سرمقاله/رای آوردن در کرمانشاه مثل آب خوردن

harchyz-com_3_59e32fbcf29a3_1
مشروح خبر

با مطالعه انتخابات ادوار گذشته و نحوه رای آوری برخی اعضای شورای شهر کرمانشاه می‌توان به راحتی به سلیقه و علت رای دادن ما مردم به شما نامزدها و الگوی نانوشته ای برای پیش بینی نتایج انتخابات‌های این چنینی در کرمانشاه پی برد. لذا عرض می کنم که احتمالا ما همواره با چه شاخص‌هایی رای داده‌ایم:۱. کاندیدای معروف، صرفا به این خاطر که چند دوره در شورا بوده و حتی اگر خواسته احدی یا جماعتی را پیگیری نکرده باشد فقط چون در کسوت عضویت در شورای شهر در مجلس ترحیم فامیل ما شرکت کرده ما یک جوری خود را به او بدهکار می دانیم. یا شاید هم چون حالا به لطف دوستی با واسطه در جلسه سخنرانی وی شرکت کرده ایم و موز مجلسش را خورده ایم و شبی را برای شنیدن سخنان آرمانگرایانه وی صرف کرده ایم، دِینی بر گردنمان دارد. پس یک جای خالی برگه رای را اگر به نام او بنویسیم چه می‌شود؟ ما گاهی حتی کسانی که چند دوره در انتخابات‌ها پیاپی ثبت نام کرده و حتی یکبار هم رای نیاورده اند معروف می دانیم گاهی ناخواسته دلمان می‌سوزد و می‌گوییم یکبار هم به ایشان اگر رای دهیم چه می‌شود؟لذا باید دید شما چقدر از این رای ها دارید. باید به عملکرد گذشته خود نگاهی بیندازید و تخمین بزنید چقدر با چنین دستورالعملی در ذهن ما آث گذاشته اید؟ ۲. هم قوم خودمان بودن، هم فامیلی، هم ولایتی بودن پدر بزرگ کاندیدا با مادر بزرگ ما، اینها همه خیلی موثر است، او هم زبان ماست، ممکن است ده ها بار با برادر زاده یا پسر عموی او گپی زده باشیم. یک رای هم به او می‌دهیم گر چه امثال این افراد برای منطقه و فامیل ما جز استخدام تعداد اندکی در شرکت های وابسته به شهرداری برای آب دادن گل های بلوار کاری بیشتر نکرده باشد. لذا اگر از قوم بزرگ پدری و مادری شما و زادگاه و ریشه تان فقط شما کاندیدا هستید کار کمی راحت تر است اما اگر چندین نفرید متاسفانه باید بگویم وارد وادی سختی شدید مگر شما از دیگر مزیت های رقابتی نیز برخوردار باشید. ۳. مثلا اگر شما خودتان سِمَت و قدرتی داشته باشید که حتی اگر رای هم نیاورید بتوانید خوش خدمتی به فعالان و تیم حامیتان بنمایید. کافیست بدانیم اگر رای هم نیاوردید باز روابط و قدرت تان در روز مبادا به دردمان می‌خورد. یا لااقل اقوام درجه یکی داشته باشید که قبلا ما را نمک خور، بدهکار یا مدیون کرده باشند. این گزینه هم باعث می‌شود کسانی با جان و دل بدون چشم داشت حقوق روزمزدی در ستادتان از جان و دل مایه بگذارند.
۴. صرفا ما به مدرک تحصیلی مرتبط یا غیر مرتبط شما رای نمی دهیم، شاید کسی شغل کاذبی هم قبلا داشته یا هر چیز دیگری اما چون یک نقطه اشتراک آیینی و مذهبی با ما دارد به او رای می‌دهیم. مثلا سادات همیشه جایگاه خاصی در رای آوری دارند، اهل تسنن بودن همواره دست مایه انتخاب یکی دو نفر می‌شود، یا حتی تایید بزرگان قوم و مذهب گاهی معجزه می‌کند و موج راه می اندازد. پس اگر مثلا قصد دارید رای مریدان مریدی را به نفع خویش جذب نمایید داشتن ستاد در نزدیکی منزل مراد در ذهن مریدان تاثیر بسزایی دارد.
۵. اگر شما می‌توانید و قدرت مخالفت آشکار و علنی با یک جریان یا سیاست مدار یا مدیر تراز اول در استان را دارید و می‌توانید در سخنرانی بر علیه عملکرد او حتی آنقدر تند سخن بگویید که سوت و کف حضار را بر انگیزید، بدانید ما در ادوار گذشته چندین نفر را صرفا به همین خاطر روانه شورای شهر کرده ایم گرچه آن نفر بعدا از فرد مورد انتقاد دلجویی کند و حتی دوستی عمیقی با هم بیابند و به ریش ما بخندند.
۶. ما صرفا به علت جوان بودن یا زیبایی به کسی زیاد رای نمی‌دهیم. مگر پدرش خادمی قوم کرده باشد یا جدش را واسطه قسم کند یا لااقل تا لحظه افتادن رای در صندوق متصلاً پول زیادی خرج کند. پس زیاد روی جوانی و یا پوسترهایی با تصاویر فتوشاپ زیاد مانور ندهید ما به دنبال آن نیستیم. چه بسا یادتان هست چه بانو هلن ها و زلیخا و یوزارسیف نماهایی که از دست ما رای نیاوردند بنده های خدا.
