سرمقاله / کاش می توانستیم برای این عزیزان زندگی عزتمندی می ساختیم

images

دیدن کلیپی از صف طولانی کولبران در نواحی مرزی بشدت تاسف بار است، تاسف بار نه از بابت همت همزبانان زحمتکش خودم بلکه از جهت به هدر رفتن نیروی فراوان و ارزانی که این چنین برای تخریب اقتصاد کشور از سوی سرمایه دارانی که برای کشور خود و تولیدات کشورشان هیچ ارزشی قائل نیستند در صف های طولانی بکار گرفته می شوند. براستی در عصر ارتباطات و حمل و نقل و در حالیکه خلیج فارس و دریای عمان، راه آهن و ریل و هواپیما برای چنین مبادلاتی فراهم است این رویکرد می تواند صحیح باشد؟ آیا در میان این چند هزار نفر کوله بر هیچ فرد خلاق صاحب فکر و خوش سلیقه ای وجود ندارد که برای چرخیدن چرخ های اقتصاد مملکت بکار گرفته شود؟ این کلیپ های کوتاه و بلندی که هر از چندگاهی همزبانان بنده را در جهت حمل بار فراریان از مالیات و عوارض گمرگی را نشان می دهد نه تنها برای مسوولان حوزه اقتصادی یک موفقیت نیست بلکه شکستی برای رسیدن به اهداف 1404 جمهوری اسلامی ایران است. براستی آنانیکه در آن سوی مرزهای کشور با موهای زرد و بور منتظر شکست انقلاب اسلامی هستند از این نوع رفتار اقتصادی کشور چگونه بهره برداری می کنند؟ دلارهای که هر روز نرخ شان بالا و بالاتر می رود تا هزینه جاری من بشدت افزایش یابد این گونه عوارض شان را بر زانو و کمر هموطنانم تحمیل می سازند.
چگونه است نظام درمان ما به فکر هزینه سرسام آور ناشی از درمان عوارض این نوع حمل و نقل کالا نیست و دیگر جایی برای بحث در حوزه بهداشت نمی ماند. چگونه است اقتصاد ما قاشق را از پشت سر به دهان مصرف کنندگانش نزدیک می کند. براستی این رویه تا کی ادامه دارد؟ آیا با شیوه جمع آوری دلار از سطح بازار تهران و تبدیل به تولیدات کارگران آسیای جنوب شرقی و حمل توسط زانوهایی که قطعا صاحبانشان را زمین گیر خواهند کرد، درست است؟ کاش می توانستیم برای این همه عزیزانی که برای امرار معاش تن به حمل بار می دهند زندگی عزتمندی را که در آن حقوق کارگری مصوب، به رسمیت شناخته شود فراهم می ساختیم.
براستی دیدن چنین کلیپ هایی از صف های طولانی نه تنها افتخارآفرین نیست بلکه بسیار هم تاسف آور است. هرچند معتقدم کار عیب نیست ولی در کشور غنی ایران و انقلاب ما با آن اهداف های آرمانی برای رستگاری و کرامت انسان و با داشتن چنان رتبه علمی افتخار آفرین و در عصر تکنولوژی، این چنین به سخره گرفتن نیروی انسانی در شان ملت ما نیست. قبلا هم نوشته بودم کوله بری آن هم برای چرخش چرخ دیگران در شان ملت ما نیست و کاش می دانستیم فرمانده محترم اقتصاد در دولت محترم چه تدبیری خواهد اندیشید تا بخشی از سهم بارش باران برای خنک نمودن چرخ های خودی بکار رود و دست ها در جهت تولیدات محصولات وطنی بکار گرفته شود و هیچ انسانی را در عصر لیفتراک کوله بر نبینیم. محمود رستمی تبار

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

77 + = 84