سرمقاله علم بهتر است یا سلامتی؟!!

مهرداد سلطانپور
هیچ جای تعجب ندارد که ضرب المثلها هم با پیشرفت علم و فناوری و یا براساس مقتضیات زمان و مکان و اوضاع اقتصادی – اجتماعی و... تغییر شکل بدهند! اصلا اگر ندهند جای سوال است! بعنوان مثال مگر می‏ شود هنوز هم ضرب المثل قدیمی و منسوخ «پول، چرکِ کفِ دست است» را بکار برد؟! در حالی که عالم و آدم می‏دانند که این روزها پول نه تنها چرک کف دست نیست، بلکه چرک کف هیچ کجای آدم نیست! اصلا چرک نیست! چرا؟! چون اصلا پولی وجود ندارد که بخواهد دست من و شما به آن بخورد و چرک شود! آن هم در این ایام کرونایی! که هیچ بقال و چقالی پول نقد قبول نمی کنند. فقط کارت! شاید باورتان نشود، همین چند روز پیش، دل تان نخواهد با ماشین صدمیلیونی! دوستم سر چهارراه پشت چراغ قرمز ایستاده بودیم که یک «معتادِ کار!» زد به شیشه ماشین و دوستم هم به لحاظ رعایت موازین بهداشتی و فاصله گذاری اجتماعی و اخلاقی! شیشه را پایین نکشید و از همان پشت شیشه، دستش را غنچه کرد و ۴۵ درجه در جهت عقربه های ساعت چرخاند و به او فهماند که چکار داری؟! ایشان هم در حالی که پلک هایش از شدت کار! فقط نیم میلیمتر باز بود، انگشت شست و سبابه اش را به هم مالاند و به او فهماند که پول می‏خواهد! دوست بنده هم دستش را مانند بادبزن به سمت بالا پرتاب کرد و متقابلا به او فهماند که پول نقد ندارد! متکدیِ خسته، با دیدن این جمله ی بی کلام، دست در جیب شد و یکدستگاه کارت خوان سیار! بیرون آورد و منتظر کشیدن کارت شد! هر دو هاج و واج به هم نگاه کردیم و از این به روز بودن خدمات متکدی سر چهارراه شوکه شده بودیم!!! کار نداریم که چراغ سبز شد و فرصت ادامه مسابقه ادا بازی! و کارت کشیدن دوست بنده مهیا نشد و جناب معتادِ کار هم چند جمله ای را در وصف مرام و معرفت و دست و دلبازی دوستم ، زیر لب نثارش کرد و رفتیم...
این خاطره را تعریف کردم که عرض کنم این روزها، تمام بیزینس ها تغییر کرده و به روز شده اند! اما موضوع اصلی مدنظر ما، تغییر ضرب المثل هاست!
ادامه در صفحه 3 حتما بارها و بارها ضرب المثل معروف و کلیشه ای «علم بهتر است یا ثروت» به گوشتان خورده و در طی دوران تحصیل ، عینهو پخش فیلم بینوایان از صداوسیما ، دست کم دوازده بار موضوع انشایتان بوده! (و صد البته شما هم هر ۱۲بار اذعان داشته اید که واضح و مبرهن است که علم بهتر از ثروت است و....) اما این ضرب المثل پرمصرف و پرحاشیه هم این روزها دستخوش تغییر شده و «ثروت» جای خود را به «سلامتی» داده!
این ضرب المثل این روزها فقط برای مدارس و موسسات آموزشی کاربرد دارد! همان مدارسی که از جناب وزیر آموزش و پرورش گرفته تا شما حاضر نیستید فرزند دلبندتان را به آنجا بفرستید و ترجیح می دهید جگرگوشه هایتان از راه دور و با روش های غیرحضوری و مجازی کسب علم و دانش کنند! که منطقی هم بنظر می رسد. اما این روش درس خواندن دانش آموزان ، علیرغم محاسن بسیار زیاد ، معایب خاص خود را هم دارد. مانند : «پشیمان» شدنِ از اتصال به شبکه «شاد»! ، قطع شدن مکرر اینترنت ، حضور دانش آموز با زیرپیراهن و بشقاب ماکارونی پشت نیمکت مجازی مدرسه! ، حضور خواهر دو ماهه به همراه مادر در کنار دانش آموز و کشیدن موی سر دانش آموز، صدای خُر و پُف پدر خانواده بعد از صرف ناهار ، ریختن لیوان دوغ روی صفحه کلید و ....  هرچند با تمام این اوصاف و با این سطح از آمادگی زیرساختی و فرهنگی و فناوری ، ممکن است با فراگیری علم از طریق فضای مجازی فاصله زیادی داشته باشیم ، اما به نداشتن ترس و لرز از اینکه مبادا دانش آموز بغل دستی ناقل ویروس کرونا باشد و دست به کیف و کتابمان بزند و یا راننده سرویس حین رانندگی با یک عطسه ناگهانی همه را زَهره تَرَک کند ، می ارزد !

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 + = 17