یادداشتی از «محمدعلی سلطانی» هر عیب که هست از مسلمانی ماست

16103670985208
مشروح خبر

تخریب بنای تاریخی و ارزشمند خانقاه اخوت در کرمانشاه بازتاب‌ها و واکنش های گوناگونی در بین اهل فرهنگ و دغدغه مندان در پی داشته است. استاد محمدعلی سلطانی پژوهشگر برجسته ایران مطلبی در این باره به نگارش درآورده‌اند که در ادامه مطالعه می‌کنید:
خبرهای کرمانشاه ناگوار و هولناک است. با اینکه نوروز در راه است، برای تسکین مردم افسرده و تحت فشار تورم فرسوده از برنامه‌های متداول خبری نیست، کاری نمیتوان کرد، پس گفته‌اند (طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد.)
برای جای خالی عمارات عمادیه افسوس می‌خوردیم، از ویرانی ساختمان صارمیه، وکیلیه بعدی می‌نالیدیم، از آتش سوزی بازار کهنسال زرگرها و بیمارستان مسیح فغان داشتیم و از جنگ
و جدال انجمن‌های مدنی که می‌بایست زمینه سازان مدنیت و توسعه و تعاون و همکاری و اصلاح ساختار و فرهنگ سازی باشند، به ستوه آمده بودیم که ناگاه خبر رسید، خانقاه اخوت میعادگاه علما و عرفا و هنرمندان و اهل قلم و روزنامه نگاران واقعی و آزادیخواهان کرمانشاه درست و دقیق یکصد سال پس از آنکه کلنگ بنای آن به زمین زده شد یعنی ماه رجب سال ۱۳۴۲ قمری، در همین ماه یعنی رجب ۱۴۴۲ قمری تخریب گردید!
این عمارت در دوران رفرم پهلوی اول یکی از مراکز مهم اندیشه نوین در برابر پایگاه های بلشویک بود و میعادگاه علما و فضلا و عرفا و هنرمندان و اهل قلم و روزنامه نگاران و آزادیخواهان کرمانشاه بود که اکثرا از تلاشگران دوره مشروطه بودند. بذر مجله عرفانی ادبی (اخوت) با سرپرستی عارف ادیب شادروان حاج عبدالله نعمتی ملقب به عنوان طریقتی حاج مستشار علی و مشهور به حاج داداش، در کرمانشاه افشانده شد، و سپس روزنامه کوکب غرب از همین عمارت طالع شد.
پیش از احداث عمارت آن محل باغ شخصی شادروان میرزا هادی خان کارگزار نیای خاندان مشروطه‌خواهِ خانه خراب بود و هنر موسیقی افرادی از آن خانواده به پیشینه آن باغ که شاهد تمرین و تنفس گروه کنسرت هنر مندان طراز اول موسیقی ایرانی برای پیروزی مشروطه و ادامه آن برمی‌گردد.
آن ساختمان محل جلسات و تبادل نظر و آرا بزرگان شهر کرمانشاه بود، و پس از احداث ساختمان، فعالیت‌های فرهنگی و هنری نوین کرمانشاه تا سال‌های بعد از جنگ دوم جهانی در حوزه‌های مختلف هنری در این عمارت نشو و نما یافت. تئاتر، موسیقی، خوشنویسی، نقاشی، قلمزنی، سوزن دوزی، منبت و ... کرمانشاه از این عمارت و مدیریت آن سر بر آورد که هر کدام داستان خاص خود را دارد و در جای خود بدان پرداخته‌ام.
هنوز هم باور نمی‌کنم، که پس از آن سرنوشت غم انگیزی که دچار آن مرکز اندیشه و هنر و فرهیختگی شد، به در و دیوار آن با تمام قدرت و قدمت و عظمت رحم نکرده باشند.
آن ساختمان که تصویر مراسم کلنگ‌زنی و بنای آنرا با قید تاریخ و حضور مشاهیر کرمانشاه در صفحه ۸۴ کتاب تاریخ تصوف در کرمانشاه آورده‌ام، مجملی از مفصل عرفان، ایمان، آزادگی و اندیشه و هنر و فرهنگ برای کرمانشاه بود.
