مدیران جلسه ای بلاتکلیفی مراجعان

مشروح خبر

منوچهر نجمايي

در اتاق رئیس دفتر جناب مدیر که به نوعی اتاق انتظار هم هست، مراجعان نشسته اند، دو تا زن و بقیه مرد، قیافه همه ارباب رجوع منتظر در اتاق، گرفته و اخم آلود است، ارباب رجوع دیگری با تلنگر به درب اتاق می کوبد و وارد می شود.
سلام می کند، جایی برای نشستن ندارد، همه صندلی های انتظار پر شده است از ارباب رجوع
نگاه رئیس دفتر به چهره تازه وارد، او را به حرف می آورد:
- آمده ام آقای مدیر را ببینم
- فعلا جلسه دارند، روزهای ملاقات هم
دوشنبه ها است از ساعت 9 تا 12
- دوشنبه که آمدم، فرمودید رفته اند تهران، ماموریت
- بهرحال امروز هم جلسه دارند، بعید به نظر
می رسد که جلسه زودتر از ساعت 2 بعدازظهر تمام بشه، برای اینکه معطل نشید، اتاق بغلی، برای ملاقات روز دوشنبه ثبت نام کنید.
پیرمرد سپید مویی که در میان ارباب رجوع نشسته و حوصله اش به سر آمده با لحن اعتراض آمیزی میگه:
- این جلسه کی تمام می شه، من دو ساعته که اینجا نشسته ام
رئیس دفتر که گویا خودش هم از این اوضاع واحوال کلافه شده و جوابی نداره بده، سرش را میندازه پایین و با خودکاری که دستشه با کاغذ روی میز خط خط می کند.
بنده خدا حرفی نداره بزنه، رئیس، رئیسه و جلسه هم جلسه!
این شمای کوچکی از یک واحد مدیریتی است که با ارباب رجوع سر و کار دارد و باید درب اتاق مدیر باز باشد که ارباب رجوع بتواند خیلی ساده و بدون هیچ تشریفاتی به دیدار ایشان برود.
متاسفانه قضیه ای که بدان اشاره شد نمونه ای است از بسیاری، که شاید آن را هم زیاد
می بینیم در مدیریت های سازمانی و اجرایی ما دو گونه جلسه آن هم صبح و در بازه زمانی چند ساعته اداری انجام می شود
1- جلسه ای با حضور مدیر و کارکنان ارشد زیر مجموعه مدیریتی و سرگردانی ارباب رجوع از این راهرو به آن راهرو و این اتاق به آن اتاق چون با آنهایی که کار دارند، داخل جلسه هستند، جلسه مشترک مدیر و کارکنان زیرمجموعه و ظاهرا اداره به نوعی در ساعت اداری تعطیل.
2- در بعضی از امور شهری که طرح موضوع و دستور جلسه به چند مدیر مربوط می شود چیزی مشابه آنچه گفته شد منتهی در بُعد گسترده تر اتفاق می افتد جمع شدن چند مدیر در یک مجموعه برای تصمیم گیری و بحث و گفتگوهای با نتیجه یا بی نتیجه؟!
لازم اینست که کارکنان ادارات و سازمان های اجرایی اعم از مدیریت و زیرمجموعه در هر پست و مقامی که باشد، نباید در یک بازه زمانی 8 ساعته صبح در خدمت مردم و پاسخگوی ارباب رجوع باشند؟!
آیا تشکیل جلسات در وقت اداری و کلافه شدن ارباب رجوع در اتاق انتظار ملاقات، نارضایی عمومی را به همراه نخواهد داشت؟!
از سال گذشته با عنوان رعایت و احترام به حقوق شهروندی در بعضی ادارات «میز خدمت» هم به سازمان مدیریتی بعضی ادارات اضافه شد، میز هست و صندلی هم هست یا کسی پشت «میز خدمت» نیست یا اگر هست فقط راهنمای ارباب رجوع به اتاق مسوولین است که مراجعه کننده با آن کار دارد، معنای خدمت
یعنی همین.
ادامه تحصیل جلسه ای؟!
درست است که ارتقاء علمی در هر رده شغلی به منظور کارایی بیشتر در حوزه مدیریت، کار درست و منطقی است و این برنامه ای بود که ابتدا در اواخر دهه 1340 وزارت آموزش و پرورش برای معلمان شاغل آن را اجرایی کرد، اما زمان آموزش و حضور در کلاس های کور تکمیلی را به چند تابستان که معلمان از درس و آموزش راحت شده بودند موکول کرد که هم فراگیرنده فراغت بال بیشتری برای یادگیری داشته باشد و هم در میان سال تحصیلی، اشتغال به آموزش معلم، خللی در تحصیل و یادگیری دانش آموز کلاس هایش نداشته باشد. اما این روند در سال های اخیر در بسیاری از سازمان ها اپیدمی و فراگیر شده است.
