« کرمانشاه » از نگاه سفرنامه نویسان غرب

مشروح خبر

توفیق نقشبندی

بخش سوم و پایانی

جکسن پس از دیدن طاق بستان عازم شهر می شود. می نویسد :
با خیل سواران به راه افتادیم و دیری نگذشت که به عمارت سه طبقه ای نزدیک رودخانه قره سو رسیدیدم که از دور مانند ساختمان های اروپایی بود. این ساختمان متعلق به امام قلی میرزا معروف به عماد الدوله بود. از این رو به آن عمادیه می گفتند. (28)
و اضافه می کند کرمانشاه یا چنانکه پیشتر می گفتندکرمانشاهان ،
شهری با قدمت بسیار که اکنون مرکز ناحیه ای است به همین نام
گرچه یاقوت حموی تاریخ تأسیس آن را به قباد اول (488-531
میلادی) نسبت می دهد، احتمال دارد که شهر از این هم قدیم تر
باشد و ممکن است به جای کامبادنه باستانی که در نوشته های ایسیدوروس خاراکسی (جغرافیدان قرن اول میلادی) مذکور است
مطابق باشد. (29)
شهر از نظر بازرگانی موقعیت مناسبی دارد ، زیرا بر راه کاروان رو عمده
میان ایران و بین النهرین واقع شده است . درحال حاضر (1903)
جمعیت شهر را حدود شصت هزارنفر تخمین می زنند.
ساکنانش اکثراً خون کُردی در رگهایشان جاری است به اضافه عناصر فارس، ترک و یهودی و معدودی عیسوی نیز درآنجا ساکن هستند.
اداره امور شهر به دست سه نفر کدخدا اداره می گردد. شهر به سه محله تقسیم شده است و هریک از این سه بر یکی از محلات نظارت می کند . وسعت شهر قابل توجه است زیرا 5/6 کیلومتر طول محیط آن است . شهر 5 دروازه داشت که نام های آنها دست کم هنوز باقی است .چند میدان و بنای عمومی درشهر هست .
شهر دارای کاروانسراهای متعدد است که معمولاً پر از بازرگانان و تجار و یا زائران ایرانی است که عازم کربلا هستند.دادو ستد محصولات و فرآورده های محلی از قبیل غلات، گندم ، جو ، میوه
صمغ با رونق تمام جریان دارد. (3)
اوژن اوبن سفیر فرانسه درایران ، چهار سال بعد از جکسن از کرمانشاه دیدن نموده و در ژوئن 1907 میلادی مطابق 1286 شمسی از
مسیر کرمانشاه به بغداد عازم اروپا شد . در مدت توقفش درکرمانشاه
گزارش های نسبتاً مفصلی درباره این شهر نوشته حتی وی به ملاقات میرزا صالح عارف و پیر اهل طریقت پیروانش رسیده و گزارش هایی درباره زندگی و باورهای ایشان در کتابش به نام ایران
و بین النهرین ارائه داده است. ( صفحات 343 و 344 )
اوبن درباره کرمانشاه در کتابش می نویسد :
از بالای ایوان عمارت کارگزاری ، چشم انداز زیبایی از شهر دیده می شود . خانه ها در دو سوی آبشوران که به سوی دره تنگ و سرسبزی جاری است، قراردارد . اغلب خانه ها دارای طبقه و پنجره و ایوان هایی رو به شهر هستند. ظاهر شهر وضع مخروبه ی
سایر شهرهای ایران را ندارد . به علت رطوبت هوا، پشت بام اغلب
خانه ها که همه آنها کاه گلی می باشد علف روییده است.
کاخ حکومت کنونی از زمان دولتشاه مانده است . میدان توپخانه
به حیاط سرباز خانه باز می شود . در آنسوی سربازخانه مسجد بزرگ عمادالدوله قراردارد. کرمانشاه امروز (1907) 1286 شمسی بیش از 50 هزار و به قول بعضی ها هشتاد
هزار نفرجمعیت دارد و در سایه تجارت با بغداد روز به روز رو به
پیشرفت است.
این شهر چون در نزدیکی دروازه های زاگروس و در ارتفاع کم واقع شده است، بدین جهت راهی از این مسیر راحت تر ،
برای ورود به فلات ایران وجود ندارد.
