یادداشتی از «بیژن مظفری»؛ تحولات جمعیتی ایران بعد از انقلاب

چند مدتي است که مسئله سالخوردگي و پيري جمعيت نقل رسانه ها و گفته هاي بعضي افراد غير کارشناس شده و از اين نظر احساس نگراني مي کنند. بنده قصد داشتم که در اين مقاله پاسخ علمي و منطقي به اين گروه بدهم که ديدم خوشبختانه پاسخ مناسب را جناب آقاي دکتر محمد ميرزايي استاد فرهيخته دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران و رئيس دپارتمان جمعيت شناسي که بنده هم افتخار شاگردي ايشان را در دانشگاه تهران داشته ام در روزنامه ايران مورخه 25/3/1399 با استناد به آيه کريمه ( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقولوا قَولًا سَديدًا) آيه 70 سوره احزاب داده اند که خداوند مي فرمايند: اي کساني که ايمان آورده ايد از خدا پروا داريد و سخني درست و استوار بگوئيد.
ايشان کساني را که بدون علم و آگاهي اذهان را مشوش مي کنند مورد انتقاد قرار داده اند. چطور فرضاً کسي که يک آمپول ساده اي را براي فردي تزريق مي کند ممکن است تحت عنوان دخالت در امر پزشکي مورد بازخواست و تعقيب قرار داد. اما کساني در اين امر مهم بدون مطالعه و داشتن تخصص آنچه را که مي خواهند، مي گويند و کسي هم جلو دار اينها نيست.
مساله جمعيت آنقدر مهم است که سازمان ملل متحد در چند دهه قبل روزي را که مطابق تقويم ما برابر است با بيستم تيرماه « روز جهاني جمعيت» اعلام کرده و هر سال در اين روز در کشورهاي مختلف کنفرانسي هایی برپا مي شود.
در سازمان ملل براي بررسي تحولات جمعيت جهان دپارتماني با حدود 150 کارمند وجود دارد که به بررسي تغييرات جمعيتي کشورهاي مختلف مي پردازد.
توجه به مسئله جمعيت از قرن ها قبل مورد نظر علما و دانشمندان قرار داشته از جمله اين دانشمندان افلاطون است که براي مدينه فاضله خود جمعيتي برابر با 5040 نفر را ارائه مي دهد. حال به چه دليل اين عدد را گفته، معلوم نيست فقط مي توان گفت عددي است که به تمام اعداد 2 تا 9 قابل قسمت است.
فرد ديگري که اظهار نظر کرده و تئوري معروف خود به نام «اصل جمعيت» را ارائه داده، رابرت مالتوس يک کشيش انگليسي قرن هيجدهم است که در جمعيت شناسي يکي از چهره هاي شاخص مي باشد.
او در تئوري معروف خود به نام «اصل جمعيت» مي گويد: جمعيت بر اساس تصاعد هندسي هر 25 سال دو برابر مي شود. درصورتي که مواد غذايي به صورت تصاعد حسابي يا عددي است و اين به فاجعه تبديل مي شود لذا بايد جلو افزايش جمعيت را گرفت. البته خوشبختانه تئوري او صورت تحقق پيدا نکرد والی اکنون جمعيت جهان از بيست ميليارد هم بيشتر مي شد حال آنکه جمعيت فعلي جهان حدود هفت ميليارد است و در حال حاضر سالانه يکصدميليون نفر به جمعيت جهان اضافه مي شود که ايران يک ميليون نفر آن را تامين مي کند.
و اما در مورد تحولات جمعيتي ايران طبق برآوردها جمعيت ايران در اواسط دوره قاجار حدود ده ميليون نفر بوده و پس از بوجود آمدن ادارات و سازمان هاي رسمي و قانوني و ايجاد اداره احصائيه که بعداً به سازمان ثبت احوال تبديل شد قانوني گذرانده شد که هر ده سال يک بار سرشماري عمومي نفوس و مسکن به عمل آيد و لذا اولين سرشماري در سال 1335 به عمل آمد که جمعيت را حدود 5/18 ميليون نفر اعلام کردند. در سرشماري بعدي که درسال 1345 صورت گرفت جمعيت به حدود 5/26 ميليون نفر رسيد. افزايش هشت ميليون نفر در مدت ده سال برنامه ريزان و اقتصاد دانان و به ويژه جمعيت شناسان را نگران کرد زيرا رشد جمعيت به بالاي سه درصد رسيده بود و اگر مي خواست همين رشد ادامه داشته باشد اکنون جمعيت کشور به 160 ميليون نفر رسيده بود، بنابراين به فکر جلوگيري از اين رشد لجام گسيخته برآمدند و برنامه تنظيم خانواده را ارائه دادند و سطح کشور پر شد از شعار «زندگي بهتر، فرزند کمتر» و براي هر خانواده دو فرزند را کافي دانستند و اين اقدام درجلوگيري از رشد ناموزون موثر بود.