علی خان امیرکل زنگنه که از دوره صفویه تا آنزمان جز فترتی در ایام قاجاریه نسل بعد نسل حکمرانان نیکمرد و نیکوکار و آزاد اندیش و خدمتگزار و در اصل بانی شهر کرمانشاه و موقوفات گسترده آن بودند، از حامیان احداث این عمارت و فعالیت‌های فرهنگی و هنری آن بود. مکانی که عارف و عالمی بزرگ و صاحبدل و مجتهد مسلم چون آقا علی علما، پس از ترک محراب و منبر مشهورترین مسجد شهر که هم کسوتان او برای تصدی آن دست و پا می شکستند، در این جمع برای نخبگان شرح مثنوی شریف می گفت، و عارف درونگرا و شاعر بی مدعا و مدرس دانا آقا محمدعلی مظلوم غوامض فصوص و شرح قیصری را بررسی می کرد، خشت‌ها و آجرهای این عمارت صدای شعرخوانی مظلوم و لاهوتی و غیرت و ... در ذره خاک خود دارد، صدای ساز نی داود و قمر الملوک وزیری و شیخ حسین داودی به کرات در فضای آن پیچیده است.
هر خشت از خاک این ساختمان برای شهر کرمانشاه و مردم افسرده آن کتابچه ای از خاطرات انسانیت، عرفان، ایمان و هنر و فرهنگ است. نخستین نوانخانه درخور و نیز پرورشگاه ایتام در کرمانشاه در این عمارت طراحی و تاسیس و مدیریت شد.
مرمت و بازسازی آسانترین کاری بود که مسئولین ذیربط می توانستند با انجام آن وظیفه الهی، عرفی، شرعی و قانونی خود را انجام دهند، اما با این عملی که خلاف تمامی موارد مدنی، انسانی و الهی و متن صریح وقفنا مه تدوینی واقف است، و به آن خواهم پرداخت، تیشه بر ریشه آزاد اندیشی، فرهنگ و موجب نابودی یکصد سال حافظه تاریخی و فرهنگی و هنری کرمانشاه شدند.
خانقاه اخوت (صفی علیشاه) در کرمانشاه تا پیروزی انقلاب بارها مورد بازدید این قلم قرار گرفته، موانست و مکاتبات با شادروان سیدمحمد سعید غیرت آخرین مدیر مجموعه که نمونه آن در بخش نامه‌های (ارجنامه سلطانی) شاهد ادعاست، موجب دانستنی های ژرف در تاریخ معاصر کرمانشاه و به ویژه فضای چند بعدی آن مکان ارزشمند گردید. در آن محل که براستی موزه کرمانشاه شناسی بود، از کتابخانه مفصل و نسخه های خطی منحصر که ارادتمندان و علاقه مندان و اهل قلم این شهر و سایر نقاط از عراق عرب تا لرستان و همدان و ...اهدا کرده بودند و متصدیان گذشته از جمله مرحوم حاج داداش و آقا عبدالکریم غیرت و ... برای این جا تدارک دیده بودند. عکس‌های تاریخی مربوط به معاریف و بزرگان کرمانشاه در تمام حوزه‌ها، که بر دیوار اطاق‌ها در قاب‌های چوب گردویی خودنمایی می‌کرد. ظروف و اثاثیه نقره قلمزنی و پرده‌های سوزن‌دوزی از شمایل حضرت مولا علی (ع) و حضرت مریم (ع) و حضرت عیسی مسیح (ع) و ... که اکثر قریب باتفاق کار هنرمندان کرمانشاهی، همه و همه در روزهای پس از انقلاب بتدریج و در کهولت و عدم حضور مدیر و متصدیان امر بسرنوشت نامعلومی میان‌ کش و به یکباره محو و نابود شد و معلوم نشد که چه بر سر این همه آثار آنتیک و ارزشمند که سرمایه مردم و نسل های آینده کرمانشاه بود؛ آمد، و اگر با وجدانی پاک مواظبت و نگهداری می‌شد، امروز یکی از جاذبه‌های توانمند گردشگری در شهر کرمانشاه بود.
شرح این تخریب های فرهنگی را در تاریخ اجتماعی کرمانشاهان آورده ام، تا نسل‌های آتی بدانند که چه بر سر این شهر آمده است.
این تخریب تیر خلاصی بود، که امروز بر خانقاه اخوت کرمانشاه زده شد. کسانی که حتی مقدمه تاریخ و توسعه و توریسم را نمی دانند، و استعداد شان بیشتر در تخریب است تا ترمیم و تعمیر، در این شهر زخم خورده‌ی جنگ و زلزله و سیل و بیکاری و بیماری و اعتیاد و .... زده، نابودی این نماد اندیشه و فرهنگ و عقلانیت و عرفان را وجه همت ساختند و کار ناتمام میگ‌های بعثی را کامل کردند.