از این شهر قالی ، صمغ کردستان، پشم و مازوج ، کشمش ملایر و در صورت نیاز گندم و برنج به بغداد صادر می شود. (32)
علاوه برحرکت مداوم زائران ، رونق تجارت ، رفت و آمد دائمی قافله ها به رونق آن بسی افزوده است و بعضی اوقات تا بیست هزار
حیوان بارکش درعرض یک ماه از چهل کاروانسرای شهر عبور می کند . در واقع کلیه راههای زمینی که زائران ایران، قفقاز ، افغانستان و آسیای مرکزی را به مکان های مقدس می رساند، از مسیر کرمانشاه عبور می کند.
یک کنسولگری درجه اول کشور عثمانی درکرمانشاه دایر گردیده است . پیاده ها، زنان و کودکان از داشتن گذرنامه معاف اند.
پزشک کنسولگری ترک جنازه اشخاصی را که به عتبات می برند
معاینه می کند و اجازه عبورتنها برای جنازه هایی صادر می شود که حداقل سه سال از تاریخ درگذشت صاحبان آنان گذشته باشد
و محقق شود که جنازه ها خشک شده باشند.
سابق براین برای خارج کردن هر جنازه سه قران عوارض می گرفتند
که جزو عایدات حاکم کرمانشاه بود . دو سال است که مبلغ آن را
به پنج قران افزایش داده اند و عایدات آن صرف بیمارستان 15 تختخوابی می شود که برای مداوا و معالجه زائران بیمار احداث شده
است و تمام خدمات این بیمارستان برای زائران رایگان است .
اغلب ابزار پزشکی و داروهای آن را از پاریس وارد کرده اند وپزشک
آن دکتر عبداله نام دارد و اهل تهران است. (33)
اوبن درمسیر خارج شدن از کرمانشاه تا قصرشیرین گزارش های مختصری هم درمسیری که طی نموده ، داده است.
وی چهار زور را چار سوار ذکر می کند. درباره اسلام آباد غرب می نویسد هارون آباد یکصد و پنجاه خانوار دارد و کرند ششصد خانوار دارد . درباره کرند می نویسد در هفت نسل به این طرف قدرت ایل در دست خاندان علی مرادخان است . دو قبر درمیان قبرستان این شهر مشخص است یکی از قبرها را مردم محلی از آن سلمان فارسی می دانند و قبر دوم متعلق به سیدی است موسوم به سید رضا (34) . اوبن پس از عبور از سرپل ذهاب و قصرشیرین از ایران خارج می شود.
دکتر هوگو گروته درهمان سال که اوژن اوبن ایران را ترک نمود یعنی سال 1907 میلادی به ایران آمد . وی جغرافیدان و قوم شناس
مشهور آلمانی است . تحقیقات ارزنده ای درباره جغرافیا، مردم شناسی
و وضع اجتماعی و اقتصادی داشته است.
گروته در یکی از بحرانی ترین ساله های سلطنت قاجار یعنی مرگ
مظفرالدین شاه و جانشینی محمد علی شاه از راه بین النهرین به ایران آمد. نخست از پشتکوه که درآن تاریخ توسط غلامرضا خان والی اداره می شد دیدن کرد و پس از سیر و سیاحت در پشتکوه و ملاقات با غلامرضا خان رهسپار کرمانشاه گردید و سپس از راه همدان، سلطان آباد (اراک) و قم خود را به تهران رساند و پس از ملاقات با شاه و احتشام السلطنه رییس مجلس شورای ملی به تبریز رفت و از راه جلفا درهمان سال از ایران خارج شد. اقامت وی در ایران حدود شش ماه طول کشید.
گروته می نویسد : محرک من دراین سفر که مخارج آن را دولت آلمان
تأمین کرده بود، بیشتر مطالعات جغرافیایی، اقتصادی و تجارت
بوده است.گروته درباره این شهر در سفرنامه اش می نویسد :
کرمانشاه شهر بزرگ و با اهمیتی است . حدود 60 هزارنفر جمعیت
دارد و طول بارویش ، شش و سه چهارم کیلومتر است . (جکسون
طول محیط آن را 5/6 کیلومتر گزارش نموده است.) و پیمودن آن یک ساعت و نیم وقت می خواهد و نبودن شهر بزرگی
در شعاع چندصد کیلومتری آن اهمیتش را خیلی بالا برده است.(35)
وی در هنگام ورود به کرمانشاه مهمان مدیر ایرلندی بانک شاهنشاهی (بانک شاهی) می شود که از پنجاه سال پیش در اینجا
کار می کند و ایران را وطن دوم خود می داند.
