، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران.
مشکوه الدینی، مهدی (1379)، «توصیف و آموزش زبان فارسی»، دانشگاه فردوسی، مشهد.
یول، جورج (1378)، «بررسی زبان»، برگردان محمود نورمحمدی، رهنما، تهران.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده − هفت =

70 + = 77