نمایی از جامعه فرهنگی – سنتی کرمانشاه دردهه 30 و 40

ح- مولایی فر
انتشارات دیباچه با مدیریت « سعید شرافتی زنگنه» از فعالان حوزه ی نشر کتاب در کرمانشاه، اواخر فصل تابستان سال جاری (1399) با چاپ کتابی با موضوع خاطرات، از تاریخ اجتماعی کرمانشاه در یک سیکل زمانی بین دو دهه ی سی و چهل با عنوان « کرمانشاه، کوچه خُرم» به قلم « محمد جواد بیتا» که جسته و گریخته در امر نویسندگی دستی دارد، گوشه ای از خلأ تاریخ اجتماعی شهرمان را که از لحاظ قدمت و دیرینگی سر بر دامن تاریخ باستان دارد ولی از بابت اوضاع مناسبات اجتماعی، آداب و رسوم زمانه آیین ها و فرهنگ عامه، غنای چندانی در پیکره ی نوشتار از اهالی قلم در اختیار نداریم، به سهم خویش پر کرده است.
نویسنده در فرازی از پیشگفتار کتاب در این زمینه معتقد است: « نگارش و ماندگار نمودن سیمای گذشته [ در قالب خاطره نویسی] کار آسانی نیست. این مهم هیچگاه از عهده ی یک نفر و یک گروه بر نمی آید. شاید چندین گروه از پس چنین کاری برآیند. بنابراین نوشتن و بسیار نوشتن شهروندان و علاقمندان بخش کوچکی از گذشته ی جامعه را پوشش تواند داد. در این راستا من کوشیده ام سهم کوچکی ایفا کنم» ص 4
پیش از پرداختن و بررسی خاطرات جناب « بیتا» وی درباره ی نگارش کتاب خود توضیح می دهد: «دلنوشته های نویسنده، از سویی ورق پاره هایی ازدفتر زندگی و از سوی دیگر نیم نگاهی به برگ های پراکنده ای از تاریخ شهر کرمانشاه در دهه های سی وچهل است. نگارنده در آن بخش از شهر کرمانشاه را که شامل خیابان پهلوی به ویژه کوچه های حاشیه ی شرق آن بوده به تصویر کشید است. گاه بر شهپر خیال نشسته و بر فراز گوشه ای از شهر، با دیده پرنده و نگاهی تیز بین، به تماشای گذشته پرداخته است. زمانی در زورق اندیشه نشسته و کوشیده فضا و حال و هوای آن روزها را در ذهن خویش باز آفرینی کند و با توان بسیار اندکش، صادقانه به رشته ی تحریر در آورد[ه] و به خواننده بازتاب [ نموده است] پیشگفتار ص 5
پشت جلد کتاب، شرح حال مختصری از نویسنده ی کتاب آمده است که درنوشتار پیش رو باز نویسی می شود: « محمد جواد بیتا در سال 1330 در کرمانشاه متولد شد.تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود به پایان رساند. در سال 1353 موفق به دریافت درجه ی کارشناسی در رشته ی مدیریت و برنامه ریزی اجتماعی از دانشگاه تهران و در سال 1356 نایل به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته ی توسعه و رفاه از آن دانشگاه گردید.
وی پس از 35 سال خدمت در سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان کرمانشاه در سال 1391 به افتخار بازنشستگی نایل آمد» نویسنده در بخش بازنویسی خاطرات درباره ی پدر به نحوه ی انتخاب نام خانوادگی موسوم به بیتا چنین توضیح می دهد: « پدر به دنبال یک مشاجره ی لفظی [ با اعضای خانواده در باب ارث و میراث، مصمم می شود نام فامیلی خودش را صانع زاده به عنوان اعتراض تغییر دهد] به اداره ثبت احوال می رود. می گوید می خواهم نام خانوادگی ام راعوض کنم. متصدی از او می پرسد: چه نام خانوادگی برایتان بنویسم؟ پدر می گوید من از آنها سوا شدم و زین پس کاری با آنها ندارم. باز متصدی می پرسد چه نامی در نظر دارید؟ پدر می گویدچه می دانم؟ بنویس بی تا، من تا ندارم [ یعنی من از جهت خصوصیات اخلاقی، همتا و نظیری ندارم] این کلمه اتفاقی به زبانش می آید و همان [بیتا] نام خانوادگی می شود.» ص 280
اصولاً خاطره نویسی از محله ها، کوچه ها، خیابان ها، اماکن تاریخی، بازارچه ها، همراه با بیان سیمای ظاهری و خصوصیات اخلاقی مردم عادی در مکان های ذکر شده ی بالا، همچنان توصیف بناها، مغازه ها، مشاغل سنتی، آداب ورسوم، بازی های رایج در بین کودکان و جوانان اهل محل، باورهای ذهنی و مذهبی توده ها و... از جمله مواد و مصالح تاریخ اجتماعی یک جامعه به شمار می آید.
نظر به اینکه با گذشت زمان، توسعه در بافتار محلات قدیمی و روی آوردن به مظاهر تمدن شهری در ابعاد نوین و مدرن، ساختار و پیکره ی جامعه را گاه به صورت بنیادی از بین می برد. قطعاً کتاب هایی که به صورت خاطره نویسی انتشار می یابد. سندی معتبر و مدارکی مستند هستند که در بازسازی محله هایی که از بین رفته اند می تواند، فرهنگ سنتی یک جامعه ی در حال گذر را برای نسل آینده، تجسم بخشد.
