کنکاشی در زندگی نامه و سروده های استاد یداله عاطفی فرزانه ادیبی که با عطوفت معلمی و تراشه های الماس شعر زنگار نامهربانی را از آبگینه دل ها می زداید

مشروح خبر

ح- مولایی فر
بخش سیزدهم

به طور عموم بیشتر رباعی های جناب یداله عاطفی، به محضر دوستان نزدیک، فرهیختگان فرزانه و هنرمندان حوزه های مختلف، اهدا شده اند.
بنابراین جا دارد، با ذکر هر کدام از رباعی هایی که شاعر آن چارانه را به بزرگواری از اهالی هنر تقدیم کرده است ما نیز نام ونشان آن عزیز را متذکر شویم.
گاه رباعی ها جنبه ی سوگ سروده ای دارد که عاطفی از درگذشت یکی از هنرمندها آن شعر را گفته است مانند: رباعی « ره اوج» که شاعر در رثای استاد عبادی سروده است:
« استاد عبادی آن بهین یار سه تار
کو بود تمام عمر سالار سه تار
در هفده اسفند ره اوج گرفت
او رفت و شکست قدر و مقدار سه تار»
17/12/1371
جناب عاطفی مهر ماه سال 1349 به شهرستان اسلام آباد غرب ( شاه آباد سابق) انتقال پیدا می کند و دو سال در مراکز آموزشی شهر و روستای این منطقه به تدریس می پردازد. تیرماه سال 1350 در یک دوره ی تابستانی در مرکز دانش سرای راهنمایی تحصیلی برای تدریس در مدارس راهنمایی مجوز این مقطع را اخذ می نماید ومهر ماه سال 1351 به کرمانشاه منتقل وبه عنوان دبیر در مدرسه راهنمایی دکتر معین مشغول به کار می شود. پانزده خرداد ماه سال 1352 به گرفتن مدرک فوق دیپلم رشته ی علوم انسانی نایل شده وهفت سال از دوران دبیری خود را در مدرسه راهنمایی دکتر معین سپری می کند. عاطفی درهمان سال های ماندگاری در اسلام آباد غرب از سینه ی جوشان و بی تابش، زلال شعر می جوشد در این مقال به یک نمونه از این سروده ها در قالب شعر آزاد با نام « پیوند» اشاره می شود وفرازهایی از آن قطعه را به محضر شهروندان تقدیم می کنیم:
« در غروبی آنچنان غمبار
در سکوتی آنچنان سنگین
خیره در آینه ی اندیشه های خویش
بر فراز تپه ی آن سوی قریه
در سکوتی اوج بخش شاهباز فکر
با غمی شیرین
می شمردم روزهای رفته را با خود
... ای خلوص جذبه ات بال وپر پرواز
معجز رنگین کمان خنده ات، پیوست
شهر را با قریه
در آن لحظه های پر شکوه باد»
روستای مله یار دیزگران، اسلام آباد غرب 1349
ادامه ی شرح حال عاطفی را با تحصیلات وی از دوران معلمی در کرمانشاه دنبال می کنیم.
نامبرده پانزدهم مهر ماه سال 1356 در کنکور سراسری تحصیلات تکمیلی کارشناسی ادبیات پذیرفته می شود پس از سه سال از دانشگاه ابوریحان بیرونی (تهران) در تاریخ نیمه اول خرداد ماه سال 1359 موفق به اخذ لیسانس (کارشناسی ادبیات فارسی) می شود درهمان سال نیز در دبیرستان استاد مطهری کرمانشاه به تدریس می پردازد. مدت زمان تدریس ایشان در این دبیرستان 17 سال طول می کشد و مهر ماه سال 1375 نیز به افتخار بازنشستگی نایل می شود. اما پیش از دوران تقاعد اول مهر ماه سال 1373 برای تدریس در پیش دانشگاهی و دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی دعوت به کار شده که پس از بازنشستگی این همکاری برای تدریس ادامه می یابد که با احتساب این دو دوره ی
زمانی، نامبرده مدت 10 سال به طور کلی در دبیرستان وابسته به دانشگاه به امر تدریس پرداخته است قدر مسلم این فشارهای کاری، دغدغه های ذهنی، کارهای سنگین پژوهشی در حوزه ی ادبیات پارسی و... زمینه ی نارسایی قلبی را در سینه ی استاد شدت می بخشد بگونه ای که با صلاحدید علمی پزشکان، جناب عاطفی به ناچار در تاریخ 2/11/1382 به عمل جراحی قلب باز به وسیله ی پرفسور معصومعلی معصومی پزشک حاذق کرمانشاهی در بیمارستان امام علی (ع) تن می دهد...
جناب عاطفی بعد از دو شبانه روز بیهوشی پس از عمل جراحی که به هوش می آید در تاریخ 4/11/1382 این رباعی را به دکتر معصومی تقدیم می کند:
« تا لطف خدا ومهر یاران با ماست
دل گرمی دور روزگاران با ماست

