نگاهی به کتاب « اندرزهای فردوسی» تالیف استاد صمد امیریان از شاهنامه پژوهان کرمانشاه

مشروح خبر

ح- مولایی فر
بخش چهارم

استاد صمد امیریان در کتاب ارزشمند « چهل جستار» به استناد ابیاتی از شاهنامه دیدگاه فردوسی را در مورد خرد چنین تفسیر می کند:
« درشاهنامه معیار ارزش ها خرد است عقل، خرد، دانش و علم در این گرامی نامه بر همه چیز ترجیح داده شده است به گونه ای که بیش از پانصد بار تکرار شده چون خرد تمیز و تشخیصی است که از طریق تجربه و حکمت گذشتگان حاصل شده با زندگی عملی پیوند خورده و با موازین اخلاقی و انسانی سازگار گردیده است.
بنابراین خردمند کسی است که این تجارب و حکم را نیک به کار بندد… تمام پیام آوران الهی از راه خرد خداوند را شناختند و از راه خرد مردم را به همکاری و همراهی فراخواندند به مردم سفارش کرده اند که در هر کار نخست با خرد خود رایزنی کنند زیرا می دانستند کسانی که با خرد به راستی و داد رفتار کنند به توانایی سازنده دست می یابند و این توانایی آنان را از گرایش به بدی، خشم و کینه توزی باز می دارد .
آری خداوند جهان و آدمیان را در خرد پدید آورد. در وجدان شکل داد درسازندگی نمود خارجی بخشید و در راه راستی و داد پیشرفت داد
و با آرامش و مهر هماهنگی بخشید تا با نیروی اهورایی و خوبی به رسایی و جاودانی برسند بنابراین برای شناخت این نیروی جاودانی باید در همه ی کارها با رایزنی خرد و مشورت وجدان عمل کرد و آنچه را که ناسازگار با خواست وجدان و خرد باشد انجام نداد، زیرا « خرد چشم جان است چون بنگری» … خردی که فردوسی مطرح می کند از آن خردهای مصلحت جویانه نیست.»
چهل جُستار ص 142
در دوران گذشته و استیلای حکومت های جابرانه و مستبد درهمه ی کشورهای جهان قرون ماضی که پادشاهی خودرأی و مستبد زمام امور را
در دست داشتند اولین مشکل سد راه فرمانروایی آنان چراغ پر فروغ خردمندان زمانه بود که با انوار و پرتو خردگرایی به روشنگری برضد حاکمانی که می کوشیدند با گسترش جهل و نا آگاهی مردم از آنان سواری بگیرند، قد علم می کردند.
قطعاً چنین شاهان خودبین و خودرأی با اتخاذ دو شیوه و روش باید شعله های آتش فروزنده خرد در مجمر دل و ذهن خردمندان را خاموش کنند.
راه اول جذب «خرد» خردمندان با « زر و سیم» بود.
مسیر دوم: حذف فیزیکی آنانی بود که حاضر نمی شدند تن به ذلت و خواری دهند و همپالکی پادشاه ستمگر را که به یاری اعوان و انصار خود فروخته ، شیره و عصاره جان رعایایی را که از زور استیصال برای به چنگ آوردن لقمه ای نان بخورونمیر، در لجن زار فقر و نداری و نادانی
و جهل دست وپا می زنند، چون خفاشان خون آشام می مکیدند، نابرخردانه بپذیرند.
حاصل چنین تفکراتی از سوی خردمندان آگاه دل، قتل و در صورت بلند مرتبگی جایگاه عالمانه شان نزد مردم و افکار عمومی سیاه چاله ی زندان ها و یا تبعیدگاه بود.
مصادیق این شیوه از حکومت شاهان در کتب تاریخی فراوان به چشم می خورد. نزد پادشاهان مستبد و خون ریز، « جان» توده ها،
خردمندان ، مصلحان، خداباوران،علما، عارفان و … پشیزی ارزش ندارد.