محمد جواد بیتا با نثری ساده و در عین حال شیوا و رسا، کرمانشاه دهه ی 30 و 40 را در نوشتار خود به خوبی انعکاس دهد. بعضی از مکان ها در این برهه از زمان دیگر موقعیت آن روزگاران را ندارد به عنوان مثال خیلی از شهروندان کم سن و سال از محله ی « دره لول» که بیتا در آن محله دیده به جهان گشوده است اصلا اطلاعی ندارند. حتی عده ای از افراد مسن؛ لذا پس از بازخوانی منطقه هایی از جغرافیای محله های قدیمی کرمانشاه، افرادی که سنی از عمرشان گذشته است قطعاً با زنده شدن حس نوستالوژی در وجودشان لذت خواهند برد.
به قول نویسنده کتاب: « در گذر زمان انسان ها هر چه به سن پیری و کهنسالی می رسند، بیشتر به گذشته می نگرند. پیران و کهنسالان نسبت به دیگر گروه های سنی، بیشتر به روزهای رفته می اندیشند... خیلی وقت هم افسوس دوران خوش گذشته را می خورند. برابر نهادن گذشته و اکنون، در گفته هایشان موج می زند. روایت رویدادهایی که پشت سر نهاده اند اغلب با حسرت همراه است...» نقل به تلخیص پیشگفتار ص 3
بگذریم. به طور کلی خاطره نویسی شکل های مختلفی دارد، اما ساده ترین نوع آن، توصیف رئالیسم از محیط پیرامونی خاطره نویس است. بیان و ترسیم موقعیت خانه، اتاق ها، اسباب و اثاثیه ی موجود در فضای منزل. بیتا در این زمینه گویا و دقیق بدان پرداخته است، فی المثل با فرارسیدن شب، خانواده ها و دکان ها چه طوری و چگونه با وسایل ابتدایی، روشنایی مورد نیاز خود را تامین می کردند؟ نویسنده در این مورد، چنین خاطره نگاری کرده است: « غروب ها، بساط نفت و چراغ و پیرهن چراغ یا به قول قدیمی ها حافظه ی چراغ، پهن وگسترده می شد. همه روزه بایدپیرهن چراغ با ها کردن و کشیدن و مالش پارچه ای، تمیز می شد. به دلیل ظرافت پیرهن چراغ ها، احتیاط می شد که در دست خُرد نشوند. چراغ های گردسوز پیراهنی باریک و بلندتر داشتند و چراغ های معمولی پیراهن های گلابی شکل و شکم دار وکوتاه داشتند. از چراغ نفتی های معمولی و گرد سوز یا لامپا، در پایان شب با کاستن از میزان نور به عنوان چراغ خواب استفاده می شد. بعضی وقت ها هم از چراغ موشی با نور کم برای چراغ خواب استفاده می کردند. شب ها برای داخل حیاط رفتن یا به مهمانی و بیرون از خانه رفتن، چراغ موشی را همراه می بردیم تا بتوانیم جلو پایمان را ببینیم نور گذرگاه ها کم بود. روشن کردن چراغ زنبوری ( چراغ تریک) زحمت بیشتری داشت...» ص 11
نویسنده به خوبی از واژه ها و اصطلاحات گویش کرمانشاهی در گفتگوهای محاوره ای بهره می گیرد. کلماتی مانند: « مه شی» به مفهوم مشهدی، « خانه قمر خانوم» برای نشان دادن تعداد مستاجران ساکن در خانه ای با حیاط بزرگ و اتاق های زیاد در اطراف آن، « دستان» جای کوچکی در خانه برای نهادن ظرف ها، پستوی اتاق ... « زیر خان» یعنی زیرزمین، محلی برای گذاشتن خرت وپرت وکوزه و خُم های بزرگ و کوچک سرکه و ترشی و گونی ذغال و هیزم و... بود. با روزنی مشبک و کوچک برای جریان یافتن هوا...
نقل به اختصار و حذف صص 13-15
یکی دیگر از نکات قابل ذکر، آشنایی خوانندگان نسل جدید با اسامی کوچه ها و خیابان هاست مانند: « حمام شکوه سلطان، چال درویشا، کوچه ی علیخان لر، تپه ی فتحعلی خان، خیابان شاه بختی، ( خیابان معلم شرقی- به سمت سه راه شریعتی) سینه ی گل زرد، شرق خیابان و مسجد حاج محمدتقی اصفهانی، هشتی انقلاب ...»
نقل خلاصه وار و حذف صص 16-19
آشنایی با نام و مکان بعضی از حمام های قدیم کرمانشاه ازجمله: « حمام سی نور، کوتاه شده ی نام سید نور- سرتیپ، حمام قدیمی حسن خان، در جوار تکیه معاون الملک» البته نویسنده به اختصار شیوه ی استحمام را نیز شرح داده است ص 19
در کتا ب کرمانشاه کوچه خرم، خواننده از محل کوچه ی پسکوچه ها و گاهی اوقات وجه تسمیه اسم آنها در خیابان شریعتی، بازرگانی ( دانشجو) کوچه ی ثبت و تپه ی فتحعلی خان آشنایی پیدا می کند. نویسنده هر جا که لازم بوده است در پانویس نارسایی و ابهام در مفهوم عبارات داخل متن را توضیح می دهد.
-----------------------
پانویس:
شایان ذکر است رونمایی از کتاب ( کرمانشاه، کوچه خُرم) با رعایت شیوه نامه های بهداشتی در فضای باز حیاط آموزشگاه موسیقی (فریاد) با مدیریت استاد مجتبی بهرامی و حضور جمع معدودی برگزار شد.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 23 = 26