کنکاشی در زندگی نامه و سروده های استاد یداله عاطفی فرزانه ادیبی که با عطوفت معلمی و تراشه های الماس شعر زنگار نامهربانی را از آبگینه دل ها می زداید

مشروح خبر

ح- مولایی فر
بخش سی و پنجم

در ادامه شرح حال هنری استاد یداله عاطفی، نوشتن درباره ی سروده ای از ایشان که به صورت ترانه توسط یکی از خوانندگان اجرا شده است خالی از لطف نیست به این موضوع بپردازیم.
از آنجایی که جناب « دکتر محمدرضا فتحی» در مجله ی « قلم» شماره 5 بهار سال 1397 دراین باب بخوبی و کامل مطلب نوشته است با کسب اجازه این بخش از زندگی نامه ی جناب عاطفی رابه همین امر اختصاص می دهیم.
نوشته ای با عنوان « سرگذشت یک غزل» ابتدا غزل مورد بحث که شاعر در شهریور 1364 آن را سروده است مرور می کنیم:
« دلگیر دلگیرم، مرا مگذار و مگذر
از غصه می میرم، مرا مگذار مگذر
من بی تو درظلمت سرای زندگانی
از خویشتن سیرم مرا مگذار مگذر
سوگند بر چشمت، که از تو تا دم مرگ
دل بر نمی گیرم، مرا مگذار مگذر
با پای از ره مانده در این دشت تبدار
ای وای، میمیرم، مرا مگذار مگذر
دامن مکش یک باره از من، ز آنکه بی تو
مرگ است تدبیرم، مرا مگذار مگذر
بالله که غیر از جرم عاشق بودن ای دوست
بی جرم وتقصیرم، مرا مگذار مگذر
با شهپر اندیشه، دنیا گردم، اما
در بند تقدیرم، مرا مگذار مگذر
« آشفته» تر ز آشفتگان روزگارم
از غم به زنجیرم، مرا مگذار مگذر»
نویسنده محترم « محمدرضا فتحی» درباره ی این غزل وخوانش آن در قالب آواز چنین توضیح می دهد: « کمتر کسی پیدا می شود که ترانه ی
معروف و ماندگار « مرا مگذار مگذر» را نشنیده باشد این تصنیف عاشقانه که با صدای گرم وگیرای استاد حمیدرضا نوربخش بارها از رسانه ی
ملی پخش شده است، برای خودش حکایتی شنیدنی دارد .
استاد یداله عاطفی سراینده ی این غزل در این باره می گوید:
« نخستین بار این غزل درذهن من در پاسخ به غزل مشهور شاعر وترانه سرای بزرگ معاصر، محمود ثنایی (شهر آشوب) شکل گرفت او غزلش را با این وزن و ردیف، با مطلع زیر سروده بود:
« من بار سنگینم، مرا بگذار و بگذر
نیکم، بدم اینم مرا بگذار وبگذر»
وبا صدای خوانندگان مشهور آن روزگار پخش شده بود بنده کوشیدم که مضامین بیت ها را بر عکس و مخالف غزل او بسازم به همین سبب نام غزل را « نیاز» و ردیف غزل را « مرا مگذار و مگذر» انتخاب کردم...»
این غزل پر شور درشهریور 1346 ه- ش زمانی که استاد عاطفی فقط 23 سال داشتند سروده می شود و درمهر ماه همان سال در مجله ی «اطلاعات هفتگی» از نشریات هفتگی روزنامه ی اطلاعات به چاپ می رسد. غزل « نیاز» به ویژه مصرع اول از بیت:
« با شهپر اندیشه، دنیا گردم، اما
در بند تقدیرم، مرا مگذار ومگذر»
چنان تاثیر ژرفی بر اطرافیان شاعر می گذارد که در همان ابتدای سرایش، موردتوجه طبع دشوار پسند مرحوم اسداله عاطفی ( برادر جوانمرگ استاد) قرار گرفته و به قول استاد، آن مرحوم را به وجد می آورد- یک ماه بعد آن زمان که « درپشت نگاه مردم از عشق رنگی بود» و هنوز تلویزیون پا به خلوت خانه ها نگذاشته و رادیو، تنها مونس شب های فرهیختگان عرصه فرهنگ وهنر بود- غزل
