طعم تلخ حاشیه نشینی

گزارش از حمیدرضا مرادیان
حاشیه نشینی یا پدیده سکونتگاه های غیررسمی، به علت رشد جمعیت شهرنشینی و مهاجرت روستاییان به شهرها ، درآمد پایین کشاورزی و جذابیت‌های زندگی شهری مانند فرصت های شغلی بیشتر ، تحصیل ، بهداشت و درمان و سهولت دسترسی به خدمات اجتماعی و شهری شکل گرفته است .
حاشیه نشینی به همراه خود بار منفی دارد و انگ محسوب می‌شود و بهتر است از واژه سکونتگاه‌های غیررسمی استفاده شود .
در ایران نیز در طول چند دهه اخیر، سکونتگاه های غیر رسمی و حاشیه نشینی به سرعت رشد کرده و به تمام شهرها سرایت کرده و فاصله بین غنی و فقیر زیاد شده است .
بسیاری از کلان شهرها و شهرهای بزرگ درگیر این پدیده شده اند که کرمانشاه نیز از این معضل مستثنی نبوده است .
این معضل در اطراف کرمانشاه نیز غیرقابل انکار و در حال پیشروی است به طوری که مسئولان مجبور شدند چند روستا را جزء مناطق شهری به شمار آورند تا شاید ساکنان مناطق بتوانند با تکیه بر امکانات شهری از کیفیت بالاتر زندگی برخوردار شوند ، از جمله این روستاها که به شهر الحاق شده اند ، روستای ده پهن ، نوکان، کرناچی، قلعه کهنه، سرخه لیژه ، حسین آباد و کهریز پل کهنه را نام برد و چندین روستا هم مانند روستای شهید عسگری، کهریز الهیه و چشمه سفید هم در انتظار الحاق به شهر کرمانشاه هستند .
ولی با توجه به اینکه این روستاها به شهر پیوسته اند از نظر شهرسازی و دریافت خدمات شهری وضعیت قابل قبولی ندارد و تفاوت قابل توجهی میان کیفیت زندگی ساکنان این مناطق و ساکنان دیگر مناطق شهر کرمانشاه دیده می‌شود .
طرح حاکم بر این مناطق همان طرح هادی روستایی است که پس از قرار گرفتن در منطقه شهری کاربرد داشته و این بدین معناست که بافت این مناطق روستایی است اما به دلیل الحاق شدن به شهر خدماتی که باید ارائه شود خدمات شهری است .
روستاهای اطراف ماهیت روستای خود را از دست داده‌اند و به شهرهای بی‌هویت که شبیه شهر هم نیستند تبدیل شده اند که مشکلات بی شماری دارند و مشکلات خود را به داخل شهر کرمانشاه هم انتقال می دهند.
متاسفانه بسیاری از شهرهای کشورمان دچار مشکل پایین شهری و بالا شهری شده‌اند که کرمانشاه نیز از این مشکل دور نمانده و حتی با تصمیمات در خصوص الحاق روستاهای اطراف کرمانشاه به منطقه شهری که اتفاقاً با هدف کاهش همین فاصله اتخاذ شده بود ، ولی متاسفانه الحاق این روستا ها هم این فاصله طبقاتی را تشدید کرده ، حال همین حاشیه نشین‌ها به شهرنشینان مصرف کننده تبدیل شده اند که نه تنها کمکی به توسعه اقتصاد شهری نمی‌کنند، بلکه باری بر دوش شهر و شهروندان هستند .
شاید برخی با این استدلال موافق باشند که هرچه شهرنشینی گسترش یابد درآمد مدیریت شهری به تبع آنها توسعه و عمران شهری نیز با افزایش تعداد پرداخت کنندگان عوارض گسترش خواهد یافت ، ولی در عمل و واقعیت اینگونه نیست ، حاشیه‌نشینان که برای هزینه معیشت و روزمره خود مشکلات فراوانی دارند چگونه می توانند عوارض خود را پرداخت کنند.
این در حالی است که دولت برای رفاه نسبی حال این شهروندان کلیه امتیازات آب ، برق ، گاز و خدمات شهری ، باید هزینه پرداخت کند و این موضوع با استدلال گسترش شهرنشینی مساوی است با درآمد مدیریت شهری، کاملا منافات دارد و در تضاد کامل است .
حاشیه نشینی کرمانشاه آنقدر ریشه‌ای شده که حتی برخی بهسازهای شهری نه تنها به ساماندهی آنها کمک نکرد ، بلکه سبب توسعه بی رویه و بی حساب و کتاب شهرنشینی شد و ساخت و ساز غیرمجاز را هم تشدید کرده است .
بحث سکونتگاه‌های غیررسمی و حاشیه‌نشینی بحث پیچیده‌ای است و مسائل متعددی در آن دخالت دارد.
یکی از عوامل آن می‌توان مهاجرت های بی رویه باشد که از روستاها به شهر کرمانشاه صورت می‌گیرد .
در چند سال اخیر متاسفانه به علت خشکسالی و دیگر مسائل و مشکلات ، روستاییان به شهرها مهاجرت کردند . یکی دیگر از مسائلی که پدیده حاشیه‌نشینی دامن زد، مزیت هایی بود که در شهرهای ما در قیاس با روستاها وجود دارد، چشم و هم چشمی و نوع ارتباطات خاص که بین شهروندان شهری و روستایی وجود دارد سبب می‌شود تا اهالی روستایی خودشان را هم تراز با شهروندان شهری نبینند و خواستار مزایایی شهرنشینی باشند، که در روستاها کمتر دیده می شود، به همین دلیل زمین ها و روستاهای خود را رها می‌کنند و به حاشیه شهر ها پناه می برند، و در آنجا هم به علت نداشتن تخصص سرمایه و به نیروهای مخرب که از راه بزهکاری زندگی خود را می گذراند تبدیل می شوند، متاسفانه از راه بزهکاری کودکان خود را بزرگ می‌کنند و از راه بزهکاری زندگی می‌کنند و از راه بزهکاری می‌میرند و این امر عواقب بسیار خطرناکی دارد.
