نسبت امر به معروف و نهی از منکر با حقوق شهروندی

مشروح خبر

محقق و پژوهشگر: غلامرضا خرآمین

حقوق انسان، اعم از فردی، خانوادگی، شهروندی و دیگر ساحات و زمینه‌ها، از سوی خداوند و مبتنی بر فطرت ثابت و غیرقابل تحویل و تبدیل انسان است. معنای رساتر و کامل‌تر این سخن آن خواهد بودکه اولاً، آنچه فطری نیست حق هم نیست. هر آنچه در حوزه اختیار و اراده انسان حادث و حاصل و کشف و وضع می‌شود یا موافق فطرت است یا نیست. البته ممکن است امری مستقیم با فطرت مرتبط باشد؛ مانند نیاز به پرستش،زیبایی‌ دوستی، کمال‌جویی و مانند آن، و برخی دیگر با واسطه و غیرمستقیم با فطرت مرتبط شوند؛ مانند دلبستگی به قوانین و مقرّرات موضوعه.
به هر حال، آنچه موجب رشد و تعالی بشر در ساحات روح و عقل و حتی جسم می‌شود، فطری است و هر آنچه برخلاف و در جهت مخالف است غیرفطری. پس هرگز امر فطری تابع خواست و هوا و هوس و پسند ما نیست. افزون برآن، برای انسان‌ها صرف میل طبیعی و هوس نفسانی و نیز صرف توان تحصیل چیزی، دلیل بر حق بودن آن شی‌ء وصاحب حق بودن انسان هَوَسمند و زور مدار نخواهد بود، بلکه حتما باید هماهنگ با فطرت توحیدی وی و موافق باروح ملهم او باشد که کاملاً مرز فجور را از محدوده تقوا جدا می‌سازد و می‌کوشد اراده خود را مطابق با اراده آفریدگار خویش سازد.
از سوی دیگر، برای تبیین وظایف حقوقی و تعیین امور فطری انسان باید رابطه انسان نسبت به جهان و تکلیف وی در برابر نعمت‌های هستی را شناخت نسبت حق و تکلیف را در جایی دیگر باید جست‌وجو کرد. اما آنچه بیان آن دراینجا فوریت دارد این است که انسان دارای دو حیثیت فردی و اجتماعی است. صرف‌نظر از مباحث بی‌حاصل مربوط به اصالت فرد یا جامعه، از منظر دین می‌توان گفت: سعادت و سلامت همه‌ جانبه انسان در گرو درستی و سلامتی رفتارفردی و جمعی است. به تعبیری دیگر، رفتارهای فردی و جمعی علاوه بر تأثیر و تأثر متقابل، در مسیر کمال و فلاح انسان و جامعه همسو و هم‌قدمند. شاید از این‌روست که در قرآن کریم برای انسان‌ها از دو گونه کارنامه و کتاب اعمال نامبرده می‌شود: نامه فردی و نامه جمعی. دوست داشتن زیبایی‌ها و اقدام در جهت کسب و حفظ آنها و نیز کراهت داشتن از بدی‌ها و زشتی‌ها و همچنین پرهیزو گریز از آنها، از امور فطری است. در واقع، هم گرایش به عبادت، زیبایی، خیر اخلاقی، اجتماعی زیستن وحقیقت‌جویی امور فطری هستند و هم تلاش در جهت تحقق‌بخشی به آن امور در زندگی فردی و جمعی و پاسداشت ونگهداشت آنها. با این توضیحات، معلوم می‌گردد که امر به معروف و نهی از منکر از آن‌رو که همسو با کمال‌جویی و رشد و تعالی فردی و جمعی هر انسانی است، ابزار بهره‌مندی از فطریات و گاه داروی دفع آفات به شمار می‌رود، و زمانی موجب پرورش خیرها و موقعی هم هشداری برای رفع غفلت‌ها محسوب می‌شود. از این‌رو، در حوزه فطریات بوده و ازمنظر امور فطری باید به آنها نگریست، گرچه سطح آنها متفاوت از اموری است که معروف و مشهور و مورد موافقت عالمان می‌باشد.
