یادداشتی از «وحید حاج سعیدی»؛ عمو سیفی و تست واکسن کرونا!

-حاج-سعیدی-e1571748923124
مشروح خبر

دیروز با رعایت پروتکل های بهداشتی به مدرسه رفتیم تا در جلسه شورای معلمان شرکت کنیم. مدیر در حال بررسی نقشه راه مدرسه و نحوه برگزاری ارزشیابی تکوینی و توصیفی بود که یهو عمو سیفی ( سرایدار مفخم مدرسه) مثل اجل معلق بدون ماسک وارد دفتر شد و گفت: آقا مشتلق بدین … درود و صد درود … شیر بدون پالم مادر حلال تون … خیر از جوونی تون ببینید…
دانشمندان دلاوران … به نام یزدان پیروز باشید… مدیر گفت: چی شده سیف اله؟ باز آب و روغن قاطی کردی؟! این مسخره بازیا چیه؟ عمو سیفی گفت: دیگه می خواستی چی بشه؟ ما الان منتظر چی هستیم؟ من گفتم:1400! گفت: نه مهم تر از 1400! مدیر گفت: لابد منتظریم بایدن بیاد و به برجام برگرده، تحریمارو برداره، دلارهای بلوکه شده ما به کشور برگردن، ارزش پول ملی بالا بره، نرخ دلار پائین بیاد و اقتصاد ما از رکود خارج بشه! سیف اله گفت: نه آقا اینا چیه میگی؟!
پدر آمرزیده واکسن کرونا کشف شده. واکسن کرونای ایرانی مرحله اول رو رد کرده و وارد فاز آزمایش روی انسان شده! در ضمن یوسف سلامی خبرنگار صدا و سیما اسم منو آورده!
اینم فیلمش … بعد موبایلشو درآورد و یوسف سلامی خبر تولید واکسن و عبور از مرحله آزمایش روی حیوانات رو داد و گفت: تا الان هم صد نفر داوطلب تست این واکسن شده اند!
مدیر گفت: اسم تو رو کجا گفت؟ سیف اله گفت: من هم جزو یکی از اون صد نفر هستم که برای تست ثبت نام کردم! مدیر که کفری شده بود گفت: تو کجات شبیه آدمیزاده که تست دادنت باشه! خواهشاً برو انصراف بده بذار واکسن مراحل عملیشو درست و حسابی رد کنه، دو روز دیگه گرفتار نشیم!
اولاً تا واکسن اصلی کشف بشه و به مرحله اجرای همگانی برسه زمان می بره! درثانی واکسن هم کشف بشه باید مدتی پروتکلا رو اجرا کنیم. شما هم فعلاً ماسکتو بزن، دستاتم خوب بوشور… بعد هم برو حیاطو جارو بزن… دستگیره ها رو هم ضدعفونی کن… چایی هم نخواستیم!

در ضمن تو که با این دانشمندا و محققا در ارتباطی نمی تونی سفارش کنی روی همین پلت فرم اگه می تونن یه واکسن هم واسه سوء مدیریت، رانت خواری، زمین خواری، جنگل خواری، تالاب خواری، بیابان خواری، موقوفه خواری، ( نفسم گرفت ) و سایر حقه بازی ها پیدا کنن؟! اگه این کارو کنن روی همه شون از دور می بوسم البته با رعایت پروتکل های بهداشتی!
ببینم اونجا هم برای تست مرحله انسانی داوطلب میشی یا نه؟! هنوز صحبت های مدیر تمام نشده بود که موبایل سیف اله زنگ خورد و چند تا چَشم چَشم گفت و مثل یوز پلنگ ایرانی در حال انقراض از دفتر خارج شد! خدا به خیر بگذارند…

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + چهارده =

+ 59 = 68