سه شنبه , ۶ خرداد ۱۳۹۹
آخرین خبرها

یادداشتی از دانیال گلدسته «فرجام فراق مافی به دست روزگار معاف شد»

image_pdfimage_print

قبل از اینکه وارد مبحث اصلی شویم در وهله نخست لازم است چند ردیف ، جهت تنویر اذهان خوانندگان این جستار ، با استناد به منابع معتبر تاریخی ، مختصری به معرفی ایل بزرگ پایروندمافی نگاشته شود.
فقید سعید صدراعظم میرزا حسینقلی خان نظام السلطنه مافی ( از نخست وزیران دربارمحمدعلی شاه قاجار) شناسنامه ایل پایروند است که در اسنادش طایفه مافی را منسوب به ایل بایروند[پایروند] نگارش نموده است.
میرزا ابراهیم از رجال دوره قاجار در سفرنامه اش به استرآباد ، مازندران و گیلان وضعیت ایل پایروند در قزوین را چنین گزارش می کند: «چهارصد خانوارند ،نوکر سواره سیصد نفر، همگی در شهر قزوین ساکنند. اسم ایل پایروند مخاطب به مافی می باشد.»
از آنجا که در یکی بودن پایروند و مافی هیچگونه جای شک و تردیدی نیست اما در دو سند موثق نیز به آن اشاره شده است. هر مافی، پایروند است و هر پایروند، مافی است و اسم این دو در منابع تاریخ، گاه پایروند آمده و گاهاً مافی؛ هر دو اسم می توانند پیشوند و یا پسوند یکدیگر باشند مانند: «پایروندمافی یا مافی پایروند» [حتی عده‌ای با این نام خانوادگی اشتهار دارند] ؛ ذکر این دو اسم(پایروندمافی) با یکدیگر و بدون یکدیگر هیچ اشکالی ندارد و ذکر یکی از آنها شامل دیگری نیز می شود؛ برای مثال:
شخصی که نام خانوادگیش دارای پسوند است، گاه می توان از آن فرد با پسوند فامیلی نام برد و گاه میتوان فقط به نام خانوادگی او بسنده شود استاد اردشیر کشاورز، در هفته نامه سیمره به این موضوع اشاره خاص داشته و چنین به قلم آورده اند: در واقع هر دو طایفه [پایروند=مافی] با نام واحد پایروند در کرمانشاهان شناخته شده و گاه جدا از یکدیگر در احصاییه‌های معمول زمان شناسایی شده اند و در سطور همان تالیف می‌خوانیم :
«طایفه‌ی مافی در سال ۱۱۶۰ هجری قمری سال کشته‌شدن نادرشاه افشار در، اعداد دیگر ایلات و عشایر و طوایف گرمسیری کرمانشاهان در کشاکش‌های زندیه- قاجاریه و دیگر گروه‌هایی که به طلب سلطنت برخاسته بودند حضور داشته و گلستانه در مجمل‌التواریخ از این طایفه با عنوان مافی‌وند نام برده که قشلاق آنان محلی به‌نام (کاوردان) زهاب بوده و در دامنه‌های کوه پراو و کرمانشاه ییلاق داشته‌اند.»
ایل پایروندمافی را می توان از حامیان قدرتمند و بازوی راست وکیل الرعایا دانست بطوریکه آوازه‌یِ اصطلاح شمشیر «زند و مافی» در بین عموم، شهره بود و در منابع دسته اول زندیه از جمله: تاریخ گیتی گشا و گلشن مراد تخته قاپو شدن ایل پایروندمافی به رشته تحریر درآمده، نامی اصفهانی می نویسد:
« [ آغا ] آقا محمدخان مدت دوماه در اصفهان توقف داشته، با اخذ مالیات شش ماهه و چهار پنج هزار تومان پیشکش به جز آن از جانب آن زیادتی باعلی و دانی واقع شد. خانواری افشاریه و بعضی ایلات اتراک که در اصفهان متوقف بودند با خانه و کوچ ایلات زند هزاره و مافی و بعضی چاردولی را که مانده بودند کوچ و بنه ایشان را روانه مازندران» می کند ؛ برای افراد ایل مافی تبعید به مازندران و اطاعت از دستورات خان قاجار غیرقابل قبول بود بدین سبب جماعت مافی در عرض سیر بوادی راه نهاده، عنان به جانب کرمانشاهان که موطن اصلی ایشان بود گشادند.
