سرمقاله / انقلاب را با تمامی شعارهای زیبایش بشناسیم!

index
مشروح خبر

چهل و دومیـن سال ظهور انقلاب اســـلامی در حالی سپری می‌شود که به دلیل فراز و نشیب‌های تاریخی آن در طول چهار دهه، می‌توان اظهار کرد این انقلاب در آستانۀ نوعی بلوغ فکری و تجربی است. در این دورۀ سیاسی، یکی از مهم‌ترین اقدامات و تلاش‌ها در راستای تعریف و بازشناسی انقلاب 57، توجه به طرح شعارها و تبیین آرمان‌های بروز یافته در جریان انقلاب می‌باشد؛ چرا که عناصر یاد شده، ضمن آنکه ماهیت ایدئولوژیکی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را شکل می‌دهند، از همان ابتدا چارچوبی برای مراکز تصمیم‌گیرنده و در ذهن کارگزاران نظام ترسیم نموده‌اند تا بر مبنای آن، به سیاست‌گذاری و تدوین استراتژی‌هایشان در مقیاس ملی و فراملی بپردازند. در واقع، نقش شعارها در انقلاب‌ اسلامی به این صورت است که با گرایش به سوی وضعِیت مطلوب، چارچوبی از وضعیتی آرمانی و ایده‌آل را تعیین می کنند که ایرانیان در آن به سوی خوشبختی و سعادت هدایت شوند.
به باور پژوهشگران علوم اجتماعی، ایده‌های انقلابی در کاربردشان به‌عنوان شعائر، صرفاً جنبۀ انفعالی ندارند و تشریفاتی بی‌خاصیت نیستند، بلکه بیانگر ایدئولوژی انقلاب، اهداف، نظام آرمانی و نحوۀ انتقال جامعه از وضع موجود هستند. نکتۀ حائر اهمیت این است که ایده‌های نهفته در شعارهای انقلابی جلوه‌های متنوع و مختلفی (اقتصادی، سیاست خارجی، فرهنگی، اجتماعی و سیاست داخلی) را در برداشت؛ تا جایی که شعارها، تبلور خواسته‌های همۀ گروه‌های انقلابی و طبقات جامعۀ ایرانی، ذیل عنوان «ملّت»، تلقی می گردند...
برای مثال، با توجه به تحولات بین‌المللی و نحوۀ روابط کشورهای صاحب ثروت و قدرت با کشورهای جهان سوم، شعار معروف «نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی» توسط دست‌اندرکاران و تودۀ انقلابی مطرح می گشت که به معنای نفی سلطۀ شرق و غرب و برقراری حاکمیت سیاسی و استقلال نظام اسلامی در جامعه می‌باشد؛ این اصل امروزه به‌عنوان یکی از اصول روابط بین‌الملل در دستگاه سیاست خارجی نظام ج.ا.ا پذیرفته و نهادینه شده است. همچنین در رابطه با شعارهایی با درونمایۀ اجتماعی و اقتصادی باید گفت که انقلاب اسلامی آزادی‌های اولیۀ بشر و نفی امتیازات نابه جا و مبارزه با تبعیضات طبقاتی و همچنین ترویج روح برادری را مورد ارج و احترام قرار داد؛ با این تفاوت که برخلاف انقلاب‌های پیشین خود (انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب اکتبر روسیه) که رهایی‌ جامعۀ خویش را در طرح و تحقق یکی از دو شعار آزادی و عدالت ممکن می‌دانستند، انقلاب اسلامی ایران میان این مفاهیم، تعادل و توازنی برقرار نمود که اساساً می‌توان بیان کرد، به‌موجب همین توازن و تعادلِ منطقیِ بین آزادی و عدالت، مرکز توجه توده‌های مردم قرار گرفت. بر همین مبنا بود که جریان انقلاب اسلامی با اتحاد بازاریان، روحانیت و طبقۀ متوسط توانست تمام اقشار و طبقات جامعه را در برگیرد و این مهم به‌واسطۀ ماهیت ایده‌های ظلم‌ستیزانه، عدالت‌گرایانه و آزادی‌خواهانۀ نهفته در شعارهای مطرح‌شده توسط انقلابیون، انجام گرفت که این توانایی را یافت همه گروه‌های اجتماعی نظیر کارگران، بازاریان، تجار و طبقۀ متوسط جامعه را جذب بدنۀ انقلابی خویش بنماید.
به نظر می‌آید در حال حاضر نیز، مسئولان اجرایی به‌منظور سیاست‌گذاری و ادارۀ کشور، باید به طرح متوازن شعارهای انقلاب (نه صرفاً تمرکز بر یکی از ابعاد شعارها) نظر داشته باشند. از این منظر، آنان می‌توانند علاوه بر بسیج امکانات مادی و منابع مالی، به‌منظور حل مشکلات و معضلات اجتماعی پیش‌رو، مردم را دعوت به عمل سیاسی جمعی نمایند. بنابراین، شعارهای انقلاب که شامل عباراتی عامه‌فهم با خصوصیات زبانی، پیامی، نگرشی، اخلاقی و سیاسیِ ملّت ایران می‌باشند، جُملگی زیبا هستند و لذا، هر نوع کوششی در جهت انجام اقدامات مطلوب و شکل‌گیری تحولات مثبت در جامعه، منوط به سردادن و تلاش برای تحقق تمامی آنهاست.
سجاد رستمی

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − چهارده =

34 + = 42