بسیاری از مسوولین و حتی کارکنان رده های پایین مدیریتی برای ادامه تحصیل در
دانشگاه های استان های مجاور ثبت نام می کنند که ظاهرا شانیت شان در شهر محل خدمت شان محفوظ بماند و هم موقعیتی برای سفرهای برون شهری پیدا کنند یقینا سفرهای برون شهری برای حضور در کلاس های درسی، بخش اعظمی از فرصت های خدمات رسانی مدیران به ارباب رجوع را می گیرد، چون مدیر حضور فیزیکی در سازمانش ندارد و زیرمجموعه هم در غیاب مدیریت، قدرت و اقتدار کامل برای تصمیم گیری را ندارند، اینجا است که حقوق شهروندی به فراموشی سپرده می شود. از سوی دیگر، با نزدیک شدن به امتحانات ترم، مدیریت سازمان، هرازگاهی دست به کتاب شده تا مروری به کتاب درسی امتحانی بیندازد که چیزی مشابه «جلسه اداری» برای از سرباز کردن ارباب رجوع است که قصد دیدار و گفتگو با مدیریت را دارد.
اگر همه این کارها که نوعی ستم بر حقوق شهروندی است به انجام برسد، مدیر دانش آموخته ای که به مدارج تحصیلی بالاتر رسیده و مثلا PHD را به دست آورده، حتی اگر رشته تحصیلی اش مرتبط با شغل و مسوولیت
دولتی اش نباشد، انتظار ارتقاء مقام اداری بالاتر از آنچه را هست دارد و اگر به دلیل چیدمان چارت سازمانی امکان این ارتقاء و جابجایی وجود نداشته باشد. مدیر ثابت در پست پیشین حال و حوصله اولیه را برای مدیریت و انجام کارهای مربوط به ارباب رجوع را هم مثل سابق ندارد.
جلسات صبح ممنوع
برگردیم به بحث اول و انتقادی که به جلسات در وقت اداری صبح داشتیم که به تبعات آن هم اشاره شد.
مدیران اجرایی ما برابر ضوابط اداری و با توجه به نوع وظیفه و پست اجرایی که به آنها محول شده از حقوق و مزایا و اضافه کار ساعتی ثابت و مشخصی برخوردارند که در دل حقوق و حکم مدیریت آنها ثبت شده است. و به عبارت ساده تر، فوق العاده پرداختی غیر از حقوق برای مدیران را می شود به حساب اضافه کاری آنها گذاشت، پس بنابراین می توان جلسات اداری درون سازمانی و حتی برون سازمانی را هم بعد از وقت اداری که ارباب رجوع ندارند، موکول و به انجام رسانید.
حضور بعضی مدیران در مراسم تشریفاتی غیرضروری هم از جمله مشکلاتی است که ارباب رجوع را به دلیل نبودن مدیر در حوزه ریاست سرگردان و دلزده می کند و در بعضی مراسم تشریفاتی و جشن های متعدد و یا حتی تجلیل از فلان شخص که هیچ ارتباطی به مدیریت ندارد، مدیران را یک جا در محل مراسم تشریفاتی گرد می آورد تا ابهت مراسم را بیشتر افزایش بدهد که موجب غیبت بعضی مدیران از محل مدیریت و بلاتکلیفی مراجعان است.
ای کاش
ای کاش مدیران ما بیشتر از آنچه به تشریفات غیرضرور و برنامه های بی ارتباط به مدیریت بپردازند ارباب رجوع را از خودشان جدا ندانند و لحظاتی را هم به آنها بیندیشند چرا که رعایت حقوق شهروندی وظیفه همه است چه مدیر باشد و چه کارمند زیرمجموعه و غیرمدیر.
اگر همه در حد خودمان، حقوق شهروندی را وظیفه بدانیم و رعایت کنیم گسترش این فرهنگ بسیاری از مشکلات را حل می کند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + 20 =

10 + = 12