استاد امیریان با استفاده از نشریه ی احیا جلد سوم صفحه 197 با عنوان به یاد دهقان توس نوشته ی « علی طهماسبی» خرد نزد خردمندان مصلحت اندیش و خردی که فردوسی آن را سرلوحه ی زندگی قرارمی دهد آورده است:
«… در نظر بسیاری از شاعران و برخی از دانشمندان و فقیهان، خردمندی آن است که آدمی مصلحت کار خویش را چنان تدارک ببیند که در نزد قدرتمندان منزل پیدا نماید و یا لااقل ازخشم و غضب آنان درامان بماند.
ابوالفضل بیهقی با آن که خود از خردمندان زمانه است و در هر جای تاریخ خود، خواننده را به خرد اندرز می دهد، در عین حال وقتی که از سرنوشت برمکیان یاد می کند و داستان حسنک وزیر را نقل می کند، سفارش می کند که: « چاکران و بندگان را زبان باید نگاه داشت با خداوندان،که محال است روباهان را با شیران چخیدن».
نمونه ی این گونه خردمندی بی خطر و بی زبان را در نزد بسیاری از شاعران، ناصحان و مورخان از جمله ابن خلدون نیز می توانیم ببینیم که می گوید: « فروتنی و چاپلوسی از موجبات به دست آوردن جاه است و جاه مایه ی سعادت و وسیله ی روزی است چنان که بیشتر از توانگران و سعادتمندان بدین خوی متصف اند.»
چنین اندرزهای خردمندانه ای نه جرأت می خواهد و نه جسارت، نه دلیری و نه شیردلی اما خردی که فردوسی به آن سفارش می کند از مقوله ی دیگری است و مردی چون « رستم» را طلب می کند که در برابر زورگویی، غارت،
بی حرمتی، و بیداد شاهان می ایستد، اعتراض
می کند و می جنگد تا رفع ستم و بیداد کند، تا وضع موجود را به نفع وضع مطلوب تغییر دهد.»
منبع پیشین ص 143
در ادامه به چند بیت از شاهنامه که فردوسی فضیلت خرد را ستوده است اشاره می شود:
« هر آنکس که دارد روانش خرد
به چشم خرد کارها بنگرد
هر آن مرد کو را خرد روشن است
ز دانش یکی بر تنش جوشن است
تو چیزی مدان کز خرد برتر است
خرد بر همه ی نیکوی ها سر است
همیشه خرد را تو دستور دار
بدو جانت از ناسزا دور دار
«دکتر علی اکبر نقی پور» در پانویس جلد دوم شاهنامه ای که ایشان به یاری تنی چند از فرزانگان تصحیح کرده است از خرد و خردمندان چنین می نگارد: [ سه مقوله ی هنر، نژاد، گوهر، سه چیز بنیانی هستند.]
« گهر از فر یزدانی است، نژاد، نسب خانوادگی است و گوهر هدیه پروردگار و جایزه ی روزگار است و هنر چیزیست که ازهر کسی می توانی بیاموزی و برای آن رنج ببری چون هر سه را داشته باشی باید خرد داشته باشی و چون این چهار
[ خصلت و فضیلت] درکسی جمع شود از آز و رنج و اندوه درامان خواهد بود.»
جلد دوم شاهنامه ص 798-
آن طور که فرزانه توس گفته است:
« هنر با نژادست و باگوهرست
سه چیزست و هر سه به بند اندرست
هنر کی بود تا نباشد گهر؟
نژاده کسی دیده ای بی هنر؟
گهر آنکه از فر یزدان بود
نیازد به بد دست و بد نشنود
هنر آنکه آموزی از هر کسی
بکوشی و پیچی ز رنجش بسی
چو این هر سه یابی خرد بایدت
شناسنده ی نیک و بد بایدت
چون این چار با یک تن آید به هم
بیاساید از آز و رنج و غم»

ادامه دارد…

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + سه =

68 + = 75