گنجشک های کباب شده برسقف های سوخته ی مردم

مشروح خبر

خدیجه خاتوله

بی شک همه ی ما این ضرب المثل را بارها برای
بی انصافی و زرنگی بعضی از آدم ها بکار برده ایم.
این روزها هر کسی به گونه ای در فرو ریختن سقف آمال آرزوهای به جا مانده از خاکسترهای زندگی مردم به نحوی ایفاگر نقشی شده است.
عده ای گنجشک هایشان را درآتش زندگیمان آنچنان درآرامش کباب می کنند که خاکستر به جا مانده از سوخته های ویرانه هایمان بوی گنجشک کباب شده می دهد.
گویی قرارنیست کسی دست یاریش را برای خاموش کردن این آتش به سوی ما، دراز کند. روند افزایش قیمت ها در شرایط نابسامان اقتصادی می توانست به شکل بهتری برای همگان قابل هضم باشد اگر همه ی ما درمی یافتیم که اینجا و در این شرایط جای گنجشک کباب کردن نیست.
با ادامه ی مشکلات فرو ریخته بر اقتصاد این روزهای مملکت انگار دست ناحق غارتگران و مفسدان اقتصادی کمی بیش از اندازه در جیب های مردم فرو رفته و در کنار آن عده ای هم برای ماهیگیری از این آب گل آلود خیال جمع کردن تورهای پهن شده برسر مردم را ندارند.
کاسبان و از خدا بی خبرانی که بدور از انسانیت نتوانسته اند در این بحرانی که سختی معیشت را برای مردم چندین برابر کرده کمی با انصافانه تر در شرایط پیش آمده با مردم کنار بیایند و کالاهای ضروری و اساسی شهروندان را بدون نظارت
دستگاه های مربوط چندین برابر به فروش
می رسانند نقاب نامردی را تا ابد بر چهره ی خود نقش زده اند.
خوب یا بد... .سخت یا آسان می گذرد.
نمی توان لحظه ای از تمام ثانیه های خوش را که با چپاول و غارت از مردم بدست آوردید برای خود حفظ کنید بوق وکرنای نامردی شما نامردمان حتی لحظه ای در خواب آرام تان نمی گذارد.
شما که نتوانستید منصفانه دریابید که باید در این روزهای سخت در کنار مردم باشید نه بر سر آنها....چگونه می توانید نام انسانیت را برخود بگذارید.
قطعا اگر قبول می کردیم که همه ی ما می توانیم با همدلی ودلسوزی وتقدیم اندکی مهر مرهمی برای دلهای یکدیگر در این روزهای سخت و دشوار باشیم براحتی می شد این مسیر پر فراز و نشیب را کمی آسان تر طی کرد.
اما با هزاران حرف من هم نمی توان حال ناخوش مردم را به تصویر کشید چرا که نمی توان یک گوش شنوا برای آن پیدا کرد.
این مردم اگرچه به هیچ عنوان نمی توانند توقع داشته باشند که کسی حال ناخوششان را کمی درک کند اما از دلهای رنجورشان می توان فهمید که دیگر عطای کمک و یاری مسئولین رابه لقایشان بخشیده اند.
مردم از حق و حقوق اجتماعی خود کم وبیش آگاهند اما آنقدر با حیا و صبور هستند که نخواهند راهکاری را برای مقابله با این معضل در پیش روی خود قرار دهند چرا که می دانند هر واکنش نامناسبی گاه آغاز کننده ی چرخه ی معیوبی
می شود که درتورم وگرانی بیشتر نمود پیدا می کند و نمی تواند دردی از این مردم کم کند هرچند
گرانی های اخیر تاثیر بسیاری روی روان مردم گذاشته است و این در طولانی مدت اثراتش در جامعه نمایان می شود.
اما اگر اعتقاد بر این است که از میان ما نیست دستی نامرئی که با افزایش قیمتها گرانی را هرروز پمپاژ می کند پس چه کسی سنگ سنگین ترازویش را در کوله بار معیشت مردم به یادگار گذاشته است؟
شاید باید باور کنیم که ترامپ های داخلی بدتر از رئیس جمهور آمریکا هستند.
تا کی دولتمردان نمی خواهند قوانین
سخت گیرانه تری برای مقابله با این گرانفروشی تدوین کنند؟ آنها باید در بلندمدت نظام توزیع و عرضه را به گونه ای طراحی کنند که کمترین هزینه از تولید تا عرضه به مصرف کننده تحمیل شود. دولت باید برای خاتمه دادن به این اوضاع بصورت جدی و قاطعانه وارد عمل شود. کنترل این وضعیت مستلزم توجه و نظارت و بازرسی مسئولین برآشفتگی بازار است و انتظار می رود مسئولین با جدیت تمام مردم را به حال خود رها نکنند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 2 =

+ 3 = 12