« [آغا] آقامحمدخان بعد از اطلاع از ایـن موضـوع، سپاه قدرتمندی را به فرماندهی برادر خود مرتضی‌قلی‌خان، برای سرکوبی آنهـا فرسـتاد. نیروهای مـافی به کمک دیگر ایلات تبعیدی که آنها نیز به طرف کرمانشاهان آمده بودند، در مقابل لشکر قاجار قـرار گرفتنـد؛ بعداز نبرد سنگینی که میان دو سپاه روی داد، قاجارها شکست خوردند و افراد و ایلات همراه آنها پراکنده و متفرق شدند آقامحمدخان نیز اصفهان را رها کرد و در تهران متحصن شد. (مقاله ، ویسی، فریبرز، نقش کرمانشاهان در تحولات سیاسی و نظامی دوره‌ی جانشینان کریم خان زند )» زیرا اولاً تهران مرکزیت خان قاجار بود و برایش امن تر بود و ثانیاً از حرکت جنگاوران و سواران ایل پایروندمافی بیم داشت که مبادا آنان به سمت تهران آمده و اساس پایه‌گذاری حکومت تازه بنیادش را ریشه کن کنند ؛ بیهوده نیست که شاهزاده میرزا عبدالحسین فرمانفرما(رئیس الوزرای احمدشاه قاجار) در اسنادش از ایل پایروند به عنوان مردمانی رشید یاد می کند ؛ پس از به سلطنت رسیدن خواجه تاجدار ، وی تمامی بازماندگان پایروندمافی و دیگر نزدیکان خاندان زند از خاک شیراز را به کلی به دشت قزوین، نهاوند، ملایر، تویسرکان و … تبعید کرد.
بیان این مطلب می رساند که ایل پایروند(مافی) توسط قاجاریه در دو نوبت تبعید شدند نوبت اول : «مجالی که در اصفهان مستقر بودند و به ظاهر ، راهی مازندران شده ، پس از شکست سختی که بر فوج قاجار ، متحمل ساختند، موفق شدند به اوطان خود(کرمانشاهان) بازگردند « و نوبت دوم زمانیکه آفتاب فرمانروایی زندیان غروب گردید و نزدیکان سلسله زندیه در شیراز از جمله ایل نامدار پایروندمافی که با زندیان قرابت نژادی داشتند به دست دستگاه قاجار، گرفتار هجران دوری از وطن و عموزادگان خویش در کرمانشاه گشتند؛ از بی مهری‌ همیشگی پایروند توسط پادشاهان صفویه و قاجاریه قلم با قلیل بودن جوهر مواجه می‌شود فلذا سخن را کوتاه کنیم ؛ و اما غرض عمده، از نوشتار این عریضه…
همانطور که قبل‌الذکر گفتیم پایروندها(مافی‌ها) در ادوار گذشته‌ی تاریخ ، دستخوش تبعید شده‌اند ، و پراکنش شعبات بسیارِ این ایل از کرانه‌های خزر تا خلیج فارس متجلی ، و امری بدیهی ست ؛ با تاسیس کانال دنگ پراو (صدای رسای پراو) توانستیم با هم‌تباران عزیز از دور مصافحه و معانقه نماییم و اقارب بسیاری ، ساکن در سایر استانهای کشور که از موطن آبا و اجدادی خویش به دور هستند ، شناسایی شده و به کانال وزین دنگ پراو پیوست یافته‌اند ؛ از این میان جناب آقای اسداله مافی ساکن در شهر قزوین یکی از آنهاست ؛ ایشان در تاریخ ۳۰/۰۱/۱۳۹۷ اظهار داشتند که از نوادگان شخصی به نام سوخته‌زار ، منسوب به طایفه مافی هستند که سوخته‌زار دو همسر داشته و دارای ۱۲ فرزند پسر بوده است که دوپسر آن به نزد دایی های خود در کرمانشاه بازمی گردند. تا اینکه چندی پیش تحقیقاتی، توسط عوامل رسانه دنگ پراو از طریق جناب آقای بیژن یزدانی (نوه نسب شناس زنده‌یاد ذوقعلی یزدانی که واقعا یک منبع محلی موثق بودند) به عمل آمد و در اسامی شجره‌ها به نام سوخته‌زار برخوردیم ؛ که سوخته‌زار جد اعلای دودمان یزدانی ، (ساکنان روستای گرماب) است لازم به ذکر است عده‌ای دیگر با نام خانوادگی یزدانی اهل روستای گرماب هستند که از نسل شخصی به نام صیدنظر هستند و به روایتی صیدنظر پسرعموی سوخته‌زار بوده است.