هر چند دل و سینه و پا صد پاره است(1)
درمانگر درد بی قراران با ماست»
جناب عاطفی پس از بهبودی کامل و بدست آوردن توانمندی جسمانی برای امر تعلیم و تربیت از تاریخ 1/7/1383 به مدت هفت سال نیز مجدداً درپیش دانشگاهی و دبیرستان شریف و امام هشتم به تدریس می پردازد و در فرجامین حرفه ی
مقدس معلمی، خرداد ماه سال 1390 پس از حدود 50 سال کار سخت آموزشی به طور دایم ، خاک پاک کلاس های درس را می بوسد و از تدریس کناره گیری می کند تا در فضای آرام «خانه» به کار دل روی آورد.
امید است همچنان سالهای مدید در سایه لطف خداوندگار باریتعالی و درجمع اعضای خانوده ارجمندش با فراغت بال و اندیشه ای پویا، با سرودن شعر و پرداختن به موضوعات فرهنگی و پژوهشگری غنای ادب پارسی را ارتقا بخشد.
به دنبال این مبحث از قول سید محسن مهرابی در کتاب ادبیات معاصر کرمانشاه، نگاهی به غزل های عاطفی می اندازیم. نامبرده در این مورد نوشته است: « یکی از مولفه های اصلی که یداله عاطفی را به جامعه ی ادبی ایران معرفی می کند غزل های
اوست. « آشفته» غزل را به سبک هندی می سراید و در این راه با شیوه ی اصلی این سبک در دروه ی
معاصر یعنی کریم امیری فیروزکوهی آشنایی کامل دارد... از نظر محتوایی می توان غزل عاطفی را نوعی شعر تغزلی و رمانتیک دانست...
علاوه بر توصیف بیان احساسات شخصی از سال ها
جنگ عراق و آوارگی مردم و ویرانی شهرها اظهار همدردی با مردم کوبانی از کشور سوریه از دیگر موارد شعر تغزلی در شعر وی است.
یداله عاطفی شاعری کم سراست ... محمد علی سلطانی نیز او را شاعر همیشه در سکوت میخواند ... [ عاطفی] چهره ثابت ادبیات کرمانشاه در نیم قرن اخیر است و نقش مثبتش در جریان ادبی معاصر قابل انکار نیست...»
نقل به حذف وتلخیص صص 107-105
ایستگاه آخر این بخش از شرح حال عاطفی را با دو سروده ی غمبار زیر طی می کنیم:
« این طفل که شد جهان ز مرگش بی تاب
گهواره ی ساحلش گرفته ست به خواب
این حاصل جنگ ا ست، چه دارید جواب
کی بود؟ چرا رفت؟ چرا مرد در آب؟»
« این کودک بی گناه قربانی بود
قربانی جنگ و فکر شیطانی بود
او کرد زبان و اهل ( کوبانی) بود
ای ننگ بر آنکه باعث و بانی بود»
یداله عاطفی کرمانشاهی-16/6/94

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 + 10 =

+ 46 = 52