۷. چند درصد از یکصد مدیر تراز اول استان را بانوان تشکیل می‌دهند؟ خیلی کم، تا بحال در ۲۰ سال اخیر چند زن با رای ما راهی مجلس یا شورای شهر یا شورای روستا شده اند؟ خیلی خیلی کم. یا اصلا حتی چقدر از زنان ما به مدیریت زنان در بانک ها و ادارات احترام می‌گذارند و حمایت می‌کنند و از این موضوع خوشحالند؟
لذا بانوان زیاد امیدوارم نباشند مگر نهایتا یک کرسی و آن هم اصولا و احتمالا در طول خدمت منزوی می‌شوند که علتش را در یادداشت دیگری می‌توان بررسی کرد.
۸. ما صرفا به کسانی که شعار عمران و آبادانی با سند و راهکار بدهند رای نمی دهیم، ما به دنبال ساختن آینده فرزندان مان در شهر کرمانشاه نیستیم، ما فکر می‌کنیم چند وقت دیگر اگر پولدار بشویم از کرمانشاه می‌رویم. پس به کسی رای می‌دهیم که منافع آنی برای ما داشته باشد. مثلا اگر مشکلی داشتیم برایمان تلفن بزند به فلان مسئول یا دستخطی مرقوم بفرماید، گرچه آن هم دیگر زیاد اعتباری ندارد و کسی دیگر آن خط را نمی خواند مگر در بدنه شهرداری بوده و یا وامدار منتخب ما باشد.
۹. ما مردم هنر دوستی هستیم و به یکی دو نفر از هنرمندان یا ورزشکاران و به قولی چهره های فرهنگی و ورزشی همواره رای می‌دهیم. می‌گوییم شاید او را به این واسطه بیشتر ببینیم، او بیشتر برای جامعه ما شادی و امید و انرژی بیافریند، ما گمشده بزرگی به عنوان شادی داریم. شاید او که قبلا برای یافتن آن به ما در رسانه ها کمک کرده شاید دوباره هم چنین کند و این مهم را در شهر پیاده کند. پس اگر طنازی بیشتری دارید احتمال بیشتری دارد از ما مردم نیمه افسرده رای بگیرید بخصوص اگر آن همه ناز و طنعم با زبان مادری ما باشد. آن را بیشتر می‌پسندیم.
۱۰. یادی کنیم از همه کسانی که امکان دارد که همه هنر و توانشان را روی روز انتخابات که تبلیغات ممنوع است متمرکز کرده اند. آن موضوع هم اگر همراه یکی دو بند از موارد قبلی باشد احتمالا برای محکم کاری می‌تواند برای یکی دو پله پایین و بالا رفتن کمک کند. اما معمولا رسوایی بعدش در فضای مجازی با تصاویری از کارت پولها و حجم شناسنامه های اجاره ای و ... به راحتی جمع نمی شود.
۱۱. و در آخر از همه افرادی که با پاک دستی، بی حاشیه، بدون قوم و قبیله، با توکل بر خدا و دانش و تجربه و توانی که در خویش می بینند و برای کمک به دیارشان و ادای دِین به این آب و خاک و نظام پا به عرصه می‌گذارند، اما پولی ندارند و اگر دادند دلیلی نمی‌بینند در این را و برای هدف پاکدستی شان خرجش کنند، فرهنگ دوستند، ثابت کرده اند که مردم دوستند، به محیط زیست احترام می‌گذارند، جز در راه رضای خدای به نفع کسی یا چیزی رای نمی دهند، دندان طمع شان را به بیت المال کنده‌اند و فکر می‌کنند که لااقل قشر روشن فکر این موضوع را درک می‌کنند و به ایشان اعتماد می‌کنند، عذر خواهی می‌کنم.
و همچنین شرمنده کسانی هستم که سلیقه سال‌های قبل ما را دیده اند و با همه خوبیشان اصلا به خودشان اجازه نمی‌دهند وارد این عرصه شوند که با بی مهری ما و رقابتی ناسالم ناامیدتر از قبل شده و افسرده شوند.
و بیشتر و پیشتر از کسانی که ذره ای اعتماد به رای و انتخاب مردم دارند و پا به این عرصه می‌گذارند اما ما اصلا نمی‌بینیم شان، اعتنا نمی‌کنیم و وقتی به یک فرد بی سواد یا سودجو یا معلوم الحال می بازانیم شان به گوشه خلوتی میرانیم شان تا باقی عمر از کرده خویش و نامزدی خود پشیمان باشند، عذرخواهی می‌کنم.
ما مردم کرمانشاه تا بحال بیشتر اینچنین انتخاب
کرده ایم مگر در مواردی استثنایی که ذهن فراموشکار من به خاطر نمی‌آورد. اما شاید این دوره، شاید آن جمعه، شاید این حجم اینترنتی که خرج می کنیم، شاید این همه روشن نظری که در کامنت ها و پستهای مان داریم برای کرمانشاه اینبار فرجی کند. امیدواریم.
ناصر گلی

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × سه =

+ 38 = 40