گرفتاری ما در ندیدن خود است!

114
مشروح خبر

114

گاهی کلمات در هر زبانی معانی خاصی را در اذهان متبادر می سازند. از این دست کلمات کلمه Livestock است.
معانی ساده آن دام و به احشام و چارپایان اهلی اطلاق می گردد. از دو کلمه live «زندگی کردن» و stock «سرمایه» , «ذخیره» تشکیل شده است و بصورت تحت لفظی یعنی « سرمایه زندگی» در برخی مناطق استان به دام «دولت» به معنی ثروت و مکنت و نعمت می گفتند. این دو اصطلاح در دو زبان مختلف از بار معنایی بالایی در تامین معاش انسان برخوردار هستند.
خداوند در سوره های مختلف قرآن کریم چند چیز را پشتیبان حیات و انسان بر شمرده است :
خود ذات باریتعالی، دانش، اموال، فرزندان، آب، دام، باغ.
و در چند مورد هم کوهها را مددکار زمین خوانده است.
بعنوان مثال در سوره شعرا می فرماید:
و بترسید از آن خدایی که شما را به آنچه می‌دانید مدد و قوت بخشید. (۱۳۲)
مدد بخشید شما را به خلق چهار پایان و فرزندان. (۱۳۳)
و نیز مدد بخشید شما را به ایجاد باغها و چشمه‌های آب. (۱۳۴)
با مطالعه سرزمینی استان کرمانشاه در می یابیم هر آنچه که خداوند آنها را پشتیبان حیات خوانده است برای ما فراهم است.
تاریخ باستان شناسی این استان با صدها اثر فاخری که خدواند حداقل سیزده بار انسان را به عبرت آموزی و سیر و سفر برای تفکر در آنها دعوت نموده است، بیانگر این واقعیت است.
باور به ذات مقدس الله، بارندگی های مناسب، رودهای مختلف، سراب های متنوع، تنوع پستی و بلندی های جغرافیایی از کوه تا دشت، تنوع اقلیمی و چهار فصل بودن آن، نیروی کار و دانش بهانه ای برای کم کاری و بیکاری باقی نگذاشته است.
بنظر می رسد ما در استان فرش گرانبهایی
زیر پای خود را نمی بینیم و به تابلوی آویزان شده دیگران با چشم حیرت نگاه می کنیم.
بعنوان مثال شهرهای پاوه و سنقر در ارتفاع ۱۷۰۰ متری و شهر قصر شیرین در ارتفاع ۳۰۰ متری قرار دارند.
ما حداقل بیست کوه مرتفع از جمله شاهو با ۳۳۷۰ متر ارتفاع که بلندترین آنهاست با تایید قرآن کریم مدد یافته ایم و اگر نبودند این رشته کوهها خدا می داند سرنوشت ما در هزاران زلزله یکسال اخیر چه می شد.
عیب کار چیست؟
عیب کار ما نگاه به بیرون است. نگاهی که آنقدر محو دیگران هستیم که این همه ابزار مناسب کار را نمی شناسیم.
نگاه به خارج از استان مدیران و بودجه های سالیانه دولتمردان ما را تنبل ساخته است. نگاه به صنایعی که شیر فلکه آنها در استان نیست، از جمله خودروسازی و … عیب دیگر کار است.
نگاه حسرت گونه فرزندان و «بنین» به مدارک قاپ گرفته و در بالای طاقچه قرار گرفته فاقد کاربرد مشکل جدی دیگر کار ماست.
انبوه دانشگاههای تولید کننده مدرک بدون کارایی و بدون لحاظ نمودن ظرفیتهای سرزمینی استان مشکل دیگر ما است.
مدارکی که بهترین ایام کار آفرینی و کسب تجربه و مهارت فرزندان ما را به عبث می گیرند. تا آنجا که در پاوه دوستانی بودند بجای تلاش در راه اندازی دانشکده دامپروری و منابع طبیعی و باغبانی بدنبال راه اندازی دانشکده پیراپزشکی بودند. هرچند عیب واقعی در سراسری بودن نظام آموزشی و محتوای تدریس است.
