نقدی با قلم حسین قاسمی؛ «عشق» و «خیانت» از «جم» تا «دل»

سریال خانگی دل به کار گردانی منوچهر هادی با موضوع عشق و خیانت که البته بیشتر خیانت در این سریال پر رنگ تر است در حال پخش است ، بدون شک ساختار این سریال ورژن کوچکتری از سریال های ترکی شبکه جم است که با همان سبک و سیاق تولید شد است به گونه ای که اگر بیننده چند قسمت از این نوع سریال ها را نبینید چیز خاصی را از دست نداده است
اولین اشکال این سریال ریتم کند آن است ، نویسندگان ،کارگردان و تدوینگر این سریال هر کدام به نحوی سرعت روایت داستان را آهسته کردند ، فیلم نامه را پر از دیالوگ ها بی خود و اضافه است که هیچ کمکی به پیشبرد داستان نمی کند و تکرار مکرراتی که بار ها شنیده ایم .
کارگردان نیز در ادامه کار نویسندگان با پلان های کش دار طولانی و گاهی اسلوومشن این ریتم کند را تشدید نموده است و الحق تدوینگر نیز با کنار هم گذاشتن تفکر نویسنده و کارگردان در خدمت این تفکر آب ببند بوده است ریتم کند سکانس هایی که هیچ اطلاعاتی در اختیار مخاطب نمی‌گذارد مانند پیاده شدن از ماشین، بر گشتن ها ، نگاه کردن و…. شاه بیت تدوینگر در اماده سازی دل ساخت موزیک ویدئو هایی با ترکیب تصاویر جدید و قدیم است که بشدت مخاطب را آزار می دهد و مجبور به رد کردن تصاویر می کند
شک ندارم بخشی از مخاطبان در حال تماشای این سریال حوصله شان سر می‌رود ولی چون درگیر داستان سریال شده اند مجبور به تحمل هستند تا بداند چه اتفاقاتی افتاده پس تصاویر تکراری و موزیک ویدئو و تصاویر اسلو را رد می کند تا چهل دقیقه سریال تبدیل به 10 دقیقه سریال می شود.
بازی ها سرد و بی روح و قالباً تکراری است ، انتخاب بازیگران بخصوص رستا با بازی ها کاملاً مشابه در آثار قبلی که بازی کردند می توان دید.
عشق و خیانت، موضوع اصلی این سریال است ، با نگاه به این سریال باید عشق را جور دیگر دید در صورتی که ما از عشق تصور دیگری داریم و دل سعی دارد آن را تغییر دهد ، در داستان های اساطیر خوانده ایم عشق زیباست و عاشق همیشه به فکر عشق و خوشبختی اوست ، عاشق از دوری عشقش مجنونی بیقرار است ولی در این سریال می بینیم عاشق به عشق خود آسیب می رساند .
شخصیت های سریال دل هر کدام به نحوی دارای اختلال های روانی هستند و گذشته کاملاً بدی را گذرانده اند، برخی شخصیت ها کودکی بد داشته اند وبا از دست دادن افرادی از خانواده و برخورد بد با آنها اکنون دچار اختلال هستند و نبود عشق آنها ‌ را دیوانه کرده و برای بدست آوردن عشق دست به خیانت و جنایت می زنند ، اگر از لحاظ روانشناسی بخواهیم به این شخصیت ها نگاه کنیم نویسنده و کارگردان توانسته اند نگاهی درست اما ضعیفی به این شخصیت های داستان بدهند ، شخصیت آوا و نکیسا این دو شخصیت در کودکی مادر و پدر خود را به نحوی از دست داده اند که کودکی سخت و پیچیده ای برای آنها رغم زده است حال در دوران جوانی عشق و دوست داشتن به سراغ آنها آمده اما دوران کودکی و اختلال روانی که برای آنها به همراه داشته نمی‌خواهند کسی که دوستش دارند را از دست بدهند و اینکه عشق آنها تبدیل به دیوانگی شده است .
داستان این سریال زیباست ولی نوع پرداخت به این سریال خصوصاً شخصیت اصلی این سریال که می تواند نگاه روانشناسی به افراد جامع را داشته باشد مخاطب را از موضوع اصلی دور می سازد ، نظر شخصی من مخاطب و منتقد این است اگر این اثر ساختار درستی داشت می توانست جز بهترین سریال های نمایش خانگی باشد.
حرف آخر مخاطبین وقت و پول خود را در اختیار این تیم گذاشته اند و اما احترام به مخاطب در این سریال اصلاً رعایت نشده است.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + 3 =