كنكاشي در مباني فقهي حقوقي جرم سیاسی

مشروح خبر

حجت الاسلام رحيم جعفري

1.2. تعریف جرم سیاسی از دیدگاه دکترین ها
حقوقدانان نیز جرم سیاسی را تعریف کرده اند که به اهم آن ها اشاره می شود؛
1.2.1. ترمینولوژی حقوق، جرم سیاسی را «جرم ناشی
از فکر سیاسی و یا از یک مؤسسه یا دستگاه سیاسی» می داند و در ادامه در تعریف جرم سیاسی به معنای خاص نوشته شده است؛
در معنی اخص جرمی است که مخالف نظام سیاسی داخلی و یا خارجی کشور باشد؛ مانند توطئه برای تغییر شکل حکومت .(1)
1.2.2. «به طور کلی جرم سیاسی به عمل مجرمانه ای اطلاق
می شود که هدف آن واژگون کردن نظام سیاسی- اجتماعی
و
بر هم زدن نظم و امنیت کشور باشد. »(2)
1.2.3. جرایم سیاسی دارای عنوان سیاسی هستند که
بر ضد مصالح سیاسی کشور و یا بر ضد حقوق سیاسی یکی از اهالی ارتکاب شده باشد. علاوه بر این، جرایم عمومی که مقدمه ناگزیر جرایم سیاسی باشند و اعمال مادی آنها به طور عمده جرم سیاسی را تشکیل می دهند،
جرم سیاسی محسوب است .(3)
1.2.4. در متون خارجی نیز جرم سیاسی بدین شرح تعریف شده است؛
«جرم سیاسی سنتی عبارت است از تلاش برای سرپیچی یا لطمه زدن به یک موقعیت قدرت سیاسی به وسیله اعمال
مخالف و ناسازگار با قواعد سیستم سیاسی موجود. »(4)
1.2.5. همچنین در تعریف جرم سیاسی گفته شده است؛
جرم سیاسی عموماً به هر جرمی که مستقیماً علیه حکومت انجام می شود، مثل خیانت به مملکت و آشوب های
سیاسی، گفته می شود. این نوع جرم هرگونه تشنج و ناآرامی سیاسی خشونت آمیز بدون ارجاع به یک جرم خاص را شامل می شود . (5)
در ادامه در ذیل اصطلاح «Political offenses» می گویند:
جرایم سیاسی همان جرایم مربوط به حمله به امور نظام سیاسی در یک کشور و همچنین جرایمی که به منظور
کسب اهداف سیاسی صورت می گیرد، می باشد.
همچنین تأکید بر این که تعیین ماهیت این نوع جرایم بیش تر مربوط به شرایط وقوع آن ها می باشد.
1.2.6. «جرم سیاسی عبارت از هر عملی است که به خاطر
یک هدف یا انگیزه سیاسی، انجام گیرد؛ این عمل ممکن است، دارای انگیزه سیاسی باشد، ولی به صورت مجرمانه انجام گیرد. »(6)
1.2.7. «پروفسور بلانش» معتقد است؛ «جرایمی را باید سیاسی شناخت که انگیزه و هدف آنها سیاسی باشد. »(7)
1.2.8. «تربوتین» می نویسد؛
«جرمی که بدون زیان رساندن به منافع خصوصی افراد و بدون داشتن عنوانی از جرایم اختصاصی، معترض تشکیلات
عمومی کشور به منظور تغییر دادن یا مختل کردن آن تشکیلات شود. » (8)
با ملاحظه تعاریف ارائه شده در دکترین ها به این نتیجه می رسیم که بعضی از آنها تنها به نفس عمل ارتکابی توجه
کرده اند. به عبارت دیگر جرمی را جرم سیاسی می دانند که (برای مثال) به نظام سیاسی کشور لطمه وارد کند، چه انگیزه سیاسی باشد یا اینکه انگیزه سیاسی در میان نباشد، اما بعضی دیگر از تعاریف صرفاً به مواردی اشاره کرده اند که در صورتی جرم، سیاسی خواهد بود که با هدف
و انگیزه سیاسی ارتکاب یابد، در حالی که تعدادی از جرایم
دارای ماهیت سیاسی وجود دارد که این نوع تعریف ها، آنها را شامل نمی شود.
نکته دیگر اینکه در تعاریف یاد شده، هیچ کدام به فردی یا گروهی بودن جرم سیاسی اشاره نکرده اند.
البته عده ای از حقوقدانان نیز معتقدند تعریف جرم سیاسی
یکی از دشوارترین کارهای حقوق استرداد است و اوپنهام که یکی از حقوقدانان معروف است، می گوید: اصلاً تعریف
آن غیر ممکن است .(9)
ادامه دارد
پي نوشت ها :
1- محمد جعفر جعفری لنگرودی: ترمینولوژی حقوق، ص 192.
2- پرویز صانعی: حقوق جزای عمومی، ص 289؛ ابوالقاسم گرجی: مقالات حقوقی، ج 1، ص 332.
2 - رسول دادگری: بزه سیاسی، ص 20.
4 - Davip L. sills(Editor): international encyclopedia of social sciences, p.246.
5 - Henry combell Blank M.A: Blank s Law Dictionary; p.113.
6 - Rober L. Bledsoe and A. Boczek Boleslaw:
the international Law Dictionary; P.113.
7 - جلال الدین مدنی: حقوق اساسی در جمهوری اسلامی ایران، ج6، ص 332 و 333.
8- همان.
9- ژرژ لواسور:«مسأله جرم سیاسی در حقوق استرداد مجرمان»، مجله کانون وکلا، پاییز و زمستان 1369، 153-152، ص 250 و 251.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده − ده =

6 + 2 =