یادداشتی از «یادگار محمدی»؛ کرونا؛ یک بیماری اجتماعی

انسان ها در نتیجه تقابل زندگی اجتماعی با دیگران همواره دچار مسائلی شده اند ، در حالی که در کنار آن، برای غلبه بر آن مسائل بدنبال حل آنها برآمده اند؛ از جمله مسائل فراگیر که دامنه سراسری تمام جوامع انسانی را در بر می گیرد و ارتباط تنگاتنگی با کنش متقابل و نحوه صحیح زندگی کردن به عنوان عامل مهم فرهنگی دارد، مباحث سلامت و درمان است؛ لذا مهمترین فاکتور حوزه سلامت، پیشگیری از بیماری و قطع زنجیرة شیوع بیماری است.
با این وجود دو مفهوم سلامت و فرهنگ به عنوان علت العلل این چنین مسائلی نیازمند توجه ویژه به زیرساخت این مسائل یعنی حوزه سلامت فرهنگی دارد.سلامت فرهنگی در شیوه صحیح سبک زندگی ما انسانها نمایان می گردد.سبک زندگی، مفهومی است که در قرن حاضر مورد توجه ژرف پژوهشگران و برنامه ریزان قرار گرفته است .
پیچیدگی های دنیای امروز، زندگی و رفتارهای انسان ها را تحت تاثیر قرار داده است، از جنگ جهانی دوم به بعد و روندهایی که در جریان انقلاب صنعتی روی دادند زندگی انسان را به طور ناخواسته مطابق با اهداف و نتایج این پیشرفته ها به دنبال خود تحت تاثیر قرار دادند .
به طبع این جریان ها رویه های اجتماعی ، تعاملات اجتماعی، روابط بین فردی ، را دچار تغییر و دگرگونی کرده است.
بنا بر تعریف اندیشمندان جامعه شناسی، سبک زندگی مجموعه ای کم و بیش جامع از کارکردها که فرد آنها را بکار می گیرد ، تا از طریق آن ، هم نیازهای جاری خود را برآورده سازد و هم ، روایتی ویژه را که وی برای هویت شخصی خود برگزیده است ، در برابر دیگران مجسم سازد.
در دنیا بیش از 3/1 درصد از کل موارد مرگ و میر به دلیل شیوع و رواج چند رفتار تهدید کننده سلامت روی می دهد که تقریباً همه آنها ناشی از نادرست بودن سبک زندگی فردی و اجتماعی است.
آمار ارائه شده در مورد دلایل اصلی مرگ و میر بیانگر آن است که 53 درصد از علل مرگ و میرها به سبک زندگی، 21 درصد به عوامل محیطی ، 16 درصد به عامل ارث ، و 10 درصد به سیستم ارائه خدمات بهداشتی درمانی مربوط می شوند.
بینش مذکور نشانه از ارتباط سیستماتیک عناصر جامعه باهم دارند که لذا در صورت بروز کارکرد نامناسب عاملی در جامعه، عوامل دیگر تحت تاثیر قرار می گیرند؛ نمونه بسیار بارز و به روز این مسئله را می توان در مسئله کرونا به عنوان یک بیماری همه گیرشناختی بررسی نمود.
جانگ ون هونگ(2019)، در تعریف سازمان بهداشت جهانی از این ویروس به عنوانncov یاد کرده است،که در آن nبه معنی جدید و cov به معنی ویروس تاجی است. به طور کلی این ویروس نیز شبیه سندروم حاد تنفسی که سارس(SARS)نامیده می شود است، اما به هیج وجه یکسان نیستند.
مسئله کرونا مثال زنجیری است که به صورت در هم تنیده به هم متصل است که عناصر ساخت این سلسله زنجیره ای را ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه تشکیل می دهد و لذا شکستگی و نقصی در این زنجیره ی اتصال پیش بیاید کل مجموعه را به عنوان کلی واحد و منسجم از هم می پاشد و ساختار آن را سست و در طی زمان دچار کژکارکرد خواهد کرد.
بحران کژکارکرد اجتماعی کرونا را می توان در مقوله های مختلفی بررس نمود که هریک نقش به سزایی در شکل گیری آن دارند.
1- مقاومت فرهنگی، به عنوان معیاری است که افراد به منزله ی حفظ رسوم همانند معاشرت با آشنایان و دوستان، بالفعل بودن افکار سنتی برگرفته از گذشتگان که نقض آن به منزله برهم شکستن ساختار فرهنگی جامعه است، نبود سطح سواد اجتماعی و آگاهی فرهنگی اجتماعی در این زمینه، قابل طرح است که یک بازبینی مجدد در فرهنگ و آداب و رسوم جامعه نیاز است.
2- پست مدرن شدن ارزشها، نمونه بارز متضاد است که در جهانىشدن امور روزمره در هویت، ترجیحات سبک زندگى و حالات مصرفى می توان مشاهده کرد. این موارد جریان سیالی هستند که با سیمایی متضاد در مسیر روش جدید زندگی کردن با کرونا گام برمی دارند.
راهکاربرون رفت جامعه ما از شیوع و گسترش بسیاری از بیماری هایی که با حضور در اجتماع های گسترده، دست دادن،سرفه کردن، روبوسی کردن به سایرین انتقال پیدا می کند؛ در وهله ی اول؛ این است که با ارزش قائل شدن به یافته ها و دانش علمی خود و سایر اقصی نقاط جهان، برای حفظ سلامتی، رعایت اصول اولیه بهداشتی از بسیاری عادات و ویژگی های رفتاری که هزاران سال است مردمان ما آنها را در زندگی روزمره خود معقول می دانند و تحت عنوان فرهنگ به جا مانده از گذشتگان دربرگیرنده بخشی از ذخیره دانشی آنهاست، اقدام عملی را در راستای انتخاب منطقی برگزینند.
انتخاب منطقی از طریق تشویق، ظرفیت سازی، آگاه سازی و تغییر سبک زندگی امکانپذیر خواهد بود.هرچند که زمان زیادی طول می کشد تا زمینه برای پذیرش این تحول در سبک زندگی ایجاد شود.
همچنین، نوعی حمایت اجتماعی فراگیر نیاز است که همه گروه های اجتماعی بالخص گروه های نیازمند را تحت پوشش خود قرار دهد. اگرچه توجه به خدمات حمایت اجتماعی می تواند افراد را در انجام وظایف اولیه حمایت کند و به تبع، آنان را برای پذیرش نقش های بیرون از منزل نیز به سطحی از مقبولیت برساند، اما در این بین باید توجه داشت که نوع سیاست های اجتماعی، آن هم به صورت فراگیر نمی تواند به تنهایی نقش صد در صدی در دستیابی افراد به توانمندی اقتصادی و اجتماعی در دوران پساکرونا داشته باشد.
آن گونه که شواهد نشان داد هراس از حضور افراد در جامعه، نیز نتوانسته آنچنان وضعیت مناسبی را برای رهایی از کرونا فراهم کند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + 5 =