می‌گویند که این مکان ثبت ملی نشده و میراث فرهنگی ثبت آنرا در برنامه نداشته و یک دیوار از آن باقی بوده است. اول اینکه ساختمانی که به تصریح مسئول ذیربط در اختیار بوده، چرا باید حفاظت و نگهداری نشود تا به مخروبه مبدل گردد.
دوم، آنکه مقدمات مدیریت و الفباء قانون مدنی و مسئولیت حفظ سرمایه های فرهنگی و اجتماعی یک شهر را بداند یا خوانده باشد این نکته از بدیهیات است که طبق مقررات مصوب «هرگونه دخل و تصرف در بافت تاریخی شهرها باید با استعلام از میراث فرهنگی و گردشگری استان صورت پذیرد» مسئول اداره یا سازمانی که امروز هست و فردا نیست؛ نمی‌تواند چون فعال مایشا عمل کند.
منظور از وقف و ریشه واژه وقف و دلالات فقهی آن بر ایستادگی و بقا و استمرار است، و گرنه عنوان آنرا بجای وقف، صرف می گذاشتند. این عمارت تاریخی را واقف به‌امید حفظ و نگهداری و تعمیر و ترمیم وقف کرده است، آیا منطقی و عقلانی است که بگوییم، این ساختمان استثنایی به نیت تخریب در اختیار اوقاف قرار گرفته است؟
این عمل ناشایست در ادامه سیاستگذاری های بدون مطالعه و رایزنی و مشورت انجام گرفته است و حتی بالاترین مقام استان که باید از وی کسب تکلیف شود و مراتب باطلاعشان برسد، تا آنجا که کندوکاو شده است، اطلاعی از قضیه ندارند. نکته مهمتر بر طبق وقف نامه تنظیمی از سوی مرحوم حاج داداش که تصویر آن در آرشیو کتابخانه این قلم موجود است این عمارت برای اجرای مراسم طریقتی اخوان صفایی، یعنی مریدان شاخه صفی علیشاهی نعمت اللهی وقف شده است و تصریح وقفنامه چنین است که (آقای حاجی مستشار علی وقف موبد صحیح شرعی و حبس مخلد نمود تمامی شش دانگ خانقاه مرقومه را با توابع و لواحق الشرعیه و العرفیه بر آقایان اخوان صفایی و تولیت آن مادام الحیات با خود و بعد الفوت به اولاد ذکور ارشد خود نسلا بعد نسل و طبقا بعد طبق در صورت انقراض اولاد ذکور از نسل واقف، تولیت آن با اورع اخوان صفایی آن زمان است، و....) _ و این در حالی است که سلسله صفی علیشاهی اخوان صفا منقطع نشده است و در مرکز آن مریدان محترم در تهران معروف به خانقاه صفی علیشاه که مقبره آن بزرگمرد هم هست، شهرت جهانی دارد و جمله پایانی وقفنامه آن مرکز را ذوالحقوق قرار می دهد، در عدم قبول فرزند ذکور ارشد، و اگر مسئولین ذیربط با راهکار دیگری برای پاساژ سازی وارد صحنه شده اند، آن قضیه دیگریست.
به هنگام سفر رهبری به کرمانشاه در سخنانی که هیچگاه از صدا و سیما پخش نشد با اینکه بالاترین مقام سیاسی، عبادی، نظامی مملکت و هزاران نفر از اهالی حاضر شهر و شهرستانهای تابعه شنیدند و برای نخستین بار در محضر ایشان با کف زدن‌های ممتد مطالب ارائه شده را تایید کردند، و هزاران بار در فضای مجازی دیده شده است، یکی از موضوعات مورد اشاره ام، مسئله وقف در کرمانشاه بود، که کرمانشاه بعد از آستان قدس رضوی با آن عظمت که بعد از واتیکان از لحاظ مکنت در جهان قرار دارد، شهر ما در کشور بعد از آستان قدس قرار دارد، یعنی جایگاه دوم را به خود اختصاص داده است، تا شاید علاجی باشد برای این همه فقر و فاقه در این ولایت ... . پس از چهل سال هنوز یک گزارش شفاف یا نیمه شفاف و حتی کدر از وضعیت اقتصادی اوقاف در استان منتشر نشده است، یا حداقل بدست ما نرسیده است.
