ویروس دلتنگی

این روزها ویروسی بدتر از کرونا، قشری را در بر گرفته که روزی برای خود بروبیایی داشتند؛ آسمان به زمین می‌آمد در خانه بند نمی‌شدند؛ اما امروز کهولت سن آنان را خانه نشین کرده و فقط چشم امیدشان به دیدار فرزندان، نوه‌ها و دوست و آشناست که البته کرونا این نقطه امید را هم از آنان گرفته است.هر چند تنهایی و خانه نشینی یکی از بحران‌های دوران سالمندی به شمار می‌رود اما در شرایطی که جامعه امروز با آن درگیر است تنها راه نجات و حفظ سلامت این قشر همین تنهایی و دور شدن از فامیل، دوست و آشنا است.
از همان روزهایی که کرونا قدم نامبارکش را وارد جامعه کرد اولین ضربه به قشر سالمند زده شد چرا که هر جا نامی از ویروس برده می‌شد پشت‌بندش این جمله که (کرونا در کمین سالمندان است)، می‌آمد و استرس آنان و خانواده‌های دارای سالمند را بیشتر می‌کرد.بر همین اساس فاصله گرفتن‌ها شروع شد، دورهمی‌ها و مهمانی‌های آخر هفته منزل پدربزرگ و مادر بزرگ‌ها کنسل شد، نوه‌ها دلتنگ این مهمانی‌ها و بزرگترها دلتنگ‌تر، اما چاره‌ای نبود حفظ سلامتی این فرشته‌های زندگی ارزش این دلتنگی‌ها را داشت.اما این فاصله گرفتن‌ها مدتی بیشتر طول نکشید و بیشتر خانواده‌ها، دورهمی‌هایشان را هر چند با تعداد نفرات کمتر از سر گرفتند و بیشتر از این تحمل دور شدن از هم را نداشتند و خیلی‌ها هم ضربه خوردند اما هنوز هم هستند کسانی که این دوری را برای حفظ سلامت عزیزانشان با جان و دل می‌خرند. در این میان باز هم بیشتر از همه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها آسیب دیدند، تنها که بودند تنهاتر شدند، دیدارها و احوالپرسی‌های گاه و بیگاه شان کم و کمتر و به یک تماس تلفنی چند دقیقه‌ای ختم شد و اینگونه شد که ویروس دلتنگی در میان این قشر از ویروس کرونا جلو زد.
حسین آقا یکی از افرادی است که تا قبل از این شرایط (شیوع ویروس کرونا) آخر هفته‌ها را کنار فرزندان و نوه‌ها و ساعات زیادی از سایر روزهای هفته را نیز در پارک نزدیک منزلشان با دوستان و هم‌دوره‌ای هایش می‌گذراند اما این روزها از جلوی در خانه‌شان پایش را فراتر نمی‌گذارد آن هم با ماسک.او می‌گوید: نفس تنگی دارم و ماسک زدن برایم خیلی سخت است به همین خاطر از زمانی که کرونا شروع شده هیچ جا نرفتم مگر با ماشین، فقط گاهی چند لحظه دم در منزل می نشینم، هر چند اذیت می‌شوم اما همان چند لحظه هم بالاجبار ماسک می‌زنم.
حسین آقا اظهار داشت: در این مدت نوه‌هایم را خیلی کم آن هم از فاصله دور دیده‌ام دلم برایشان پر می‌کشد اما پدر و مادرشان اجازه نمی‌دهند خیلی مثل قبل نزدیکم شوند البته بخاطر سلامتی خودم است و گله‌ای از آنها ندارم فقط امیدوارم این روزها هر چه زودتر بگذرد تا باز بدون ترس دور هم جمع شویم و نوه‌هایم را بغل کنم.
این سالمند کردستانی افزود: از مرگ نمی‌ترسم بالاخره همه ما روزی از این دنیا می‌رویم اما از غریبانه مردن، از اینکه لحظه مرگ کسی بالای سرم نباشد می‌ترسم و این روزها بیشتر از همیشه دلتنگم و می‌دانم اگر ویروس کرونا ما را نکشد بالاخره ویروس دلتنگی از پای در مان می‌آورد.
حال نکته قابل تامل این است که این شرایط تاکی قرار است ادامه داشته باشد، این انزوا و تنهایی‌ و دلتنگی‌ها چه زمانی به پایان می‌رسد و چقدر بر روح و روان این افراد که امروز بیشتر از هر زمان دیگری نیازمند توجه و محبت هستند، تاثیر
می‌گذارد.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

43 + = 44