نمایی از مراسم رونمایی کتاب «مَثَل واصطلاح کُردی»به کوشش غلامرضا بدری در کتاب سرای « کتاب شهر»

مشروح خبر

ح- مولایی فر
بخش چهارم

غیر از فارسی معیار در سراسر ایران زمین، در کرمانشاه با وجود تنوع گویش های کُردی سایر اقوام و ایلات و عشایر ساکن در مناطق استان کرمانشاهان، گویش مشترک به عنوان یک گویش هسته، پابه پای یکدیگر، دو گویش فارسی کرمانشاهی و کردی کرمانشاهی است که به جز فارسی زبانان مهاجر که به دلایل مختلف در کرمانشاه رحل اقامت افکنده اند اهالی بومی و ساکن در شهر کرمانشاه با این دو گویش مذکور، با یکدیگر گفتمان داشته و دارند، به همین دلیل گردآورنده ی ضرب المثل ها و اصطلاحات کردی، آنچه را ضبط و ثبت کرده است بیشتر با گویش کُردی کرمانشاهی بوده و قطع و یقین جا دارد در مجموعه ای بزرگ و چند جلدی مثل ها و اصطلاح های کردی دیگر لهجه ها، گویش ها و زبان های کردی در اقصی نقاط خطه ی کرمانشاهان به عنوان میراث فرهنگی استان کرمانشاهان از سوی پژوهشگران دانشور و آشنا به اصول فرهنگ شهرمان در قالب یک تیم متخصص در رشته ی گویش و زبان شناسی گردآوری شود.
بگذریم و پیش از پرداختن به ادامه کتاب، چند نمونه دیگر از مثل ها و اصطلاحات را به محضر خوانندگان تقدیم می شود: زمانی سیل شایعه زندگی اجتماعی مردم را تحت تاثیر قرار می دهد، این مثل کاربرد دارد: « بغداد و آو، کرماشان وچاو» معنی فارسی «بغداد به آب خراب است، کرمانشاه به شایعه» همانطور که طغیان رود دجله ممکن است بغداد راخراب کند ( زندگی اجتماعی مردم) کرمانشاه را هم سیل شایعه از بین می برد.
ص130
وقتی می خواهند کسی را از نزدیک شدن به افراد نوکیسه سرزنش کنند. به این مثل متوسل می شوند: « پویل و نومال قرض نکه، اگر کردی خرجی نکه» برگردان فارسی: « پول ازنوکیسه قرض نکن، اگر کردی خرج نکن» ص 146
و اما چند اصطلاح کردی رایج : « پیته خنه» «خنده تحقیرآمیز» مثال : « بیمه سه پیته خنه ی
مردم» یعنی: ( مردم مرا مسخره می کنند)
ص 147
« تا مآرزو، تاسق» آرزومند حسرت به دل طعم آرزو، تا مآرزو، آرزو مرده ( برای خوردنی) تازه، نوبر خوردنی یا لذتی که انسان از آن محروم باشد و استفاده از آن برایش تازگی داشته باشد. ص 155
شکی وجود ندارد، در پیرامون زبان فارسی به عنوان زبان ملی تمام ایرانیان چه آنانی که درمحدوده ی جغرافیایی کشور عزیزمان ایران ساکن هستند وچه افرادی که در پهنه ی گیتی سکونت اختیار کرده اند،
بخش عظیمی از فرهنگ ایران زمین محسوب
می شود قطع ویقین گویشوران زبان فارسی به دلیل وابستگی به اقوام وطوایف مختلف ایرانی در ولایت ها و روستاهای توابع مرکز هر استان نیز درمحیط و کانون خانوادگی خود با گویش های محلی وبومی روابط زبانی دارند. بنابراین وظیفه ی هرایرانی که با گویش های محلی آشنایی دارد، این است که با برقراری ارتباط کلامی با اعضای خانواده و سایر هم ولایتی های خویش مانع از نابودی گویش های بومی شوند. به قول جناب بدری: « اگر زبان ها وفرهنگ های بومی نابود شوند، آن وقت ریشه های این تنه ی عظیم وسترگ هم خواهند خشکید و فرهنگ ملی ماهم از بین می رود...» ص 37
متاسفانه در حوزه ی فرهنگ قوم کرد در کرمانشاهان به ویژه بخش زبان وگویش ها کارهایی در خور اعتنا و بر اساس اصول علم زبان شناسی و شاخه های آن یعنی گویش های محلی علی الخصوص در زمینه ی کردی کرمانشاهی صورت نگرفته است. قدم های اولیه « در حیطه ی