بنا به گزارش خبری مهرماه ۱۳۹۳ در گفتگوی مسئول آن سازمان ، ۱۱۰ بقعه و قدمگاه در استان وجود دارد! که ۴۷ (چهل و هفت) بقعه آن بدون سند و شجره بوده اند!؟ و حذف و محروم شده و ۶۳ (شصت و سه) بقعه دارای شجره که بازسازی شده و در این میان ۲۶ بقعه از این تعداد تعمیر و تجهیز شده اند و اکثر قریب به اتفاق هم موقوفات دارند، در اینجا وارد بحث تاریخی نمی شوم، اما در حفظ و نگهداری این بقاع متبرکه جز ساکنان حریم آنان یک زوار را به مردم شهر معرفی کنید، که یک ریال در اقتصاد منطقه صرف نموده باشد، چه طرح و برنامه ریزی فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی، در این زمینه انجام گرفته است؟ در حالی که اگر موهبت کرونا نبود، دانش آموزان مناطق محروم کرمانشاه باید زمستان امسال را هم در کانکس های یخزده می گذراند.
پرسش پایانی از مسئولین سازمان اوقاف کرمانشاه اینکه وقفنامه مشروح و مفصل موقوفات و رقبات شیخعلی خان زنگنه صدر اعظم که با تفکیک ولایات کرمانشاه _ همدان _ قزوین _و اصفهان که در طوماری چند متری از دوره صفویه تنظیم و مدون شده بود، و سواد بخش‌هایی از آن در دست افراد است، اکنون در کجا نگهداری می‌شود، چرا در آرشیو سازمان وجود ندارد این سند تاریخی که هویت اعتقادی و ملی مردم کرمانشاهان و خاندان زنگنه است، در جاییست یا همانند خانقاه اخوت تخریب و نابود شده است؟
فرصت اندک و سخن بسیار، بازسازی عمارت خانقاه صفی علیشاه به هر نام و عنوانی باید به همان صورت اولیه بازسازی شود و در راستای نیات واقف یا واقفین مورد بهره برداری قرار گیرد. کرمانشاه به اندازه کافی پاساژ با کاسب بدون مشتری دارد، این شهر بیش از اندازه لازم تخریب شده است، ویرانی آنرا علاج کنید، از کنار ویرانگری‌ها با چشم بسته نگذرید، به واقع اگر پاسخگوی فلاکت و زخم‌های ناسور این شهر نیستید، بیش ازاین تاخیر روا مدارید، به اطلاع مردم برسانید و آنها را بخودشان واگذارید که درد شان را خود چاره گر باشند، یک شهر به نمادهای تاریخی و فرهنگی و جاذبه‌های خدادادی گردشکری آن زنده است، و خداوند در این استان تمام مواهبش را با سخاوت بی کرانه خود ارزانی داشته است‌.
تحفه صنعت پتروشیمی که سوغات مسئولان به کرمانشاه شده است، در عین تشنگی، نوشیدنی زهر آلودی است که طبیعت و محیط زیست کرمانشاه را در دهه های آتی به دوزخ تبدیل خواهد کرد، و جز برده داری برای حلقه سرمایه داری و اشتغال کشنده برای کارگران رنجدیده منطقه و ریاست مهندسین و کار شناسان غیربومی، جز مسکن موقت تومور های سرطانی این شهر نیست، ما به تاریخ و جاذبه‌های طبیعی و گردشگری و آئین و آداب و رسوم خود، بدون آلودگی و آلاینده ها نیازمندیم، و می توانیم برای نسل‌های آینده زمینه ساز باشیم، به این ویرانگری‌ها در محیط زیست و بافت تاریخی و طرح‌های مالیخولیایی پایان دهید، سرطان منوریل و تله کابین برای کرمانشاه کم نبود؟! تخریب ساختمان های تاریخی رسم شد، این ساختمان هویت شهر ماست، ننگ است جغرافیایی با چندین بازارچه مرزی و آنهمه سرمایه خدادادی که هیچ چیز کم ندارد، ساکنان آن از گرسنگی بنالند، جوانان تحصیلکرده اش، تا حد موجودی غیر ذی‌عقل نزول کنند و به باربری و کولبری، بپردازند ‌‌‌‌... و شما مسئولان که در مصدر امور هستید، بجای راه چاره و اقدام پیشگیرانه، کنترل امور، همان حرفهای مردم را تکرار کنید و تحویل بدهید، که (من مست تو دیوانه، ما را که برد خانه) این کاروان چگونه به مقصد می رسد؟ با همدلی و همصدایی این نسل را از تنگنای پیش آمده بگذرانند، که تلف نشوند. برای جمعیت این منطقه که کرمانشاه نام دارد، توانی نمانده است.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − 2 =

1 + 7 =