هرچند معلوم شد که هم گرایش به همه خیرها و خوبی‌ها و هم تلاش برای رفع موانع و دفع مکاره، فطری هستند، اما این معنا را ندارد که همه انسان‌ها در هر دو جنبه به وظیفه و تکلیف و حقوق خود آشنا و عامل باشند؛ چراکه گاه غفلت و گاه هوا و هوس و زمانی خبط و خطا یا شبهه، مانع از آن می‌گردد که جامعه در مسیر صحیح و صراط قویم راست بماند و امکان کمال را برای همگان فراهم آورد. در این میان، برخی انسان‌ها به دلایل گوناگون، از جمله عدم یاناراستی و نارسایی تعلیم و تربیت، غفلت، گرفتاری در شبهه، غلبه هوا و هوس، مرغوب شدن یا مرعوب شدن و هرعامل دیگر، نه تنها بر سر راه شکوفایی و ثمردهی فطرت خود مانع ایجاد می‌نمایند و از حقوق حقه خود دست می‌کشند و خود را محروم می‌کنند، بلکه به حقوق دیگران نیز تعدّی کرده و سد راه پیشرفت و امنیت و تعالی‌جویی دیگران را ضایع می‌نمایند. به علاوه، همیشه انسان‌های خودمحوری هستند که بر سر راه حق می‌ایستند.
در این‌گونه موارد چه باید کرد؟ امر به معروف و نهی از منکر در هر سه سطح آن، پاسخی است برای حل جنبه‌هایی ازایستادگی در برابر حق یا ایستایی جریان خیر و رواج شر؛ همان‌گونه که در احادیث شریف به آن اشاره شده است. قانون الهیِ امر به معروف و نهی از منکر در بُعد اجرا، دارای دو مرحله فردی و گروهی است. مرحله فردی آن، وظیفه‌ای عمومی و همگانی در شعاعی محدود است، اما مرحله گروهی آن از شئون حکومت اسلامی به شمار می‌رودکه دارای شعاعی وسیع می‌باشد( امر به نیکی‌ها و نهی از بدی‌ها و زشتی‌ها، ناشی از فطرت الهی و وجدان اخلاقی انسان است و علاوه بر آن، حکم عقل سلیم و شرع قویم نیز هست. اینجاست که هماهنگی کامل فطرت و وجدان و عقل وشرع به طور جامع قابل اثبات و اقرار است. از این منظر، امر به معروف و نهی از منکر یک حق اولیه و طبیعی و فطری ووجدانی و عقلی و شرعی است که ناشی از پیوند سرنوشت‌ها و روح زندگی اجتماعی بشر می‌باشد.
امر به معروف و نهی از منکر، همان حکم دینی و واجب الهی است که به عنوان «نظارت همگانی» باید در جامعه اسلامی به اجرا درآید تا زمینه برای برپایی دیگر واجبات مهیا گردد؛ امنیت برقرار شود، کسب و کار مردم حلال گردد،حقوق افراد تأمین شود و در سایه آن از دشمنان انتقام گرفته شود.
ظهور و بروز ناهنجاریهای فردی و اجتماعی، فساد و بحران‌های مختلف در زندگی انسان از یک‌سو، معلول گناهان ورفتارهای ناصواب خلاف فطرت و سوءاستفاده از نعمت فطری اختیار می‌باشد و از سوی دیگر، محصول بی‌توجهی دیگران به حقوق فطری خود در امر و نهی شرعی نسبت به گناه و خطای دیگران؛ یعنی بخشی از تقصیر بر عهده و دوش افراد دیگر جامعه و حکومت به عنوان مسئول اجرای احکام دینی و فراهم‌کننده بستر مناسب برای رشد فضایل وکرامات و کمالات واقعی انسانی است. زندگی بشر نیاز به نظم و قانون دارد.انسانی که در یک جامعه فاسد زندگی کند دچار بدبختی و هلاکت می‌شود؛ یعنی سعادت فرد و جامعه از هم جدا نیست.دین اسلام برای سعادت بشر و جامعه برنامه و دستور و احکام دارد؛ از جمله امر به معروف و نهی از منکر که سرنوشت هر مسلمانی با مسلمان دیگر در ارتباط است و هیچ کس چشم خود را بر اعمال دیگران نمی‌بندد؛ چراکه می‌داند زندگی جمعی همچون سفر با کشتی واحد است که هرگونه آسیبی که منجر به غرق شدن یا انحراف یا توقف کشتی گردد، همه در آن سهیم و شریکند؛ چه مایل به آن نتیجه باشند و چه نباشند، چه بدانند و چه ندانند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش − 6 =

3 + 7 =