« هما » و هزار افسوس بی پایان …

روز گار با « هما » ی کرمانشاه، خوب « تا » نکرد. شاید اگر یک دهه زودتر یا یک دهه دیرتر سوار بر رخش قهرمانی می شد چهار نعل تا قله قاف می تاخت اما هنوز نشکفته بود که «پرپر» شد.
هر وقت هم که با « نمی» از باران خودساختگی، جان می گرفت و قد می کشید، مدیرانی که به ظاهر دلسوز،بودند، نعل وارونه می زدند- و امروز معلوم نیست در کجای این دنیا و یا آن دنیا خسبیده اند- دهانه رخش استعداد وشایستگی اش را می کشیدند.
غم اگر به کوه گویم، بگریزد وبریزد که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری محمد حسن محبی می توانست نخستین مرد طلایی کشتی ایران بعد از انقلاب، باشد، مثل سوخته سرایی، مثل ترکان، مثل سلیمانی، مثل کدخدایی، مثل تهرانی، مثل برادر بزرگ ترش و مثل… اما همه بافته های او پنبه شد.
از جور روزگار بگریم هزار بار هم روز من سیه شد وهم روزگار من پس از یک عمر تلاش،«هما» ماند و یک مدال نقره و یک مدال برنز جهانی و دوری از سه المپیک وشش میدان جهانی وهزار افسوس بی پایان…
مبارزه خلاصه شده او با ویلیام (بیل)شیر (William Scherr ) از امریکا- که یک تیم پشتیبان داشت- درفینال رقابت های وزن ۹۰کیلوگرم جهانی سال ۱۹۸۵بوداپست مجارستان، فقط گوشه ای از مهارت های فنی او در زیرگیری از پای چپ و راست و جاگذاری درست دست و پاها در زیرگیری و ‌اشتیاق حسن محبی به پیروزی را نشان می دهد هرچند که نتیجه یک تنه رفتن به جنگ حریفی تا بن دندان مسلح می تواند مدال نقره جهانی باشد.
امروزی ها باید قدردان « هما» و همتاهای او باشند که در آن روز های سخت اجازه ندادند چراغ کشتی ایران خاموش شود.
به غروب این بیابان بنشین غریب وتنها بنگر وفای یاران که رها کنند باری…
️ صدرالدین کاظمی، کارشناس و مفسر کُشتی

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + 6 =