سازمان ملل فاکتورها و معيارهايي را ويژه ی کشورهاي کم رشد و يا جهان سومي ارائه داده از جمله ميزان بيسوادي، کشاورزي بي رمق، درآمد سرانه و بالاخره رشد ناموزون جمعيت زيرا در کشورهاي پيشرفته و صنعتي مانند اغلب کشورهاي اروپايي رشد جمعيت کمتر از 5/1 درصد است و حتي بعضي ها به صفر هم نزديک شده اند. بعد از انقلاب برنامه تنظيم خانواده کنار گذاشته شد و سياست دولت تشويق خانواده ها به فرزند آوري بود و اين مساله سبب گرديد که در دهه 60 جمعيت رشد جهشي داشته باشد و به 9/3 درصد رسيد که خود يکي از بالاترين رشد هاي جهاني است.
اين مساله برنامه ريزان و جميعت شناسان را به فکر افکند
و مجدداً به سر منزل اول برگشتند و برنامه تنظيم خانواده را از نو زنده کردند و برنامه « هر خانواده دو فرزند کافيست» به اجرا درآمد. اين برنامه همراه بامشکلات اقتصادي و تحريم هاي ظالمانه، رشد جمعيت سير نزولي به خود گرفت و آمار ازدواج پايين آمد و رشد به 4/1 درصد رسيد. اين مساله موجب شد که بگويند جمعيت به طرف پيري و سالخوردگي گرايش دارد و اين نوسانات و بالا و پايين رفتن ها بار ديگر مسوولين، خانواده ها را تشويق به فرزندآوري نمودند.
در علم جمعيت شناسي آنچه مهم است تجزيه و تحليل جمعيت است. لذا جمعيت هر کشوري از نظر گروه هاي سني به سه دسته تقسيم مي شود يک گروه از صفر تا 14 سال و از 15 تا 64 سالگي و از 65 به بالا گروه اول و سوم گروه مصرف کننده و گروه دوم مولد که بار تکفل دو گروه ديگر به عهده آنان است حال براي تجزيه و تحليل، مقايسه اي مي کنيم فرضاً بين دو کشور ايران و آلمان که هر دو جمعيت يکسان يعني حدود 83 ميليون نفر دارند، گروه صفر تا 14 ساله آلمان زير 20 درصديعني حدود 15 ميليون نفر است حال آنکه درايران اين تعداد حدود 24 ميليون نفر است و اين امر نشانگر اين است که هزينه آموزش و پرورش درکشورهاي در حال توسعه بيشتر از کشورهاي صنعتي است.
به هر حال فعلا نبايد نگران پيري و سالخوردگي جمعيت باشيم زيرا در حال حاضر هفت درصد جمعيت کشور بالاي 65 سال است در صورتي که کشوري مانند ژاپن 25 درصد از جمعيتش بالاي 65 سال است. تشويق به فرزند آوري بايد همراه با امکانات رفاه نسبي، تسهيل در امر ازدواج، فرصت هاي شغلي و کمک هاي معيشتي به خانواده ها براي فرزند آوري بيشتر باشد. مثلاً اخيراً در ايتاليا جهت تشويق خانواده ها براي اينکه صاحب فرزند دوم ويا سوم بشوند يک قطعه زمين پاداش مي دهند.
حال که پنجره جمعيتي بر روي ما گشوده شده اميد است از اين فرصت طلائي استفاده بهينه صورت گيرد.
به اميد ايراني آباد تر و پيشرفته تر.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 74 = 81