قوم لک و کلهر» هر چند قابل توجه و تمجید است اما هنوز به پختگی لازم نرسیده البته شایان ذکر است گردآوری ترانه های کردی کرمانشاهی در کتاب « شور شیرین» تالیف خسرو پرهام و جمع آوری « مثل و اصطلاح کردی» به کوشش غلامرضا بدری چند نمونه ی مختصر دیگر،
گام های ارزنده و نفیسی در این حوزه از فرهنگ مردم کرمانشاه شمرده می شود این طلیعه ی آغازین را جوانان برومند کرمانشاهی با پژوهشهای وسیع تر و غنی تری باید استمرار بخشند و دایره ی
فرهنگ مردم را گسترش دهند. تا در سایه ی تلاش های عظیم خویش میراث گرانبهایی از فرهنگ این سرزمین اهورایی به نسل آیندگان اهدا گردد.
به قول دکتر شفیعی کدکنی با انجام چنین کار سترگی « نقش تاریخی» جوانان مرزو بوم کرمانشاهی در عمل به منصه ی ظهور رسد. ارزش و اهمیت ضرب المثل ها و اصطلاحات هرمنطقه به خاطر آن است که این جمله ها و عبارت ها هر کدام فشرده اتفاقات و رویدادهای خاصی ازجامعه انسانی است. و به هنگامی که بر زبان جاری می شود نمایی از رخدادهای اجتماعی را در سیمای خویش انعکاس می دهند و شنونده را نسبت به نتیجه ی کاری که انجام داده است یا در صدد انجام کاری است در کسری از ثانیه متنبه می کند. به عنوان مثال می توان درموردی که آدم مالک و دارنده ی چیزی است اما برای استفاده بهره بردن از آن چیز نیاز به امر دیگری دارد که بتواند با آن چیز که در واقع حکم تکمیل کننده است انجام کار برایش میسر نیست مگر زمانی که اصل آن شیء را به دلیلی از دست داده است اینجاست که مردم ضرب المثل زیر را که مولانا آن را به شعر در آورده است بکار می برند:
« آن یکی خر داشت پالانش نبود
یافت پالان گرگ خر را در ربود
کوزه بودش آب می نامد به دست
آب را چون یافت خود کوزه شکست»
دفتر اول.
بگذریم در ادامه ی پیشگفتاری که جناب بدری در کتاب تالیفی خویش نگاشته است در باب رد پای آواهای زبان کردی درکتاب های کهن فارسی می نویسد:
« ... یازده صدا در گویش کردی کرمانشاهی هست که در زبان فارسی نیست. هنوز آثاری از این صداها در ادبیات فارسی وجود دارد که در زیر به اندکی از آنها اشاره می شود در کتاب های شعر و نظم کهن مثل شاهنامه فردوسی، دیوان حافظ، مثنوی معنوی و... بسیاری کلمات هست که اگر به شکل فارسی کنونی خوانده شود درست تلفظ نمی گردد و اگردر آخر بیت باشد قافیه درست از آب درنمی آید بلکه باید کلمه را طوری خواند که در گویش کردی کرمانشاهی وجود دارد مثل این مصراع از حافظ :
« زلف آشفته و خِوی کرده و خندان لب و مست»
[ که واژه ی خوی باید با تلفظ خِی خوانده شود] از دیگر مثال ها خودداری می شود»
ص 43
نویسنده از چند نکته ی دیگر در مورد لحن و طرز بیان ایرانی ها این گونه اشاره می کند :
« بررسی صداهای ویژه زبان کردی واقعیتی را به ما می نمایاند سه صدای « ر، ل، ی» ... با لحن فخیم و ستبر ادا می شود...
علاوه بر این تمام واژه هایی که در فارسی کنونی به کسره ختم می شوند، در کردی با فتحه به پایان می رسند...
یاقوت حموی در کتاب خود ذیل نام
« شهر زور» می نویسد: « کردها در زبان خود هنوز لحن ستبر و مردانه را حفظ کرده اند»
نقل به اختصار وحذف ص 44
ادامه دارد...

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 5 =

1 + = 11