نوروز قادری سخنوری که واژگان گویش فارسی کرمانشاهی را از دستبرد زمانه رهانیده است

مشروح خبر

ح- مولایی فر

بخش سوم

جناب قادری تحصیلات دوران ابتدایی را در همان بازار علاف خانه در مدرسه «محمدیه» - که اکنون بخشی از اداره اوقاف در آنجا مستقراست- به پایان می رساند.
پدر که با شغل کارگری روزگار را طی می کند شرایطی برایش پیش می آید تا همراه با اعضای خانواده به شهر قصرشیرین کوچ نماید این دوره از زندگی قادری را از زبان خودش پی می گیریم:
« پس از رفتن به منطقه ی قصرشیرین در اوان جوانی می توان گفت: من قسمت اعظم و مفید عمرم را در آن شهرستان مرزی سپری کردم فقر مالی اجازه نداد پس از اتمام دوران متوسطه تحصیلات دانشگاهی را ادامه بدهم، به ناچار در بازار به کار آزاد مشغول شدم و دکانی را نیز دست و پا کردم که بادرآمد آن گذران زندگی می کردم با شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم صدام و تصرف قصرشیرین توسط نیروهای مهاجم ناگزیر به کرمانشاه مراجعت کردیم هر چند این منطقه از غرب کشور در شعله های آتش مهیب جنگ در امان نبود و مداوم با شلیک موشک و راکت و بمباران های هوایی، تن و بدن خسته اش زخم ها بر می داشت چاره ای نبود پس از ویرانی قصرشیرین و مهاجرت ناخواسته ی ساکنان این دیار شیرین از عصر ساسانیان زادگاهم کرمانشاه، ما و جمع کثیری از مردم خوب قصرشیرین را در پناه خود، چون مادری مهربان فراخواند.
درمدت هشت سال جنگ زمانی که در کرمانشاه سکونت داشتم با دعوت و تشویق استاد « فرشید یوسفی» شاعر و نویسنده و پژوهشگر که در آن سال ها برای صفحه ی ادبی شعر هفته نامه ی باختر قلم می زد به انجمن ادبی «سُخن» واقع در میدان کاشانی ( مصدق) راه پیدا کردم و این فرصت طلایی زمینه ای شد تا در فضای این انجمن کوشا، با افراد اهل قلم و سخنور در حیطه ی
شعر و شاعری آشنایی بیشتر حاصل نمایم.
ناگفته نماند مدیریت این انجمن بر عهده ی زنده یاد آقای « خندان» بود.
از دیگر بزرگوارانی که ذهنم یاری می کند با حضرات: شمس علیزاده، محمد جوزی، ابراهیم ومنوچهر پویا، ایرج قبادی، یداله نوری، بیژن ارژن، فریبرز لرستانی و ده ها شاعر دیگر در همین فضای ادیبانه و شاعرانه آشنا شده و از محضر پر فیض آنان بهره ها بردم.
پس از پایان جنگ که دوباره به شهرستان قصرشیرین برگشتم و این شهر فرهنگمدار و سرافراز جان تازه ای گرفت و مردم نیز در کنار بازسازی شهر برای آن که از جریانات فرهنگ وهنر باز نمانند، در این وادی کوشاتر از همیشه گام برداشتند.
بنده با اشتیاقی وافر با پذیرفتن مسوولیت « انجمن ادبی الوند» درقصرشیرین برای بازسازی در دوران فترت که بازار « شعر و ادب» در این خطه ی شعر پرور به تعطیلی کشیده شده بود، به تکاپو افتادم، این مرکز سخن، برای من همواره که دوست داشتم در رشته ی ادبیات ادامه ی تحصیل دهم و روزگار غدار با رخدادهای بد و ناگواری، سنگ جلو پایم می انداخت، بهترین فرصتی بود تا در کانون شاعران و ادیبان هنرمند و دانشور، هر آنچه را که نتوانستم در محیط های آموزشی بیاموزم، از پرتو پر فروغ سخنوران فرزانه فراگیرم.»
جناب استاد « محمدرضا محبت» در کتاب تالیفی - پژوهشی « قصرشیرین درهزاره تاریخ»« چاپ سال 1396 در فصل یازدهم « روزشمار جنگ تحمیلی در قصرشیرین» پس از پایان جنگ و بازگشت آوارگان مصیبت زده ی قصرشیرین به دیار خویش در باب ویرانی های این شهر تاریخی و اهل فرهنگ و هنر به اختصار آورده است:
« درجریان جنگ تحمیلی متجاوزین بعثی با بمباران هوایی وتوپ و تانک نسبت به تخریب شهر اقدام و پس از تسلط بر قصرشیرین بر خلاف تمام اصول انسانی و قوانین بین المللی شهر را تخلیه و مردان و زنان سالخورده و بچه ها را به اردوگاه هایی درعراق اعزام نمودند و سپس اموال و اثاثیه خواروبار مردم را از منازل و مغازه ها به تاراج بردند و به دستور صدام هزاران ساختمان قصرشیرین را با مواد منفجره تخریب و آهن آلات و درو پنجره و شیرآلات و حتی سرویس های بهداشتی آن را به یغما بردند. با اعلام متارکه ی جنگ و دیدار از قصرشیرین از هزاران بنای مسکونی، اداری ومذهبی فقط 8 واحد با اصابت ترکش پا برجا بود،...»
ص 591
جناب قادری پس از مراجعت دوباره به قصرشیرین و از بین رفتن مغازه و محل کارش در نهاد اداری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس به کار مشغول می شود و در حال حاضر بازنشسته ی این بنیاد است این کار اداری فرصتی در اختیار آقای قادری می گذارد تا در اوقاتی از بعد از ظهرها که به طور عموم سازمان ها و نهادهای اداری تعطیل هستند با فراغت بیشتری در محیط های فرهنگی و انجمن ادبی الوند، حضور پیدا کند.
ایشان برای فروزان ماندن مشعل شعر در انجمن با دعوت کردن از شاعران انجمن های ادبی شهرهای گیلانغرب، سرپل ذهاب، کنگاور و کرمانشاه و... مراوده برقرار می نماید و هر از گاهی با دعوت از سخنوران اهل دل و ذوق ادبی امثال آقایان « رضا حساس، حسین احمدی محجوب، رضا موزونی، جلیل آهنگر نژاد و ... با حضور گرم و سبزشان شب های شعر قصرشیرین در انجمن الوند، صفایی ادیبانه و عاشقانه می بخشند.
پس از دوران بازنشستگی که جناب قادری مجدداً به شهر دوست داشتنی کرمانشاه یادگار عاشقانگی های « شیرین و فرهاد» بر می گردد این سخنور کرمانشاهی، خاک نشین انجمن های این دیار سخن و سخنوری می شود و هنوز هم باده نوش شراب شعر شاعران کرمانشاهی در محافل ادبی که درطول هفته برگزار خواهد شد، قدح پیمایی از خمخانه ی سخنان منظوم لولی وشان انجمن ها را فراموش نکرده است.
آقای قادری علاوه بر اینکه در سرودن شعرهای فارسی کرمانشاهی اشعاری به زبان فارسی معیار در قالب غزل، مثنوی، رباعی، دوبیتی و چارپاره نیز دست دارد ولی از آنجایی که این شرح حال به شعرهای محلی وی اختصاص یافته لذا از ذکر این نوع اشعار فعلاً صرف نظر شده است.
ادامه دارد...

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 4 =

+ 49 = 50