و می گوید : هنگام اقامتم درکرمانشاه مردم بیش از هرچیز درباره
دو رویداد سیاسی صحبت می کردند: قیام شاهزاده سالارالدوله
و سرنوشت مجلس که تازه تأسیس شده بود در ماه مارس (فروردین )
به خاطر انتخابات مجلس شورای ملی وانجمن ایالتی اغتشاشات
و ناآرامی هایی در کرمانشاه به وقوع پیوسته بود دسته یا حزبی
طرفدار اعیان و حزبی دیگر طرفدار مردم در مقابل یکدیگر صف آرایی کرده بودند و هر دو حزب به دنبال قدرت بودند. در بعضی نقاط شهر پس از سخنرانی های تند و آتشین زد و خوردهایی
بین دو گروه به وقوع پیوست که دراثر آن12 نفرکشته شدند و تمام این اتفاقات در ماه مارس ( فروردین ) جریان داشت. تدریجاً
تظاهرات سیاسی فروکش کرد ، اما وقتی خبر قیام شاهزاده سالارالدوله رسید مردم کرمانشاه دوباره به هیجان آمدند.
اما سالارالدوله از ایلات طرفدار حکومت مرکزی که از همدان و سلطان آباد و کرند پیش رفته بودند ، شکست خورد و نیروهای طرفدارش که زیر نظر روسای ایلات بودند او را ترک کردند.
سالارالدوله به ناچار همراه دو تن از سوارانش به کرمانشاه آمد و به کنسولگری انگلستان دراین شهر پناهنده شد.
درباره خیابان های شهر می نویسد : اکثر خیابان های شهر خیلی
تنگ است و فقط از دو خیابان اصلی شهر کالسکه آن هم به زحمت
می تواند عبور کند. یکی از این خیابان ها به ضرابیه شهرت دارد
و به محله فیض آباد منتهی می گردد و از شمال به جنوب کشیده
شده است و خیابان دیگر از سمت شرق به غرب می رود. نزدیک خیابان دومی هر دو کاروانسرای بزرگ شهر یعنی کاروانسرای امین
و کاروانسرای وکیل الدوله درآن قرار دارند. (36)
از فراوانی و ارزانی مواد خوراکی مخصوصاً میوه حیرت می کنم . دراین شهر انواع و اقسام میوه ها مانند خربوزه (خربزه ) ، طالبی های
بزرگ و خوش عطر و بو ، انگور و دیگر میوه ها عرضه شده بود در کنار اینها نیز انواع سبزیجات دیده می شد. (37)
میدان توپخانه در مرکز شهر واقع شده است. عرض این میدان 30 و طولش 75 متر است . وسطش دوسه عرابه زنگ زده دیده می شود و هر روز قبل از غروب آفتاب در سربازخانه مراسمی برگزار می شود و بعد از غروب آفتاب خیابان ها و محلات شهر خلوت شده و احدی در خیابان ها و محلات شهر دیده نمی شود
و تاریکی همه جا حکمفرماست.
تمامی ایالت لرستان، بروجرد ، همدان ، نهاوند و ایالت مرکزی کردستان ایران با شهر حاکم نشین زیبایش سنه (سنندج ) زیرپوشش کرمانشاه به عنوان مرکز توزیع کالا قرارگرفته است.
کلیه زائران شیعه که از قفقاز ، آذربایجان ، سواحل جنوبی بحر خزر
خراسان ، افغانستان و مرکز ایران که برای زیارت عتبات مقدس می روند ، از کرمانشاه می گذرند.
کشور عثمانی در اینجا یک کنسولگری دایر کرده است که برای زائران
ویزا صادر کند و فقط از مردان سوار، ویزا خواسته می شود. پیاده ها
زنان و کودکان از داشتن ویزا و پرداختن عوارض معافند.
