«میرزا احمد الهامی» خالق مثنوی «باغ فردوس» چگونه سالک و قصه پرداز طریقت عشق می شود؟

6-1
مشروح خبر

ح- مولایی فر - بخش اول
بانوی اهل ادب و معلم فرزانه، « لادن عالم پور» نبیره ی «میرزا احمد الهامی» ملقب به « فردوسی حسینی» سراینده ی «باغ فردوس» چهار جلد در باب وقایع عاشورای امام حسین (ع) نتیجه ی دکتر « عبدالحسین الهامی» و نیز نوه ی ارشد مهندس « احمد الهامی» با تلاشی مجدانه در سال جاری (1399) دومین اثر ادبی از آثار چاپ نشده ی خاندان الهامی با عنوان « دیوان دفتر عشق» سروده ی میرزا احمد الهامی را با همت و سرمایه ی انتشارات رایان در کرمانشاه چاپ و روانه ی بازار کتاب کرده است.
خانم عالم پور اولین گام ادبی خود را در راستای حفظ آثار خطی اجداد خویش با چاپ کتاب سروده های ابوالحسن خان (سبحانی) برداشت. « دکتر میرجلال الدین کزازی» ادیب، شاعر، پژوهشگر، مترجم و زبان شناس درحوزه ی ادب پارسی، بانوشتن پیشگفتاری محققانه، ارجمندی اثر و کوشش بانو عالم پور را با نکته بینی، زینت دانشورانه ای بخشیده است. استاد در فرازهایی از نوشته اش چنین سروده ی میرزا احمد الهامی را مورد تمجید و کنکاش قرار داده: « به جز باغ فردوس این سخن گستر [ الهامی] سروده ها و در پیوسته هایی دیگر هست، همچنان دلاویز و جان پرور، یکی از آنها بزم نامه ای است به نام « دفتر عشق» که میرزا احمد الهامی آن را، به پیروی از گنجور گنجه ی سخن، نظامی سروده است و در ابتدای آن همان سامان آهنگین را به کار گرفته است که در برترین بزم نامه، در ادب ورجاوند و بی مانند پارسی و شاهکار شاهوار جادو سخن جهان: خسرو وشیرین، در کار آورده شده است. این آهنگ که آهنگ شناسان سخن آن را در ریختار مفاعلین مفاعیلن مفاعیل ( یا فعولن) نشان داده اند، یکی از کهن ترین آهنگ ها و نواهای سرایش در ادب است.
از سویی دیگر یکی از دلاویزترین و جان افرازترین، یکی از نغز نواترین و گوش نوازترین آنها، از همین روی، این آهنگ دلگشای دلجوی، آهنگ ترادادین (= سنتی) و بنیادین، در سرودن بزم نامه های پارسی شده است و ده ها بزم نامه بدان، زیبایی و زیور گرفته اند...»
پیشگفتار دفتر عشق به خانم لادن عالم پور، خداوند باریتعالی، این فرصت و غنیمت را بخشیده است تا با توانمندی و علاقه ای در حد عشق به ادب پارسی، آثار چاپ نشده ی نیای خویش، الهامی و فرزندانش را با چاپ و تصحیح از دستبرد زمانه نجات دهد. این کار ارزنده ی عالم پور را از نوشتار پروفسور کزازی با هم مرور می کنیم: « ... چاپ پیراسته ی دفتر عشق، رخدادی است فرخنده و زیبنده، بانوی گرامی لادن عالم پور که از پسینیان آن سخنور نامی است، دامان تلاش بر کمرزده است و آستین شکیب در نوشته است و بر زده است و پر شور و با پشتکار، نستوه و پایدار، کوشیده است که یکی از یادگاری های نیای سخنگزارش را، از پرده ی نهفتگی بدر آرد و فراپیش خوانندگان خواستار فرا بگذارد...»
پیشگفتار دفتر عشق 27/3/1399
نگارنده به نوبه ی خود به این بانوی ادیب و با همت، دست مریزاد می گوید و از خداوند برای ایشان آرزوی کامیابی دارد، مولف مضمون دفتر عشق را این گونه توضیح می دهد: « دفتر عشق یک داستان رمانتیک و واقعی از عشق ناکام دو دلداده ی کرمانشاهی، به نام های هاجر و اکبر است. کرمانشاه از قدیم الایام دیار شیرین و فرهاد و عشق و عشق ورزی بوده و کتاب حاضر به معرفی عشاق دیگری از این خطه می پردازد که شرح حالی دلخراش و سوزناک دارند...»
مقدمه ی دیوان دفتر عشق
بانو لادن عالم پور، کوتاه وموجز ابتدا میرزا احمد الهامی را به خوانندگان معرفی میکند و در فراز پایانی، آثار وی را متذکر می شود. سپس از صفحه ی 37 اشعار مندرج در دیوان دفتر عشق با توحید حضرت پروردگار که خود منبع عشق است و عشق آفرین آغاز می گردد.
« گشایم لب به نام داور عشق
که تا گیرد طراز این دفتر عشق
به نام مونس جان های مشتاق
نمک پاش دل مجروح عشاق
که دل خلوت سرای حضرت اوست
روان آیینه دار طلعت اوست
انیس خاطر بشکسته بالان
جنون بخش سر شوریده حالان
که هر کس را به دل دردی است، کاری