رشد شهرنشینی بی برنامه و قارچ گونه بهترین زمین های قابل کشت را در شهر کرمانشاه از دسترس بشر خارج نمود و در سایر شهرها و روستاها نیز به نوعی انسان با انهدام سرمایه های حیاتش به خودخوری روی آورده است. تا آنجا که باید مرغ و گوشت وارداتی بخوریم.
روزمرگی، محتاط بودن، نداشتن اختیار و قدرت تصمیم گیری مدیران استان و خلاق نبودن آنان سبب شده است هرسال هزاران تن علوفه ناب مراتع اورامانات و دشتهای زیر کشت رفته استان، طعمه آتش گردند و یا از بین بروند.
مراتع رها شده در چند سال آینده گونه های مغذی گیاهی آنها، تحت تاثیر بی توجهی ما و در سایه تغییرات اقلیمی منقرض می گردند.
زمین های استان یا به دیگران اجاره داده می شوند تا با همه نوع حلیه و فریب از آنها نهایت سود را کسب و سرانجام یک زمین سوخته فاقد باروری طبیعی را تحویل مالک دهند و یا اینکه به زیر کشت صیفی جاتی روند که هرگز پشتیبان حیات و روز مبادا نیستند.
تنوع زیستی گیاهی و جانوری ما بعنوان عوامل مدد کار حیات، رها شده و چپاول این سرمایه های همه نسلهای قبل و بعد این دیار آنها را به سمت خطر انقراض جدی پیش برده است.
خانواده های کمیته امداد و بهزیستی حتی در روستاها هر روز بزرگتر می شود و به آن می نازند. با این حال تعداد کسانی که هر روز سر در مخازن جمع آوری پسماند فرو می برند رو به افزون است.
متکدیان دارای نیروی کار هر روز افزایش
می یابند. تعداد کسانی که ثمره تلاش دیگران را در کنار خیابان های ما می فروشند، از کنترل خارج هستند و دیگر آن میوه فروش مجوز داری که مالیات می پردازد نای بلند شدن ندارد.
مرکز استان اگر سالها هم شهردار نداشته باشد برای شهروندان مهم نیست و کاسبان «رای» در ایام انتخابات هم چون مطالبه گر ندارند، اهمیت زیادی نمی دهند.
رنجنامه کولبری و هدر رفتن نیروی کار و به چالش کشیدن کرامت انسان در عصر ارتباطات و حمل و نقل برای متزلزل ساختن ریشه های اقتصاد کشور و پرشدن کیسه مرفه های بی درد بماند.
تا کی باید سارقان چیره دست در برنامه حالا خورشید با لهجه … مهارت خود را به رخ رقبا بکشند!؟
داستان تلخ خود ندیدن زیاد است. برای آغاز هیچ وقت دیر نیست و ابزار فراهم است و بلند پروازی نیست که آرزو کنیم، کاش گوشت خاورمیانه را تامین و با افتخار از مبادی قانونی صادر کنیم.
استان کرمانشاه می تواند با مدیریت دلسوز، صحیح و علمی و بکار گرفتن همه ظرفیت طبیعی و با نگاه متعصبانه به درون، بخشی از دغدغه ریاست محترم جمهوری را که فرمود:
«گرفتاری ما در علوفه و کنجاله و ذرت است.»
رفع کند. هرچند باید تاکید کرد که: گرفتاری واقعی ما در ندیدن خود و نگاه به بیرون است.
این استان با وجود زیرساخت های مددکار طبیعی در سه حوزه دامداری، کشاورزی، گردشگری (طبیعی و باستانی) البته با در اختیار داشتن، نقشه جامع آمایش سرزمین می تواند جایگاه خود را به بهترین جایگاه نمودارهای مختلف برساند و چه خوب گفت سهراب که : چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید!
ان شاءالله

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده + 1 =

+ 24 = 33