کنکاشی در زندگی نامه و سروده های استاد یداله عاطفی فرزانه ادیبی که با عطوفت معلمی و تراشه های الماس شعر زنگار نامهربانی را از آبگینه دل ها می زداید

مشروح خبر

ح- مولایی فر
بخش بیست وپنجم

در مقاله ی پیشین اشاره شد که استاد عاطفی در سال 1370 با کمک و راهنمایی زنده یاد استاد بهزاد و مقدمه ای از استاد کیوان سمیعی گزیده ای
از اشعار استاد جلیلی بیدار کرمانشاهی را به چاپ می رساند.
اکنون که یادی از آن شاعر گرامی و گرانمایه به میان آمده است، جا دارد سوگ نامه ای را که جناب عاطفی در نخستین سالگرد در گذشت وی به تاریخ 1/9/1359 سروده است، یادآور شویم، اما شایان ذکر است هر چند نگارنده کوشیده که باعدم اطاله ی کلام، نوشتارها ملال انگیز نباشند مع الوصف حیف و دریغ است حال که فرصتی پیش آمده تا شرح حال کاملی از زندگی نامه و سروده های جناب عاطفی که متاسفانه هنوز آثار وی در قالب کتاب مستقل یکجا به زیور طبع آراسته نشده است با اختصار نویسی و ابتر نویسی از اشعار استاد، مطالب ناقصی به ویژه از آثار قلم نامبرده به محضر مبارک شهروندان ارائه گردد. امید است شهروندان گرامی، این دراز نویسی بنده را آن هم با کلامی الکن و نثری ناپخته و نا آشنا در نگارش اصولی شرح حال نگاری بزرگان عرصه ی
ادب پارسی بر من ببخشایند و کاستی ها و نواقص این نوشتار را با دیده ی اغماض بنگرند.
ناگفته نماند این نوع جستار های ناعالمانه فردی چون من درحق دانشوران و ادیبان وسخنوران و هنرمندان و سایر بزرگواران عرصه ی فرهنگ و هنر کرمانشاه ناشی از این امر است که اهالی قلم و صاحب نظران قدر به دلایلی از میدان عمل خود را کنار کشیده اند و فرصت طلبانی با بضاعت ناچیز در غیاب پهلوانان اندیشه و قلم فرسایی به خود اجازه می دهند که میدان دار شوند.
بگذریم و با یادی از استاد جلیلی بیدار کرمانشاهی از زبان عاطفی مرثیه خوان آن استاد والامقام باشیم.
« شد زکف ناگهان مهار سخن
خشک شد باغ ولاله زار سخن
صرصر مرگ تا به قهر وزید
ریخت یکباره برگ و بار سخن
ای دریغا، جلیلی «بیدار»
رخت بربست از دیار سخن
لب فروبست نغمه خوان ادب
شد خزان از غمش، بهارسخن
میر وسالار کاروان ادب
رفت وماندی، سوگوار سخن
سرو سامان شعر کرمانشاه
رفت و آشفت، کار و بار سخن
گَرد اندوه ریخت بر سر شهر
تا که افتاد شهسوار سخن
نقد هستی و هر چه بود او را
داد از دست، در مدار سخن
او نه تنهاست فخر این استان
بلکه در کشور، افتخار سخن
آیت اله زاده بود، اما
نامور گشت از تبار سخن
کاروان ادب، ز ره واماند
که نماندش زمامدار سخن
کوچ کرده ست شاعری فاضل
زان سیه گشته روزگار سخن
بی نصیب از مقام و مال، اما
بود از ارکان استوار سخن
چون خراسان شده ست کرمانشاه
که
زکف داده آن « بهار» سخن
گرچه « بیدار» رفت، شعرش ماند
چیست بهتر ز یادگار سخن
شکر ایزد که دوستان وی اند
هر یک استاد و اعتبار سخن
هست « کیوان» و « پرتو» و « بهزاد»
کز « وفا» یند پاسدار سخن
هم هنرمند و درگروه ادب
هم ادیبند و درشمار سخن
شعرشان یار و یارشان شعر است
چون بهارند و چشمه سار سخن
برکنار از ریا و از زر و زور
در کنار هم و کنار سخن
سایه ی مهرشان به سر، ما را
باد، از لطف کردگار سخن
مردمان، در شکار سیم و زرند
لیک یابیم، در شکار سخن
گرچه جز جان و سر، نثارت نیست
آن هم « آشفته» کن نثار سخن»
1/9/1359
استاد عاطفی به گفته ی خودش تالیفات زیر را برای چاپ آماده نموده است وامیدواریم هرچه زودتر این امر تحقق پیدا کند.
1- گردآوری، مقدمه و ویرایش کتاب « دفتر عشق» مجموعه کامل اشعار زنده یاد اسداله عاطفی کرمانشاهی
2- کلیات اشعار استاد جلیلی بیدار کرمانشاهی (نسخه ی خطی به قلم نگارنده)
3- مقالات، سخنرانی ها، گفتارهای رادیویی استاد جلیلی بیدار کرمانشاهی ( نسخه خطی به قلم نگارنده)
4- منتخب دیوان شباب کرمانشاهی
5- دیوان اشعار استاد خانبابا جیحونی به نام « گل وفا» شامل اشعار فارسی و طنزهای محلی و کردی
6- مجموعه شعرهای سنتی شامل: غزل ها، قصاید، قطعات، رباعی ها ودو بیتی های خودم به نام «سوز سخن»
7- مجموعه شعرهای نیمایی خودم به نام
« در هاله ی خاطره ها» که نسخه های خطی دو مجموعه ی اخیر درکتابخانه ی نسخ خطی دوست شاعر و فاضل کرمانشاهی حجه الاسلام حضرت سید ناصر میبدی در مشهد محفوظ است»
در پایان معرفی کتاب های آماده ی چاپ، جناب یداله عاطفی در یادداشتی به این نکته نیز اشاره کرده است که چندین کتاب دیگر در دست تهیه و آماده سازی هستند برای چاپ:
« 1- گزیده ی اشعار سبک هندی اصفهانی ( طرز تازه) تالیف زنده یاد اسداله عاطفی
2- داستان های کوتاه تاریخی ومقالات استاد حسین مسرور ( سخن یار اصفهانی) شاعر ونویسنده معاصر
3- یادنامه ای برای استاد الاساتید حضرت یداله بهزاد کرمانشاهی
4- یادنامه ای برای برادر جوان مرگم، شاعر پرسوز وگداز، زنده یاد اسداله عاطفی
5- مجموعه رباعی ها و دو بیتی های (یداله عاطفی)
6- تذکره شاعران کرمانشاهی در عصر قاجاریه، برگرفته از حدیقه الشعرای دیوان بیگی شیرازی...»
در خاتمه باید اضافه شود این مجموعه شعرها چند سالی است که به وسیله هنرمند و خوشنویس ارجمند جناب آقای بهمن رشیدی و پسر اهل هنر وخطاط ایشان جناب پیام رشیدی به صورت چلیپا به قلم پدر و شرح و حواشی نستعلیق این فرزند هنرمند آماده چاپ است.
ادامه دارد...

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 13 =

13 + = 14