ازو باید به چاره جست یاری»
ص 37
کتاب دیوان دفتر عشق با کاغذ سفید و جلدی رنگین با نگارگری به تصاویر مینیاتوری از آثار فاخر استاد محمود فرشچیان مزین شده است که چشم نوازانه، بذر عشق را در باغچه ی دل ها می پراکند. میرزا احمد الهامی در توحیدیه آغاز کتاب عشق های مجازی را بهانه ای می داند که اهل درد به سمت و سوی عشق حقیقی هدایت شوند به این موضوع بنگریم:
در این ره آن کسان کز اهل دردند
به گام عشق او صحرا نوردند
ز شوق او بجوشد درقدح می
از او خیزد ( نوای عشق نَز نی) ص 37
سپس شاعر با ذکر نام عشاق معروف تاریخ از جمله: « عذرا و وامق، سلمی و سلما، یوسف و زلیخا، لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد و ...» اظهار می کند: دل عاشق آیینه ی تجلی عشق خداست
« دلی کاندر دل عشاق نهان است
بدان دل روی معشوق عیان است
چو دل وارسته شد ز آلایش گِل
درون سینه می بیند دلِ دل »
با این توصیف می گوید: دل انسان که نقش نگار دل دلبراست، از طریق «دل دل» است که می تواند رخسار دلبر را ببیند، به توصیفات شاعر در باب ویژگی های دلِ دل دقت کنیم:
« دلِ دل بنگرد رخسار دلبر
نه این دل کو بود شکل صنوبر
دلِ دل را دو دیده هست از نور
که با او بنگرد دیدار منظور
دل لحمی که او خون و بخار است
کجا منزلگه پروردگار است
در این خون و بخار آن دل نهان است
که خلوت خانه ی سلطان جان است
به گوش آن دل، دلِ دل می نیوشد
ندای حق که صاحبدل بجوشد
چه خواهی فهم کردن مدعا را
ز عشق آموز اسرار خدا را» ص 38
بنابراین برای رسیدن به مرحله ی عشق حقیقی و عشق به ذات الهی، باید ابتدا با عبور از عشق مجازی یعنی عشق به انسان، طعم عشق را چشید و چون دلسپرده ی عشق معشوق شدی ، با گنجینه ی « دلِ دل» به صاحبدلی می رسی و ندای حق را در نهان خانه ی دل می شنوی، با این طی طریق، مرحله به مرحله از عشق مجازی به عشق حقیقی می رسی.
میرزا احمد الهامی این گونه به توصیف گوهر عشق می پردازد:
« دم عاشق شرار سینه سوز است
نه دم، این شعله نار کینه سوز است
جناب عشق برتر از خیال است
نه او را جفت، و نه شبه و مثال است
چه می زیبد چنین نام از برایش
تو خوانی عشق، من خوانم خدایش
به هر نامی که خوانی نام منظور
دل و چشمت شود پرنور و مسرور» ص38
از زاویه ی دید جمال پرست میرزا احمد الهامی، همه عشق های خالی از هوس همه و همه جلوه ای از روی نکوی خدای عشق آفرین است. « گهی لیلی شود گه نیز مجنون» به دل گاهی غم بارد و گاه عشرت گمارد. به توصیفات الهامی در باب ویژگی های خاص عشق توجه شود:
« به دل گه غم، گهی عشرت گمارد
از این نیرنگ ها بسیار دارد
فزون تر در شکار دل بکوشد
چو دل از کف برد رخساره پوشد
خداوند است و دل کاشانه ی اوست
خرابش گر پسندد خانه اوست» ص 39
به هر حال، الهامی به منظور توجیه پرداختن به منظومه ی دیوان دفتر شرح دلدادگی « هاجر و اکبر» که نمود دیگری از جلوه ی عشق الهی است، چنین روی می آورد:
« گهی زیبایی از زیبا نماید
که رعنا را قرار از دل رباید
به شیرین گه دهه شکر فشانی
که با خسرو نماید همزبانی
به هاجر گه دهد نور جمالی
که اکبر را نماید لا ابالی
به گیتی در، بپاید گر زمانم
زمانی زنده جان در وی بمانم
ز عشق هاجر و اکبر بیانی
بگویم تا بماند جاودانی
که کس از عشق مجنون یاد نارد
چو اندر این حکایت دل گمارد» ص 39
ابتدا الهامی خود را از شرح و بیان این امر نفسانی یعنی « شق» ناتوان می داند و از خداوند می طلبد که وی را مدد نماید تا در قالب سخن موزون از عهده ی این کار برآید:
« زبان من کجا و شرح این غم؟
که شورش خامه را خوشاند از نم
زبان گنگ است و دراین ره نپوید
مگر هم عشق شرح خود بگوید» ص 39
میرزا احمد برای توفیق در سرودن اشعار عاشقانه از شوریدگی هاجر و اکبر در بخش مناجات به درگاه قاضی الحاجات» چنین از خدای عشق آفرین یاری طلب می کند.
« نشان روزی مرا در محضر عشق
بیاموز ابجدی ازدفتر عشق
به خلوت خانه ی عرفان نشانم
به راز دل محرم زبانم » ص40
ادامه دارد...

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × دو =

+ 86 = 93