غیر از زندگان سالیانه ده ها هزار جنازه به عتبات مقدس برده می شود
و طبق مقررات فقط به جنازه هایی اجازه عبور داده می شود که سه سال از تاریخ فوت آنها گذشته باشد و پزشک کنسولگری عثمانی باید از پوسیدگی و خشک شدن جنازه ها اطمینان حاصل
کند و پس از معاینه جواز عبور داده می شود. (38)
جمعیت کرمانشاه ترکیبی که کرد، لر و فارس است . بیشتر املاک
این شهر املاک رعیتی هستند املاک رعیتی املاکی است که به خرده مالک تعلق دارد، املاک اربابی که متعلق به مالکین بزرگ
است ، درکرمانشاه بسیارکم است . بزرگ مالکان این منطقه روسای
ایلات زنگنه ، کلهر و گوران هستند. (38)
فراوانی آب باعث شده است که کرمانشاه به انبار غله ایران مبدل گردد.
جمعیت ایران اکنون (1907 میلادی) 7/12 میلیون نفر است .
در طاق بستان ساختمان دو طبقه ای وجود دارد که متعلق به یکی از مالکان بزرگ ایران به نام حاج حسن وکیل الدوله است .
هنگامی که این شخص جلوی سراب طاقبستان استخری احداث
کرد تا بتواند در تابستان ها آب آن را به مزارع اطراف برساند ، تعدادی ستون از زیر خاک بیرون آوردند. (39)
درباره مجسمه بزرگی که در طاق بزرگ وجود دارد و خسرو پرویز براسب مشهور آن شبدیز سواراست ، ابن فقیه همدانی در کتاب البلدان دراین مورد نقل می کند :
روزی این حیوان زیبا و نجیب که فوق العاده مورد علاقه پادشاه بود بیمار می شود . پادشاه سوگند می خورد دستور قتل نخستین کسی را که خبر مرگ شبدیز را بیاورد خواهد داد و سرانجام روزی
شبدیز می میرد، میراخور دربار ، به پهلبد موسیقی دان مراجعه می کند
و از او می خواهد خبر مرگ شبدیز را به گونه ای به اطلاع شاه برساند
که خون بی گناهی نریزد . این موسیقی دان زبردست با نواختن
آهنگی چنان ذهن شاه را آماده می سازد که او یعنی شاه ، نخستین کسی است که فریاد می زند : آه ! شبدیز مرد . و سپس به فطوس بن
سنمار دستور می دهد که مجسمه شبدیز را بسازد. (40)
آخرین سفرنامه ای که دراین نوشتار به آن پرداخته شده است و شاید مفصل ترین آنها هم باشد، سفرنامه ویلبرت ، فن ، بلوشر می باشد . دولت آلمان یک سال بعد از شعله ورشدن جنگ دو هیأت
را مأمور کرد تا یکی درایران موانعی را در راه پیشرفت قوای روس و
انگلیس که با آن کشور ( آلمان ) در جنگ بودند ایجاد کند و ایران را برای ورود در جنگ برانگیزد و دیگری به افغانستان برود
و امیرآنجا را تشویق به حمله به هندوستان کند تا از این رهگذر
بخشی از سپاهیان انگلستان در هندوستان گرفتار شوند.
ویلبرت فن بلوشر از اعضای گروه اول یعنی مأمور درایران بود. وی پس از فتح بغداد توسط انگلیسی ها ایران را ترک کرد ،
اما چند سال پس از پایان جنگ اول از طرف دولت آلمان
به سفارت ایران منصوب شد و دوسالی در اوایل سلطنت رضاشاه سفیر آن کشور در ایران بود و شاهد همه حوادث و اتفاق هایی شد که همراه خاطرات سفر اول خود در این کتاب به رشته تحریر کشیده است.
نگارنده این سطور سعی نموده خلاصه ای از آنچه که مربوط به
گزارش وی درباره رویدادهای جنگ اول در کرمانشاه چه به صورت
مستقیم و غیر مستقیم بلوشر شاهد حوادث آن بوده است
با حفظ محتوای مطلب تقدیم خوانندگان نماید.
قسمت اول این کتاب شرح حکومت موقت به ریاست رضاقلی خان
نظام السلطنه مافی درکرمانشاه و اوضاع و احوال حاکم برآن روزگار و روابط سه قدرت روس ، انگلیس و آلمان با عشایر بالاخص درمنطقه غرب کشور است.
