سرمقاله /زخمی بر پیکر «مرخیل»


امیر درخور

«یاسین»، «مختار» و «بلال» سه جوان پاوه‌ای که تاب دیدن خاکستر شدن مرخیل را نداشتند ، نتوانستند که سوختن عشق را ببینند و فریاد هیهات بر نیاورند، آن زمان که یکی از ما آتش بر دل طبیعت می زد چه گمان می کردیم که «یاسین» می سوزد و نامش جاودانه می شود، چه می‌دانستیم که «مختار» پروانه می‌شود و با شمع می سوزد، کسی حتی فکر این را نمی‌کرد که «بلال» روزی داغی شود بر دل مرخیل. آری این سه جوان رعنای پاوه‌ای داغ دیگری را در تاریخ پاوه رقم زدند، داغی که به ما یادآور شود که باید به درخت و چشمه و قناری و آسمان حرمت گذاشت، حرمت اینها حرمت به انسان، حرمت به خداوند است، حرمتی که ارزش ایثار را دارد، جانشان را کف دستشان نهاده و همچون ققنوس در دل آتش زدند و از خاکسترشان زندگی به وجود خواهد آمد حقا که «یاسین»، «مختار» و «بلال» درس بزرگی به ما دادند، درس عشق، مشق ایثار، درس سوختن، حقا که مرخیل تا ابد داغدارشان خواهد بود، بی شک زخمی که بر پیکر مرخیل نشست تا ابد بسته نخواهد شد و همیشه به یاد خواهد داشت که این سه جوان حفظ مرخیل را برتر از حفظ جان خود دانستند، زخمی پرشکوه که جلوه انسانیت است بر پیکر مرخیل.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

81 + = 86