سه شنبه , ۱۹ فروردین ۱۳۹۹
آخرین خبرها

سرمقاله/انتخابات در سایه تعصبات قومی و عشیره ای

image_pdfimage_print

11389620_635
ثریا‌ ملکی
انتخابات از عوامل مهم و سرنوشت ساز جوامع است و نتیجه انتخابات آثار مستقیم و غیر مستقیم ماندگار می‌ماند. اصولاً انتخابات جهت انتخاب بهترین ها صورت می‌گیرد تا آثار و تبعات این انتخاب موثر واقع شود. اهمیت انتخابات در تعیین سرنوشت جامعه از طریق قانون گذاری به حکم آیه«انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم» ( خداوند سرنوشت هیچ قومی و «ملّتی» را تغییر
نمی دهد مگر آنکه آنها خود تغییر دهند) تکلیفی شرعی و قانونی است بطوریکه با در نظر گرفتن تمام شاخص های کاندیدای تائید صلاحیت شده از سوی مراجع رسمی به دور از هر گونه تعصب قومی و قبیله ای و فرهنگ سازی در این مسیر انتخاب اصلح صورت گیرد تا نمایندگان منتخب در جایگاه قانونی خود با وضع قوانین متناسب با نیازها و کاستی های موجود به اصلاح و بهبود امورات بپردازند.با نزدیک شدن به زمان انتخابات بخصوص انتخابات مجلس، جنب و جوش خاصی در بین مردم مشاهده
می شود، بحث انتخاب در محافل داغ می شود و اینکه مهمتر از همه هنگامی که از مردم تحقیق می شود که این دوره چه کسی را انتخاب خواهند کرد، همه یک دل و یک صدا می گویند فردی که به فکر مردم و جوانان باشد، فردی که از حق مردم دفاع کند و بتواند مشکلات مردم را بیان کند و در رفع مشکلات تلاش نماید و فقط به فکر منافع خود و اطرافیانش نباشد.این هم صدایی در بین تمام اقشار یکسان است، جوانان تحصیلکرده، روشنفکران، سالخوردگان و… امّا آیا به راستی همینطور است که می بینیم و می شنویم؟ آنچه در مدت چندین دوره انتخابات مجلس شاهد بوده ایم چیزی غیر از این هم صدایی مردم در مورد دفاع از حقوق شهروندان بوده است،آری با اینکه در جامعه دیگر شاهد بیسوادی نیستیم و همه از مدارک عالی دانشگاهی برخوردار هستند ولی عموماً تعیین کننده نهایی نماینده، عاملی بنام تعصب، ایل، قوم ، قبیله، طایفه است. هربار در پای صندوق رای دیده ایم که افراد روشنفکر و باسواد اما با افکار غالب پوسیده و منسوخ تعصبات قومی سایر شاخص های نخبه گرایی، جوانگرایی ، تخصص و تعهد مدعیان واقعی دفاع از حقوق حقه مردم را نادیده گرفته و فقط به فکر انتخاب شخص هم ایل و تبار خود است و نتیجه نهایی با تعصبات قومی ، طایفه ای گره خورده است.این که جامعه تا چه زمانی باید شاهد چنین افکار پوسیده و روحیات بی منطقی و در پس آن به انتخابی ناصواب و بدون دستاورد منجر گردد هنوز مشخص نیست. متضررین غایی انتخابات ناآگاهانه و از سر تعصب همین مردم هستند. با نگاه واقع بینانه نتیجه این انتخابات افزایش مدیران رانتی و وابسته به همین افراد، نوعاً ناکار آمد و دارای فساد اداری، عدم توجه به نیازهای واقعی جامعه، بیکاری دو چندان و در نهایت پسرفت اوضاع به جای بهبود وضع جوانان و معیشت مردم قابل پیش بینی است. جوانانی با مدارک دکترا و ارشد که به شغل های کاذب روی آورده اند.آری در شهر من (بیکارترین شهر ایران) دانشجوی دکترا راننده تاکسی و مهندس برق دستفروش است، چه کسی این حقایق را انکار می کند؟آیا این بیکاری ها و شغل های کاذب باعث نشده است که در آمار خودکشی و ناامیدی نیز سرآمد شویم؟ آیا این آمارها متاثر از نگاه تعصبی و کورکورانه قومی قبیله ای خود ما نیست که نسل به نسل به آیندگانمان انتقال می دهیم؟چه کسی این سرنوشت شوم را برای فرزندانمان رقم می زند؟آیا به غیر از خودمان جوابی داریم برای این سوال؟امید است این بار با تفکر و تعقل دست به انتخاب بزنیم ،انتخابی که حداقل دست آوردی برای جوانان شهرمان داشته باشد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*