« نیاز» به صورت ترانه « مرا مگذار و مگذر» از رادیو ایران، با آهنگسازی استاد « واروژان» پخش می شود به سرعت این غزل پراحساس جای خود را در دل مخاطبان باز می کند به تعاقب آن غزل نیاز که حالا همه آن را با نام «مرا مگذار ومگذر» می شناسند در کتاب باران رحمت، تالیف رحمت موسوی گیلانی باغ صائب اثر « خلیل سامانی» (موج) ونشریات زن روز، امید ایران و چند نشریه ی
دیگر به چاپ می رساند سال ها می گذرد تا بعد از انقلاب اسلامی - درحوالی سال 1380 ه-ش بار دیگر این غزل شور انگیز در کانون توجه قرار می گیرد این بار به شکلی بهتر و زیباتر با صدای گرم وگیرای استاد حمید رضا نوربخش - سرپرست خانه موسیقی و استاد و مدرس آواز واز شاگردان برجسته و طراز اول استاد محمدرضا شجریان - وبا آهنگسازی استاد کیخسرو پور ناظری دردستگاه دشتی ابتدا در قالب کنسرت توسط گروه « شمس» درتالار وحدت تهران به اجرا در می آید سپس در رسانه ی ملی پخش وبه صورت البوم با نام « پنهان چو دل» به بازار آمده ودر سراسر کشور توزیع می گردد.
آقای وصال علوی از دیار گل وبلبل شیراز سومین خواننده ای هستند که در سال 1390 ابیاتی از غزل « نیاز» را در مایه ی اصفهان به اجرا در می آورند این آواز زیبا با سنتور نیما نیک نژاد، در فضای مجازی از طرف هواداران بسیاری موردپسند واقع می شود. [ ادامه سرگذشت غزل را ازنوشتار جناب فتحی پی می گیریم]
در یکی از جلسات خصوصی از استاد پرسیدم که آیا غزل شما را خواننده ای دیگر هم اجرا کرده است یا خیر؟ درجواب فرمودند: « از قضای روزگار، برای بار چهارم گروهی از نوازندگان وآهنگسازان استان گیلان ( رشت) به بنده تلفن زدند اول پرسیدند این غزل « مرا مگذار ومگذر» از شماست؟ گفتم: بلی از آثار دوران جوانی بنده است سپس گفتند ما بر روی آن آهنگ جدیدی گذاشته ایم و حالا از شما اجازه میخواهیم که آن را پخش کنیم . گفتم دوبار بر روی آن آهنگ گذاشته اند
و دوخواننده معروف - پروین ونور بخش- آن را خوانده اند گفتند: آری شنیده ایم حالا ما به روشی دیگر ودر دستگاهی دیگر آهنگسازی کرده ایم آنها اصرار فراوان کردند که مبلغ حق تالیف یا دستمزد ترانه ی شما چقدر است تاچک بفرستیم؟ حقیر کمی خندیدم و گفتم: عزیزان هنرمند، ما پولی نیستیم دستمزد این جانب مجانی است فقط یک « یاعلی مدد» است . این جمله را بگویید وشروع کنید. متاسفانه آهنگ اخیر را تا حالا نشنیدم ام و بی خبرم که عاقبت چه کار کردند...»
نقل به اختصار وحذف
استاد همت علی اکرادی از شاعران برجسته کرمانشاهی قطعه زیر را به شاعر کم نظیر معاصر، استاد یداله عاطفی « آشفته» پیشکش نموده است:
« شبیه « ابن یمین» (1) شاعری ست در این عصر
که قطعه های قشنگی برای ماگفته
شگفت نیست اگر که به جای شعر و سرود
به رشته های سخن، دانه ی گهر سفته
کسی که آینه ای ازتمام خوبی هاست
کسی که لفظ بدی را ز لوح دل، رفته
به مهربانی ومردی- زبانزد همگان
هر آنچه راز شنیده، به سینه نهفته
کلام ظلم ستیزش، صلای هر بیدار
نگاه « عاطفی» اش، پاسبان هر خفته
همیشه « دست خدا» همرهش به آن سبب است
که روح وجسم عزیزش نگردد « آشفته»
همت علی اکرادی 16شهریور97
----------------------------
پانویس:
« ابن یمین فریومدی» شاعر قطعه سرای قرن هشتم

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × پنج =

6 + = 10