بلوشر می نویسد : روس ها در جریان جنگ پس از شکست دادن قوای مقابل خود از گردنه آوج گذشته وهمدان را در ماه آخر سال میلادی 1915 تصرف کردند و بعد از عقب نشینی قوای دولتی
و سایر نیروها از اسدآباد و کنگاور در 1916وارد کرمانشاه شدند و نظام السلطنه که ریاست دولت موقت درکرمانشاه را داشت
به طرف خاک عثمانی عقب نشینی کرد و روس ها بعد از تصرف کرمانشاه از پاتاق هم گذشتند اما چندی بعد سپاه سیزدهم عثمانی به فرماندهی علی احسان بیگ به طرف ایران آمد و روس ها را از پاتاق بیرون کرد و به دنبال آن به پیشرفت خود ادامه داده و روس ها را تا گردنه آوج تعقیب نمود و درجهت قزوین پیش رفتند.
بعد از بیرون رفتن روس ها ، نظام السلطنه از بغداد خارج و درکرمانشاه مستقر شد. در 12 سپتامبر (شهریور) 1916 (41)
نظام السلطنه که ازطرف شاه ( احمدشاه ) به حکومت ایالات آزاد منصوب شده بود (ایالتی که در تصرف انگلیس و روس نبودند)
دولت موقتی درکرمانشاه تشکیل داد و برای وزارت خانه ها از میان عده ای از سیاست مدارانی که به هنگام مهاجرت از تهران همراهش بودند ، وزرایی انتخاب کرد.
ادیب السلطنه برای وزارت داخله ، میرزا علی خان کلوب برای وزارت
مالیه ، میرزا قاسم خان وزیر پست ، مدرس وزیر معارف ، حاج عز الممالک اردلان برای اوقاف و وزارت خارجه و جنگ را هم برای
پسر ارشد و دامادش نگاه داشته بود.
در ژانویه 1917 قوای انگلیس در جنوب عراق به اقداماتی علیه قسمت اعظم سپاه ششم عثمانی که در ساحل دجله و روبروی آن قرارداشت، دست زد ، در نتیجه آن قوای عثمانی مستقردرکرمانشاه برای حفظ بغداد از تهاجم انگلیس ، از کرمانشاه
خارج
شد .
چون دولت موقت نظام السلطنه می ترسید با تخلیه کرمانشاه از قوای عثمانی ممکن است روس ها جای آنها را بگیرند و منطقه تحت نفوذ نظام السلطنه را کاملاً تحت اشغال خود درآورند ، لذا برای تصمیم گیری دراین مورد نظام السلطنه کابینه را تشکیل داد و به این نتیجه رسید که باید کرمانشاه را ترک کند و به شهر کرکوک درشمال بغداد رفت و چون این شهر هم از طرف قوای انگلیس تهدید شد نظام السلطنه به قسطنطنیه ( استانبول) رفت .
سرانجام عمر دولت موقت مستقردرکرمانشاه پایان یافت. (42)
بلوشردر مورد شهر کرمانشاه هم مطالبی درسفرنامه اش
نوشته است ، می گوید : خیابان های شهر تنگ است به طوری
که کالسکه درآن رفت و آمد نمی شود . خانه ها با دیوارهای بلند از خیابان و شارع جدا می شود چنانکه در خارج هیچ تصوری از داخل
به خاطر بیننده خطور نمی کند .
وی مانند درویل می نویسد:
مردم با قاشق غذا نمی خورند، بلکه برای این کار از سه انگشت نخستین دست راست استفاده می کنند و دست چپ را از نظر پنهان می کنند. (43) اضافه می کند به علت جنگ معاملات ترانزیت
و سفر زایران که درسایر اوقات برای کرمانشاه یک درآمد ثانوی به شمار می رفت به کلی موقوف شده است. (44)
ادامه دارد
ـــــــــــــــــــــــ
منابع و ماخذ :
28- همان منبع 265 29-همان منبع ـ 266
30- همان منبع 267-268 31 -اوژن اوبن ـ 265-266
32- همان منبع 339-340 33- همان منبع ـ 341-342
34- همان منبع 353 35- گروته 83
36- همان منبع 88-89-90 37- همان منبع ـ 96-98
38- همان منبع ـ 101 39- همان منبع ـ 106-107
40- همان منبع 110-111 41- بلوشر ـ 76-77
42- همان منبع 111 43- همان منبع 82-83

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − هشت =

20 + = 25