سوخته زار در برخی از افراد خاندان یزدانی، جد دهم آنها محسوب می شود و اگر معیار زمان هر نسل را ۳۰ سال در نظر بگیریم یعنی ۱۰ را در ۳۰ ضرب کنیم می شود ۳۰۰ و این یعنی سوخته‌زار تقریبا ۳۰۰ سال قبل متولد شده است و فرزندان وی هم‌عصر با اواخر حکومت زندیه و اوایل به قدرت رسیدن آغامحمدخان قاجار زیسته‌اند.
اما دو پسر سوخته‌زار بعد از مدتی اقامت در قزوین به سرزمین پایروندکرمانشاه بازمی گردند ؛ از آن دو برادر که به پایروند رجعت نموده‌اند در حال حاضر از سرنوشت یکی از آنها بی‌خبریم اما دیگری الیاس نام داشته و الیاس یک پسر به نام حسن‌جان داشته، حسن‌جان یک پسر به نام اعظم‌خان داشته و اعظم خان ۴ پسر به نام های : «۱-ملاشفیع ۲-مهدی‌خان ۳-حسنعلی ۴-خانعلی» داشته است که احفاد و نتیجه‌های این ۴ پسر ، طایفه یزدانی را تشکیل می دهند. مزار مرحوم اعظم‌خان در قبرستان جنان‌دره تنگه‌کنشت (دهستان پایروند) واقع می باشد.
نوادگان اعظم‌خان دارای نام خانوادگی یزدانی هستند که مرکزیت آنان روستای زیبای گرماب است که سکونت نفراتی از آنان در روستای کرتویج‌علیا (کرتین=کرتی) نیز به چشم می خورد، براساس دست‌‌ نوشته‌ای مربوط به سال ۱۳۲۹ خورشیدی، به قلم روانشاد صفت‌اله مافی از بزرگان طایفه مافی قزوین (پدربزرگ آقای اسداله‌مافی) «نام پدر سوخته‌زار، حلان بوده و حلان فرزند قربان، قربان نیز فرزند سبزه‌وار است.»
نوادگان سوخته‌زار عمدتاً در روستاهای: اسماعیل‌آباد اقبال ، حسن‌آباد اقبال در نزدیکی قزوین و روستاهای تتنک ، بزمگرد ، زرین‌آباد (اوجان) ، شیشه‌قلعه (حاجی آباد) و پاپلی‌وسطی در بخش دشتابی، بویین‌زهرا و عده‌ای در شهر قزوین و شهرستان ها و شهرک‌های اطراف قزوین سکنا گزیده‌اند و اکثراً با نام خانوادگی مافی و یا همراه با پیشوند و پسوند مافی اشتهار دارند؛ بیشتر آنان پیرو آئین یارسان هستند و هنوز هم بعد از گذشت دو قرن، زبان، سنن، آداب و رسوم خود را حفظ نموده‌اند.
بزرگان دودمان یزدانی ضمن تایید و تصدیق این مهم ، از شنیدن این موضوع ارزشمند بسیار خرسند شده‌ و مشتاق به دیدار عمو زادگان خود به میزبانی کرمانشاه هستند با توجه به شیوع بیماری مسری کرونا فعلاً امکان وصال یاران یاریگر نیست ؛ گویا این هم، پس از ظلم شاهان صفوی و قاجار یکی دیگر از بازی‌های چرخ و فلک است که نمیگذارد مافی، یعقوب‌وار یوسفش را در آغوش بگیرد و اشک شوق بریزد.
هر کس کو دور ماند از اصل خویش/
باز جوید روزگار وصل خویش/
«مولوی»
منابع
-مافی معصومه ، اتحادیه (نظام مافی)منصوره، اسناد و خاطرات حسینقلی خان نظام السلطنه مافی
-ابراهیم میرزا سفرنامه استرآباد و گیلان و مازندران
-کشاورز ، اردشیر هفته نامه سیمره
-مقاله ویسی قلعه گلینه ، فریبرز
-موسوی ، محمد صادق ، گیتی گشا

یک نظر

  1. جناب آقای گلدسته بنده ب اندازه خودم و خانواده م میتونم از زحمات شما کمال تشکر و قدر دانی را انجام بدم.واقعا تلاش های شما خیلی خوب مثمر ثمر واقع شده است. امید است با تلاش بیشتر بتوانیم ایل پایروند مافی رو ب تمام هم استانی ها بفهمانیم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*