زیرا این افراد چیزی ندارند و در عین حال بر اساس حقوق شهروندی می‌خواهند همه چیز داشته باشند . و از سوی دیگر شرایط کار فراهم نیست حال متاسفانه این افراد تبدیل به نیروهای بالقوه خطر برای تمام شهروندان شده‌اند .
این به این معنی است که هم اقتصاد هم کشاورزی هم فرهنگ روستایی و هم فرهنگ و امنیت شهری را از دست داده‌ایم .
باید تاکید کنم که مسئول پایدار شدن این ناهنجاری ها در سطح کشور شهر و کشور مردم نیستند.
کرمانشاه یکی از چهار شهر نخست در ایران به لحاظ حاد بودن معضل حاشیه نشینی است. جمعیت حاشیه نشین در شهر کرمانشاه نزدیک به ۴۰۰ هزار نفر برآورد می‌شود.
ریشه شکل گیری چنین پدیده‌ای بی تردید فقر شهری است و فقر درآمد ساکنان باعث می شود، آنها امکان فراهم کردن سرپناهی مناسب را در محدوده قانونی که به تبع هزینه های بیشتری دارد را نداشته باشند.
بحث های قومی نیز در این مناطق مطرح است هر محلی به شکل مرکز تجمع ایلات و طوایف است یعنی قوم یا ایلی یا طایفه ای از روستاهای منطقه خاص مهاجرت کرده و سکونتگاه غیررسمی را تشکیل می دهند، به عنوان مثال قوم بزرگ لک بعد از مهاجرت، به محله های حاشیه نشین جعفرآباد، آریا شهر ، کیهانشهر ، مرادآباد و ملاحسینی دور هم جمع شده یا ایل پایروند در محدوده های نوکان ، تکاور، جاده قدیم ، باغ ابریشم و سرخه لیژه مهاجرت کرده، یا ایل جاف در محله حاشیه نشین دولت آباد مهاجرت و نقل مکان کرده و یا ایل گوران در منطقه دره دراز حاشیه نشین شده اند، یا اینکه ایل کلیایی به محل های شهیاد، شاطرآباد و باریکه مهاجرت کرده اند، یا ایل جمهور به چقاکبود و یا مردم مظلوم و جنگ زده قصرشیرین به شهرک‌ حاشیه نشین آناهیتا مهاجرت کرده اند .
بدین ترتیب سکونتگاه‌های غیررسمی را تشکیل داده‌اند ، که متاسفانه این مهاجرت و حاشیه‌نشینی در این مناطق باعث می‌شود که ساکنان این مناطق یک شبه خانه می سازند که با توجه به شرایط زلزله خیزی استان می تواند بسیار مشکل آفرین باشد .
اما در یک اقدام جسورانه شهرداری کرمانشاه ساخت و سازهای غیر مجاز و غیر اصولی زیادی را در چند هفته اخیر تخریب کرده و قاطع با این افراد مجرم و قانون گریز برخورد کرده که جای تقدیر و تشکر دارد .
غیر از اینکه مهاجرت از روستا به شهر و از مرکز به حاشیه شهر دو دلیل عمده تولید بافت های حاشیه ای در این شهر محسوب می‌شود ، قوانین دست و پاگیر مدیریت شهری هم به توسعه حاشیه نشینی در این شهر دامن زده است . قوانین دست و پاگیر مدیریت شهری هم به توسعه حاشیه نشینی در این شهر دامن زده است کسانی که می‌خواهند از هزینه‌های ساخت و ساز در محدوده شهر رهایی یابند به حاشیه شهر پناه می‌برند و با قیمتی تا ۵۰ درصد کمتر از هزینه های ساخت و ساز در بافت های میانی اقدام به خانه سازی در سکونتگاه‌های غیررسمی می کنند، اقدامی که آثار نامطلوب فراوانی برای همه شهروندان در پی دارد .
اهمیت به شهروندان بافت های حاشیه ای و عدم تقسیم بندی شان به شهروندان درجه ۱ و ۲ و ۳ می‌تواند به جذب مشارکت‌های همین شهروندان برای حل سریع مشکلات شان کمک کند .
باید خاطرنشان کنیم مدیریت شهری فقط شامل شهرداری نمی شود و در حال حاضر شهرداری تمام توان خود را برای رضایت شهروندان به کار گرفته است، ولی برای یک شهر ایده آل به مشارکت بقیه دستگاه ها همچنین ، نظام مهندسی ، شورای شهر و دستگاه های خدمات رسان و زیربنایی مانند آبفا ، برق ، گاز ، بهداشت و .... را هم شامل می شود .
یک سوم جمعیت کشور بد مسکن هستند و در حال حاضر ۱۷ میلیون نفر حاشیه نشین و ۲۷۰۰ محله حاشیه نشین داریم ، که بیشتر از یک پنجم جمعیت ایران را شامل می‌شوند که این آمار نه یک هشدار بلکه یک فاجعه است .
در حال حاضر هم افزایش قیمت مسکن مردم را حاشیه نشین و بد مسکن می کند .
تنها راه نجات از این معضل تلاش و مشارکت همه جانبه ، همه مسئولان و دستگاه‌های مختلف دولت را می‌طلبد .
به امید کرمانشاهی آباد...

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + 4 =